تعلیم و تربیت کودکان

تعریف تربیت
تربیت یعنی آگاهی دادن - پرورش دادن - آموزش دادن
روش رفتاری و گفتاری آموزش دادن به غیر بطوری که این روش ملکه او (فراگیر یا متربی) شود.

تعریف کودک
طبق تعریف یونسکو انسان از بدو تولد تا 18 سالگی کودک نامیده می شود. تمام توانایی های ما را دارد اما به صورت بالقوه. تمام حق و حقوق را مثل انسان های دیگر داراست و تا 18 سالگی پاسخگوی جرم ها و پیگردها نیست.

منابع و کتب:
- رشد و شخصیت کودک /پاول هنری ماس/ مهشید یاسایی / نشر مرکز
- راهنمای کامل تربیت کودک / الیزابت پنسکی / اکرم قیطاسی / نشر صابرین
- به بچه گفتن و از بچه شنفتن / آدل فابر و دالین مازلین/ فاطمه عباسی فر / نشر سروش گستر
- چگونه سخن بگوییم که نوجوان ها به ما گوش دهند و چگونه گوش دهیم که آنها با ما سخن بگویند / آدل فابر و دالین مازلین / لیلا زارع و مهرنوش ده بزرگی
- چگونه به کودکان بگوییم تا بیاموزند / آدل فابر و دالین مازلین / حسنا اقبالی


انواع نظام های تربیتی
1 - تدریجی بودن (مرحله ای و تکراری)
2 - مستمر بودن (استمرار و پی در پی)
3 - مسئله نگر بودن (احتیاج و نیازی در آینده را برآورد کند)
4 - همه جانبه بودن
5 - در نظر گرفتن تفاوتهای فردی
6 - تفاوتهای فرهنگی
7 - رعایت هنجارها
8 - ارزیابی درست از نیازهای مادی و معنوی انسان
9 - آگاه ساختن و برانگیختن حس کرامت و عزت نفس
10- هشدار دهی و غفلت زدایی
11- کمک به کودک برای رسیدن به استقلال شخصیت و دوری از وابستگی
12- دادن آزادی، مسئولیت و تقویت منطقی مداری
13- اعتدال
14- تسهیل آسان گیری


شیوه های رایج تعلیم و تربیت در ایران :

1 - مستبدانه (سخت گیرانه)
اصل اول این شیوه احترام و اطاعت از والدین است. کنترل فرزندان با تعیین مرزهایی مشخص و جدی بدون حق اعتراض یا نظر خواهی از آنها اعمال می شود. در صورت اشتباه تنبیه و مجازات حتمی است. این شیوه در روستاها یا خانواده های سنتی بیشتر دیده می شود. فرزندان عموما مطیع و فرمان بردار بوده و از مقایسه و رقابت هراس دارند. در عین آرام بودن، پرخاشگرند. عدم استقلال و حس نا امنی از ویژگی بارز شخصیتی آنهاست. حس ابتکار و خلاقیت یا رهبری گروه در آنها دیده نمی شود.

2 - سهل انگارانه (آزاد منشانه)
شیوه تربیتی غلط آمیز بدین معنی که والدین به فرزندان خود اجازه می دهند هر کاری بکنند. هیچ فلسفه یا نظم تربیتی در کارنیست. تنبیه و بازخواستی هم وجود ندارد. کودکان از آموزش اجتماعی ضعیفی برخوردارند و می پندارند سایر امور والدین از آنها مهم ترند. این امر باعث می شود نوعی تزلزل روانی در آنها ایجاد شده، با وجود استقلال فکری و عملی، به سمت بی مسئولیتی یا بی بندوباری سوق پیدا می کنند.


3 - شیوه دموکراتیک و مقتدرانه (قانون مند)
در این شیوه تربیتی نقش ها تعریف شده است، همه افراد قابل احترامند، همه حق اظهار نظر دارند، حق و وظیفه بین همه افراد وجود دارد، والدین پذیرنده هستند، مقررات واضح، روشن و برای همه وجود دارد و همه در برابر تمام رفتار و گفتار خود مسئول بوده و باید توضیح منطقی بدهند.
همه افراد شیوه سوم را می پسندند اما اکثراً به صورت شیوه اول (مستبدانه و سخت گیرانه) تربیت شده اند. بنابر این ناخواسته شیوه اول را برای تربیت فرزندان بر می گزینیم. سعی مان برای تربیت نوع سوم است. در این حالت است که فرزندان دچار تناقض و سرگردانی تربیتی می شوند. در خانواده دموکرات برای کوچک ترین قضیه باید مشورت و توافق و قانون وضع شود. در خانواده سنتی از مصلحت حرف می زنند اما در خانواده دموکراتیک، از منطق می گویند.
در ادامه به بحث و گفتگو پرداخته شد.


روشهای رسیدن به خانواده دموکراتیک و مقتدرانه

1 - یاری دادن به کودکان با تکیه بر احساسات و عواطف آنها
الف) با دقت تمام گوش دهید
ب) احساسات آنها را با کلمه ای تصدیق کنید (نظیر آهان، خوب، هوم و ...)
ج) احساسات کودک را با عباراتی بیان کنید و جدی بگیرید (حس همدردی)
د) به طور خیالی آرزوهایش را برآورده کنید (مثال : وجود یک فرشته خیالی)



آگاهی ها و نکته ها:
1 - کودکان معمولا دوست ندارند عین جملاتشان را به آنها برگردانیم و اعتراض می کنند.
مثال = کودک می گوید: امید یکی از بچه های مهد کودک را دوست ندارم. مادر : خوب تو امید را دوست نداری. کودک می گوید این جمله را که خودم گفتم.
2 - دسته دوم کودکانی که ترجیح می دهند وقتی که آشفته هستند مطلقا با کسی حرف نزنند. در اینجا فقط حضور پدر و مادر تسلی بخش است.
3 - کودکانی هستند که با عواطف شدید احساسات خود را بروز می دهند. (گریه و هق هق شدید می کنند) و اگر کودک جواب سردی از پدر و مادر دریافت کند خشمگین می شود.
4 - کودکانی که در زمان بروز احساسات شدید، پاسخ احساسات شدیدتری از پدر و مادر دریافت می کنند. یادمان باشد که احساسات شدیدتری به کودک نشان دهیم.
5 - کودک را با صفت یا عنوانی که خودش را در حین عصبانیت نامیده صدا نکنید. مثلا کودک در مدرسه مورد تشویق قرار نمی گیرد یا نمره بدی می گیرد و می گوید من خنگم و چیزی نمی فهمم.

استفاده از همیاری و توان خود در جهت تربیت کودک
هر کدام از امر و نهی ها بر اساس کدامیک از عوامل ده گانه زیر است؟
1 - سرزنش کردن و اتهام زدن (چقدر دست و پا چلفتی هستی)
2 - بد و بی راه گفتن
3 - تهدید
4 - امری و فرمانی (زود باش - یالله)
5 - وعظ و خطابه (کودک چای را روی فرش ریخته، مادر شروع به نصیحت می کند)
6- اخطار (مواظب باش نیفتی - بار اول آگاهی، بار دوم به بعد تکرار می شود)
7 - عبارت شهید نمایانه (بذار من بمیرم، بی مادر بشی، بابات بره زن بگیره، بفهمی ...)
8 - مقایسه کردن (فلانی نمره خوب گرفت. تو چی؟)
9 - ریشخند زدن (شب امتحان، دفتر ریاضی تو دادی به دوستت، کشته مرده هوشتم)
10- پیشگویی (با این نمره 16 که گرفتی ها، حمال هم نمیشی)

خلاصه فصل دوم کتاب
استفاده از همیاری برای تربیت کودک

1 - مسائل را آنگونه که می بینید، خیلی کوتاه توصیف کنید - جمله به صورت اخباری و خنثی (حوله خیس روی تخت خوابه)
2 - اطلاعات بیشتر به او دهید . (حوله داره روتختی رو خیس میکنه)
3 - منظورتان را با یک کلمه بیان کنید (حوله)
4 - درباره احساستان صحبت کنید . (دوست ندارم رخت خوابم خیس بشه و توش بخوابم. دوست ندارم هر وقت از سرکار بر می گردم خونه ریخت و پاش باشه)
5 - از طرف اشیا برای کودک شکلک بکشید (در صورتی که سواد دارد برایش بنویسید)
    
فصل سوم
جانشین های تنبیه

1 - به جای تنبیه روشهای مفید اصلاح را پیشنهاد کنید: 
2 - به جای استفاده از کلمات تند، تقبیح شدید کنیم. (کسی دوست نداره اینجا بچه ای بدود)
2 - به او فرصت دهید و از جملات « یا » دار استفاده کنید. 
(به جای دویدن میتونی یا در خرید کمک کنی یا داخل سبد بنشینی)
3 - تصمیم فعالانه بگیرید و به او القا نکنید. (از چشمات معلومه انگار تصمیم گرفتی تو چرخ بشینی)
4 -  خیلی قاطعانه بگذارید از عواقب کارش مطلع شود. (تو را به خرید نمی بریم چون در هفته گذشته اذیت کردی. بعد که ناراحتی کرد از او بپرسید تو به من بگو چرا نمی برمت؟)


یک راهکار در زمانی که کودک حرف زشت می زند:

در این زمان ما دو راه داریم
اول اینکه : با او برخورد می کنیم و کتک و تنبیه و ... که به هیچ وجه توصیه نمی شود.

دوم اینکه : سکوت می کنیم و هیچ عکس العملی انجام نمی دهیم. که در این صورت به مرور زمان از زبانش خواهد افتاد.

دو سوال:
1- کودک شما حمام کردن را دوست ندارد. چه روشی را انتخاب میکنید تا علاقمند شود؟
2- کودک شما برای بار سوم مدادش را گم کرده است. شما چگونه به او آموزش میدهید تا دوباره این اتفاق را تجربه نکند؟


- به کودکان باید حریم های خصوصی را آموزش داد. برای این منظور میتوان گوشه ای از خانه را با یک زیر انداز برای کودک مشخص کرد و به او بیاموزیم که این محدوده برای بازی توست و ما هم به آن احترام بگذاریم.
- باید به کودک حس امانت داری و اعتماد را آموخت. پدر و مادر میتوانند این حس را با دادن پول تو جیبی و استفاده به موقع آن به کودک یاد دهند.
- در خریدهای روزانه بچه را به همراه خود ببریم و تبادل پول و کالا را به او بیاموزیم. او را در این کار سهیم کنیم . مثل دادن کرایه تاکسی به راننده.
- اگر کودک بیاموزد که ارزش پول چقدر است میتواند معنای پس انداز را نیز درک کند.
- زمانی که فرزندمان وسیله ای را در مدرسه جا گذاشت و یا گم کرده بود فردای آن روز برای جستجو و پیدا کردن آن تلاش کند.
- زمانی که ما بصورت ماهیانه به فرزندمان مبلغی را میدهیم میتواند بیاموزد که در آینده مدیریت بهتری بر زندگی خود و مخارجش داشته باشد.
- بچه ای که کوتاهی کرده و در نگهداری وسایل شخصی  و لوازم التحریرش بی سلیقه است را نباید با پول دادن و خرید دوباره همراهی کرد. میتوان در قبال کار و کمکی که در خانه می کند این کار را جبران کرد.
- مقدار ماهیانه ای که به فرزندان داده می شود بستگی به میزان درآمد خانواده ها دارد.


زمان: 2018-05-16 21:45:11