بررسي عوامل ايجاد محبت بين مربي و متربي - بلموت آفابت


بررسي عوامل ايجاد محبت بين مربي و متربي

همواره تربيت انسان از دغدغه‌هاي مهم انديشمندان بوده است و آنها مي‌خواهند انسان به گونه‌اي شايسته تربيت شود تا به سعادت واقعي خود دست يابد. در اين عرصه، محبت نقشي اساسي را ايفا مي‌كند، زيرا محبت نياز فطري انسان و گوهري است كه در جسم و روح انسان جلوه‌گر مي‌شود و باعث رشد و تكامل او خواهد شد و عامل ديگري نمي‌تواند جانشين آن شود، به گونه‌اي كه تربيت بدون آن دست‌نيافتني است؛ چرا كه تربيت در بستر محبت شكل مي‌گيرد و مهرورزي در جامعه، بدون اين دو به كمال نمي‌رسند.

از طرفي ديگر، رابطه‌هايي كه در جامعه بر پايه دوست داشتن و مهرورزي بنا شوند، ثمره آن استوارتر و ديرپاتر خواهد بود. از اين نظر، مكتب قرآن و رسالت، پايه‌ هدايت و تربيت انسان را بر اساس مهر و محبت نهاده است. بنابراين، ريشه‌يابي عوامل تقويت‌كننده محبت و دوستي‌ها و نيز عوامل سست كننده آنها و آثار و پي‌آمدهايي كه بر اين پيوندها مترتب است، مهم و ضروري به نظر مي‌رسد.

نوشتار حاضر اين‌گونه عوامل و پي‌آمدها را از نگاه آيات و روايات بررسي مي‌كند و با توجه به گستردگي مباحث تربيتي، دغدغه‌هايي مانند ضرورت، حساسيت و از سويي خلاء پژوهشي در رده‌هاي سني كودك، نوجوان و جوان بر گستره مباحث در اين محدوده متمركز شده است.
 منظور از «محبت» محبت بين والدين، مربيان و معلمان با متربيان است و بعضي از فوايد اين تحقيق عبارتند از آشنا شدن مربي، معلم و والدين با نحوه تعامل بهتر با متربيان و بسترسازي براي تربيت‌پذيري بيشتر و آسان‌تر و مفيدتر آنها و همچنين شناخت آثار و ثمرات محبت‌ورزي در زندگي فردي و اجتماعي انسان.


اهميت و جايگاه محبت
عواطف انسان و در راس آنها محبت، از مهم‌ترين عوامل موثر در رشد و تعالي رفتار و منش انسان به شمار مي‌آيند. بنابراين، والدين و مربيان وظيفه سنگيني در پرورش عواطف متربيان برعهده دارند. محبت نيز خود مي‌تواند در اين راه يار شفيق مربي باشد؛ چرا كه محبت عامل ارتباط مربي با متربي است، سبب مقبوليت مربي نزد متربي مي‌شود و الگوبرداري متربي را در پي‌دارد، همان‌گونه كه باعث استمرار ارتباط متربي با مربي مي‌شود. 

نظام تربيتي اسلام به اصل محبت و دل‌بستگي بين مربيان و متربيان نگرش ويژه‌اي دارد، چنان‌كه آن را بهترين عمل و در راستاي محبت خدا مي‌داند كه رحمت خداوند را همراه دارد، همچنان كه براي محبت به كودك ارزش خاصي مي‌نهد و اين اصل تا آنجا در تربيت موثر است كه خداوند، بهترين بندگان خود را به وسيله آن تربيت كرده است.

عوامل ايجاد محبت بين مربي و متربي
محبت به معناي دوست داشتن در بين افراد و جامعه به ويژه در روابط بين مربيان و معلمان با متربيان آنان كه ابتدايي‌ترين ثمره آن ايجاد اعتماد بين آنهاست، جايگاهي رفيع دارد، به نحوي كه هيچ امري در مسير كمال انسان و جامعه بدون آن سامان نمي‌گيرد، بلكه اساس و محور تربيت را تشكيل مي‌دهد و بدون آن تلاش در اين عرصه بي‌ثمر خواهد ماند. 

اين فصل مواردي را كه آيات و روايات عوامل ايجاد محبت برشمرده‌اند، استخراج و تبيين مي‌كند. بنابراين، شايسته است والدين و مربيان تلاش كنند با كسب و به كارگيري عواملي كه بيان مي‌شود، رابطه عاطفي خود با متربيان را مستحكم كنند. 

با تامل و دقت نظر در اين عوامل بايد اذعان كرد كه بعضي از آنها نقش زيربنايي و كيميايي در امر تربيت دارند مانند شناخت، ايمان، نيت و بعضي ديگر نيز چنانند كه وظيفه مربي بدون آنها سامان پيدا نمي‌كند و حاصل آن عنوان تربيت به خود نمي‌گيرد، مانند خوي نيكو، تواضع، گشاده‌رويي، رفق و مدارا.

موانع ايجاد محبت بين مربي و متربي در مسير تربيت ممكن است موانعي از برقراري پيوند عاطفي ميان افراد به ويژه والدين و مربي با متربي جلوگيري كند يا باعث سست شدن اين پيوند شود. متربي نيز با وجود چنين صفاتي در والدين و مربيان، رغبت برقراري رابطه با آنها را پيدا نمي‌كند. بنابراين عوامل و روش‌هاي تربيت بي‌تاثير خواهند ماند. بنابراين، سزاوار است همان‌گونه كه به دنبال عوامل و روش‌هاي جديد و موثر در تربيتيم، بيش از آن درصدد از بين بردن اين‌گونه موانع از سر راه تربيت متربيان باشيم و مسلم است كه با وجود اين موانع، عوامل ايجاد محبت، تاثير واقعي خود را كه ايجاد اعتماد بين مربي و متربي است؛ از دست مي‌دهند.
 
از اين‌رو تلاش، اين اثر در اين فصل بر آن است تا عواملي را كه در روايات از آنها به عنوان موانع ايجاد محبت بين افراد بيان شده است، جمع‌آوري و تبيين كند.

آثار فردي ابراز محبت
انساني كه در محيط گرم محبت والدين و مربي پرورش مي‌يابد، رواني شاد و دلي آرام و با نشاط دارد، به زندگي اميدوار و دل‌گرم است، خود را در اين جهان پر آشوب، تنها و بي‌كس نمي‌داند تا تعادل و آرامش نفساني خويش را از دست بدهد. در پرتو محبت، صفات عالي انساني، عواطف و احساسات او به خوبي پرورش مي‌يابد كه نتيجه آن، پرورش انساني متعالي است. 

از اين‌رو، وجود يا نبودن محبت در تعادل و عدم تعادل جسم و روح، نقش كليدي دارد. در واقع، محبت در تربيت انسان فقط نقش عامل و روش را ندارد، زيرا تك‌تك لحظه‌هاي عمر انساني كه رو به رشد و كمال حركت مي‌كند، بايد همراه محبت سپري شود. پس هر عاملي كه سبب شود انسان به خود و ديگران نگاه و فكر منفي افكند، در خلاف مسير محبت حركت مي‌كند و مانع رشد و كمال جسمي و معنوي او مي‌شود. 

از آنجا كه محبت از صفات فطري انسان است و نمي‌توان درباره آن بي‌توجهي كرد، بلكه انسان هميشه طالب دوست داشتن و دوست داشته شدن است، اين خصوصيت تاثير فراواني در زندگي فردي و اجتماعي دارد و اگر به طور صحيح رهبري شود، رشد و شكوفايي فرد و جامعه را همراه دارد. اين فصل به جهات گوناگون تاثير محبت در رشد و شكوفايي متربيان مي‌پردازد.

آثار اجتماعي ابراز محبت
محبت و دل‌بستگي، جزء مباني، اصول و روش‌هاي مهم در عرصه تربيت و رشد اجتماعي است و انسان‌ها بايد در روابط خود با ديگران، آن را سرلوحه كار خويش قرار دهند. البته اين امر در رابطه بين مربي و متربي بسيار اهميت دارد، زيرا تربيت و رشد اجتماعي متربي بعد از محيط خانواده، بيشتر به وسيله تعامل با هم‌سالان و هم‌كلاسي‌ها شكل مي‌گيرد كه نقش معلم و مربي در اين ميان به منزله راهنما و هدايتگر اين روابط و پيوندها مي‌تواند بسيار تاثيرگذار و مثبت باشد و آنها را در خصوصياتي از قبيل نوع دوستي، مسووليت‌پذيري، مشاركت و روابط صميمي و سازنده ياري كند.

زمان: 2018-05-16 21:45:09