چهل نکته درباره تربیت فرزندان

1. بدانید که اثر شیر در کودک بسیار مهم است، بنابراین اگر خواستید علاوه بر مادر، زن دیگری کودک را شیر بدهد، زنی نیکوکار و دیندار انتخاب کنید.

2. بهتر است اوقات شیردادن را معین کنید تا بهداشت و سلامت کودک به خطر نیفتد.

3. کودک را همیشه تمیز و نظیف نگهدارید، در فصل گرما روزانه او را به حمام ببرید تا سالم تر باشد.

4. بعضی از زنان به خاطر این که کودک را ساکت کنند یا بخوابانند، معمولاً او را از موجودی وحشتناک مانند گرگ، گربه، جن، پلیس و غیره می ترسانند؛ این روش کاملاً غلط است و ضمن اینکه دروغ محسوب می شود، اثرات منفی بر روح و روان کودک باقی می گذارد و چنین کودکی بزدل، ترسو، و ضعیف القلب بار می آید.

5. کودک را زیاد آرایش نکنید.

6. اگر فرزند شما دختر است، تا زمانی که به سن ستر و حجاب نرسیده است، به او زیور آلات نپوشانید؛ زیرا استفاده از زیورآلات در این سن از یک طرف جان خود بچه را به خطر می اندازد و از طرف دیگر او را از دوران کودکی دلبسته به زینت و آرایش می گرداند، و حب دنیا را در دلش جای می دهد.

7. برای اینکه فرزند را از کودکی به سخاوت و بخشندگی عادت دهید، به او چیزی بدهید تا بین برادران و خواهرانش توزیع کند.

مسئله: باید دانست اشیایی که در ملکیت کودک هستند، با هبه کردن توسط کودک به هیچ کس تعلق نمی گیرند.

8. پرخوری را نزد کودک زشت جلوه بدهید.

9. همیشه به خواسته کودک تن ندهید، زیرا بر اثر آن بدخوی و بدرفتار بارمی آید.

10. کودک را از جیغ زدن و فریاد کشیدن بازدارید، تا مبادا به اینگونه خصلت ها عادت کند.

11. کودک را از همراه شدن با کودکان بازی گوش، فضول، درس نخوان و تنبل بازدارید.

12. کودک را نسبت به خصلت هایی مانند: خشم و عصبانیت، جدال، دروغگویی، دزدی، حسد، حرص، بی عفتی و بی بند و باری، پرحرفی و پررویی، تمسخر و خندیدن بر دیگران و... متنفر کنید.

13. اگر کودکتان مرتکب اشتباهی شد یا کودک دیگری را زد و ناراحت کرد، به طرز نامناسبی او را تنبیه و مجازات نکنید، بلکه او را نصیحت کنید. از وی حمایت بی جا هم نکنید تا به ظلم و ستم عادت نکند.

14. کودک را به زودخوابیدن بعد از نماز عشا و زودبیدار شدن هنگام صبح عادت دهید.

15. او را از هفت سالگی به خواندن نماز امر کنید.

16. سعی کنید قبل از هر چیز به وی خواندن قرآن را آموزش دهید.

17.حتی الامکان برای وی معلمان و آموزگاران دیندار و باتقوا انتخاب نمایید.

18. در صورت غیبت از درس، هرگز نرمش نشان ندهید.

19.گاهی اوقات برای وی داستان های خوبی، از نیکان تعریف کنید.

20. او را به مطالعه کتاب های دینی و مفید تشویق کنید و از خواندن کتاب های مبتذل، بدآموز و بیهوده برحذر دارید.

21. بعد از برگشتن از مدرسه به کودک اجازه بدهید تا جهت رفع خستگی و تجدید نشاط، به بازیها و سرگرمی های مناسبی بپردازد، تا بعد از آن بتواند بهتر و با علاقة بیشتر درس هایش را بخواند.

22. کودک را از تماشا کردن بازی های بیهوده و ضایع کردن اوقات بازدارید.

23. از کودکی بعضی از هنرهای دستی را به کودک آموزش دهید، و او را به بعضی از کارهای مناسب مشغول کنید تا در بزرگی هیچ شغل و کار جایزی را عیب و خلاف شخصیت نپندارد.

24. کودک را به نگهداری وسایل خودش مانند لباس و غیره موظف کنید. همچنین به پهن کردن رختخواب و جمع کردن آن هنگام بیدار شدن، و کارهایی مانند آن عادت دهید تا سست و تنبل بار نیاید.

25. به دختران توصیه کنید که در امور خانه داری و آشپزی و غیره دقت کنند، و از مادر و خواهران بزرگتر آموزش ببینند.

26. هرگاه فرزند کار خوبی انجام داد، او را تشویق کنید و هر گاه کار بدی کرد، او را در تنهایی بفهمانید و از انجام بد آن را بترسانید، بگویید: پسرجان! خداوند ناراضی می شود، مردم بدبین می شوند، فرزندان خوشبخت چنین نمی کنند. در صورت تکرار همان کار به طرز مناسبی وی را تنبیه کنید.

27. مادر سعی کند کودک را تا حدی از پدر بترساند.

28. بعضی از فرزندان عادت دارند که بعضی از بازی ها و کارها را مخفیانه انجام دهند؛ در چنین صورتی به وی بفهمانید که اگر این کار خوب است، نیاز به مخفی کردن نیست، و اگر بد و گناه است، پس آن را نباید اصلاً انجام داد.

 29. به فرزند آموزش دهید که هنگام راه رفتن نه زیاد تند راه برود، و نه بدون ضرورت به این سو و آن سو نگاه کند.

30. کودک را به تواضع و فروتنی عادت دهید، و او را از هر نوع اظهار تکبر و غرور چه با زبان چه با عمل بازدارید. بعضی از کودکان، نزد دیگران فخرفروشی می نمایند، او را از این گونه عادت ها برحذر دارید.

31- آداب خوردن، آداب مجلس و آداب لازم دیگر را برای کودکان بازگو نمایید، و ضمناً توجه داشته باشید که آیا عمل می کند یا خیر؛ در صورت کوتاهی به طرز مناسبی به او تذکر دهید.

32- کودکان را از خوردن در بازارها منع کنید و توصیه کنید هر چه در بازار می خرند، آن را به منزل آورده، بخورند.

33- بچه ها را عادت دهید که به جز از بزرگتران خانواده از کس دیگری چیزی طلب نکنند، و بدون اجازه والدین از دست کسی پولی یا چیزی نگیرند.

34- بچه ها را خیلی زیاد نازپرورده بار نیاورید که برای آینده شان مضر خواهد بود.

35- او را به مسواک زدن عادت دهید.

36- هر چیز را از کودکی به وی آموزش دهید. هرگز نگویید که بزرگ می شود، خودش یاد می گیرد.

37- بعضی از والدین، کودکان خوب و فرمانبردار را بیش از حد به خواندن و نوشتن وادار می کنند و استراحت و تفریح آنها را در نظر نمی گیرند؛ بدانید در چنین صورت هایی کودک به تدریج زده می شود و اگر مرتباً بر او فشار وارد شود، از نظر ذهنی و جسمی ضعیف می شود و سرانجام سست و تنبل خواهد شد؛ بنابرین همیشه اعتدال و میانه روی را در نظر بگیرد.

38- بدون ضرورت شدید، برای کودکتان از مدرسه مرخصی نگیرید.

39- در انتخاب مدرسه و معلم برای کودک جداً دقت کنید چون اگر نخستین معلم او، آدم ماهر و کاملی نباشد، استعداد کودک خراب می شود.

40- همیشه مدنظر داشته باشید که کودک شما باید روزی مستقل و خودکفا و دارای شخصیت گردد، و عضو مفید، سالم و موثری برای جامعه نمونه و اسلامی قرار بگیرد، لذا شما باید احساس کنید که تربیت یک مسلمان متعهد و متقی و وظیفه شناس را عهده دار شده اید.

زمان: 2015-06-17 14:16:01

هوش عاطفی و کنترل هیجان EQ

برای کنترل هیجان، حداقل بر روی کاغذ، راه های فراوانی وجود دارد.

1- سرکوب کردن

هیجان را می توان سرکوب کرد و می توان خوددار بود. همه ما این را تجربه کرده ایم؛ مثلا وقتی که در مجلس ختمی موضوع خنده داری را ببینیم یا جایی در مقابل جمعی غریبه بغضمان بگیرد، سرکوبی هیجان ها ساده است اما همیشه جواب نمی دهد؛ ضمن اینکه در لندمدت عواقب وحشتناک جسمی و روانی خواهد داشت.
- یکی از معضلات داوطلبان، تودار بودن در سال کنکور است. اگر به احساسات و افکار منفی تان اجازه بروز ندهید، آنها مانند اسید در ظرف، به دیواره های ظرف می خورد.

2- به تاخیر انداختن

می توان ابراز هیجان ها را به تاخیر انداخت. وقتی که ما هیجان زده ایم بعید است بتوانیم کارها را درست انجام دهیم؛ برای مثال اگر در آزمون خیلی هیجان زده شویم، نمی توانیم اطلاعاتمان را درست پیاده سازی کنیم.
برای به تاخیر انداختن هیجان، شمردن تا یک عدد خاص و یا چند نفس عمیق می تواند مفید باشد.

3- منحرف کردن توجه

مثلا وقتی که زیر تیغ دندانپزشک هستید و هیجان ترس بر شما هجوم می آورد، یک «سفر ذهنی» به ساحلی آرام واقعا جواب می دهد اما منحرف کردن توجه برای وقت هایی خوب است که کنترل چندانی بر اوضاع نداریم. در زمانی که می توان موقعیتی را فعالانه درست کرد، استفاده از این روش، تنها می تواند بهبودی حال ما را به تعویق بیندازد.

4- برنامه ریزی

یکی از راه هایی که قسمت عقلانی را به کمک قسمت هیجانی مغز می فرستد، برنامه ریزی است؛ مثلا شما می دانید که برای این ماه کمبود مالی دارید و اگر موجودیتان صفر شود، استرس شدیدی خواهید داشت؛ پس از قبل، برنامه ریزی صرفه جویانه ای می کنید؛ مثلا در آن ماه تنقلات نمی خرید یا برای مثال، تیر ماه سال آینده کنکور دارید و اگر درس نخوانید زمان کنکور استرس شدیدی بر شما وارد خواهد شد؛ پس برای خودتان برنامه مطالعاتی می ریزید. برنامه ریزی وقتی مفید است که شما از قبل، آمدن یک توفان هیجانی را پیش بینی کنید؛ در غیر اینصورت وقتی توفان یکباره بر سرتان فرو می ریزد، مثلا دوستتان در کنار شما تصادف می کند، برنامه ریزی به کار نمی آید.


5- استفاده از حمایت های اجتماعی

استفاده از حمایت دیگران چه به صورت مادی، نظیر پول، وقت و غیره و چه به شکل غیرمادی، مانند توجه یا مشورت، می تواند ما را در هیجان های شدید یاری کند. اگر ناگهان هنگام مطالعه، هیجانی به شما هجوم می آورد، مشورت با اعضای خانواده یا مشاورتان می تواند به شما کمک بسزایی کند. 

6- تغییر نگاه به واقعه

یکی دیگر از راه هایی که در آن، عقل به کمک هیجان می آید، روش ارزیابی مجدد شناختی است. در این شیوه ما با اصلاح باورهای منفی خودمان نسبت به واقعه، معنای منصفانه تری به واقعه می دهیم تا همه چیز خوشایندتر شود؛ برای مثال کسی که امتحان کنکور را امتحانی عادی بداندو مهمتر از آن شکست در آ« را هم به معنی ناشایستگی خودش تلقی نکند، خیلی راحت تر می تواند از پس کنکور برآید تا کسی که از این امتحان یک فاجعه بسازد و کنکور را سدی بزرگ در برابر اهدافش ببیند، از زمین و زمان گله داشته باشد و اوقات خودش را دائما تلخ کند؛ پس بهتر است همیشه به این فکر کنید که «آیا می شود جور دیگری هم به ماجرا نگاه کرد؟»

تکلیف

روزانه یکی از هیجاناتی را که با آن درگیر می شوید، یادداشت کنید و بکوشید تا علت آن را بشناسید و راه کنترل و تنظیم آن را بررسی کنید؛ در نتیجه، پس از مدتی با تنظیم هیجان های خود در حد متوسط می توانید، از زمان و زندگی تان بیشترین بهره را بگیرید

زمان: 2015-06-17 14:16:01

مرحله جذب در تربیت متربی

روش‌های برقراری ارتباط دوستانه:

1.   تکریم[15] شخصیت انسانی: این ارتباط باید توأم با تکریم شخصیت انسانی متربی باشد. به تعبیر دیگر ارتباط نباید توأم با تحقیر و توهین و بی‌اعتنایی و امثال آن باشد. عدم تکریم آثار بسیار مخربی در تربیت متربیان خواهد داشت.

2.  محبت: ارتباط باید توأم با محبت باشد. منظور از محبت، شوق به هدایت افراد است. نه عشق و محبت به خود فرد و وابستگی و دوستی‌های افراطی.

3.  تغافل: چشم‌پوشی و تغافل در این مرحله باید رعایت شود. در برخورد با اشتباهات متعدد، باید چشم‌پوشی کرد و فقط به اشتباهات بسیار خطرناک و مهم رسیدگی نمود. البته تغافل به معنی عدم توجه و رسیدگی و عدم برنامه‌ریزی و عدم تذکر نیست. لذا در عین حالی که تغافل می‌کنیم اما دقت و رصد می‌نمائیم و اشتباهات او را به ذهن سپرده و در زمان و مکان و موقعیت مناسب به صورت خاص و ویژه رسیدگی می‌نماییم.

4.  انتظار تکالیف حداقلی: در مرحله جذب نباید تکالیف زیاد باشد. زیرا اصل تکلیف‌پذیری مقدماتی از قبیل انگیزه، بینش، اعتقاد، باور و ... لازم دارد که در افراد تازه‌وارد هنوز به وجود نیامده است. مثل این مطلب که: «خواندن سه مرتبه سوره توحید معادل یک ختم قرآن است.»

5.     نظم و انضباط: رعایت نظم و انضباط در امور اولیه مثل شرکت در جلسات حلقه، ساعات مشاوره و برنامه‌ریزی‌ها و ...

6.  برنامه‌ریزی اقتضائی[16]: یعنی اقتضائات و شرایط را در برنامه‌ها لحاظ کنیم. مثلا اگر در روند برنامه‌ها مشکلی یا موانعی پیش آمد، متناسب با موقعیت پیش آمده با تدبیر، برنامه‌ها را تغییر دهیم. و یا در زمان برگزاری جلسات با افراد، در صورت احساس خستگی و ... لازم است ادامه جلسه به وقت دیگری موکول گردد.

7.  ایجاد انگیزه: اصل ایجاد انگیزه و باورسازی برای شرکت در برنامه‌ها ضروری است. زیرا اگر شخص انگیزه لازم را برای انجام کاری نداشته باشد، دنبال نخواهد کرد و به نتیجه نمی‌رسد.

8.  خطاب نیکو: یکی از حقوق هم‌نشینی که آدمی با او معاشرت دارد این است که او را با علاقه و محترمانه مورد خطاب قرار دهد[17]. این امر در جذب و جلب علاقه میان دو نفر تأثیر بسزایی دارد.

9.  هنر خوب شنیدن: بهره‌گیری از ظرفیت خوب شنیدن در مواجهه با دیگران، موجب دلبستگی آنان خواهد شد. لذا قرآن کریم، پیامبر اسلام را از دید مخالفان ایشان، «أذُن» یعنی سراپا گوش لقب داده است.[18] خوب شنیدن یک صفت پسندیده پیامبر بود که حتی مخالفین هم به آن خوبی آن اعتراف داشته‌اند.

10.      انجام خدمتی غیرمنتظره: چنان‌چه هرازگاهی خدمتی در حق دیگران ناخواسته انجام دهیم، این روش در افزایش علاقه آنان به دوستی‌ها تأثیرگذار است. بر همین  اساس در کلام امام مجتبی(ع) آغاز به بخشش قبل از درخواست، دلالت بر کرم و بزرگواری آدمی دارد.[19]

11. آگاهی از پیشرفت‌ها و شایستگی‌ها: چنانچه در جریان موفقیت‌های نوجوانان و جوانان در عرصه‌های تحصیلی، ورزشی، هنری و ... قرار گرفته و با یادآوری و تشویق به موقع آنها عکس‌العمل مناسبی نشان دهیم، این امر زمینه‌های علاقه‌مندی را افزایش می‌دهد.

12.گشاده‌رویی و خوش‌رفتاری: از عوامل موثر در جذب نیروهای جدید به فعالیت‌های تربیتی، گشاده‌رویی و خوش‌رفتاری است که جلوه‌های بارز آن در رفتار معصومین به وضوح نقل شده است. همانطور که در این آیه به آن اشاره می‌شود: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ؛ پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند.»

13. اطلاع از روزهای مهم زندگی: نوجوانان و جوانان به خویشتن و آن‌چه به آنان تعلق دارد، دلبستگی خاصی نشان می‌دهند که این شامل تاریخ تولد آنها نیز می‌شود، لذا آگاهی از این امر و یادآوری روز تولد آنها و در صورت امکان تقدیم هدایایی به آنان، موجب جذب بیشترشان می‌شود.

14.      ملایمت و انعطاف‌پذیری: بهره‌گیری از اخلاق نرم و مبتنی بر مدارا و سازگاری، دل‌ها را جذب و معطوف به فعالیت‌های تربیتی می‌نماید. این امر در موفقیت پیغمبر اسلام(ص) با استناد به قرآن کریم قابل ملاحظه است.[20]

15. تشویق و تقدیر حداکثری: به منظور ترغیب و ایجاد انگیزه‌های لازم در افراد، تشویق‌ها و تقدیر‌های مناسب و به‌جا در مرحله جذب باید حداکثری باشد.

نکات مهم در برقراری ارتباط دوستانه:

1.      رعایت اقتضائات سنی افراد مثل شور و هیجان و ... .

2.     مواظبت از افراط و تفریط در برخوردهای عاطفی. و پرهیز از برخوردهای خشک و غیرعاطفی.

3.     بیش از اندازه در صدد ارضای شور و هیجان و مسائل عاطفی افراد نبوده و حدود الهی رعایت گردد.

 

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط
زمان: 2015-06-17 14:16:01

کودکان 4 تا 6 ساله

همه والدين دوست دارند با فرزندانشان روابط خوشايند و رضايت بخشي داشته باشند، بدين منظور لازم است توانايي هاي متناسب با سن فرزند خود را بشناسند. بسياري از سوء تفاهم ها و برخوردها به اين دليل بروز مي کنند که والدين توقعي بيش از توانايي فرزندشان دارند، به طور مثال انتظار دارند که يک کودک دو ساله با آنها همکاري کند و يا يک کودک سه ساله ، سريع و دقيق کارها را انجام دهد، در حالي که هيچ يک از آنها نمي توانند چنين باشند.

در اين مقاله انتظاراتي که مي توانيم از کودکان چهار،  پنج و شش ساله داشته باشيم مطرح شده است. در اين گروه سني (به ويژه دو تا چهار سالگي) ، کودکان مقاومت و لجبازي بيشتري نشان مي دهند. توصيه مي شود که والدين کودکان خود را آماده کنند تا بتوانند به تدريج مسئوليت هاي جديد و بيشتري را بپذيرند (به تنهايي لباس بپوشند، به تنهايي دست و صورت خود را بشويند، به تنهايي حمام کنند و ...) البته آنها به کمک بزرگترها نياز دارند ولي مي توانند بيشتر کارهاي روزانه خود را انجام دهند.

 

بازيگوشي کردن کودک نوعي جلب توجه والدين و تقاضاي محبت بيشتر است.

زماني که به کودک اجازه مي دهيم مهارت هاي جديدي را بياموزد و به شيوه زندگي تازه اي قدم بگذارد، با مشکلات تازه اي نيز رو به رو خواهيم شد زيرا کسب مهارت هاي جديد با دشواري هاي مخصوص به خود همراه است. در اين گروه سني، کودکان نمي توانند سرعت عمل داشته باشند. زمان بندي و تنظيم يک برنامه روزانه فشرده براي آنان مفهومي نخواهد داشت. بازيگوشي کودکان راهي غير مستقيم است براي جلب توجه والدين، ياري خواستن از آنان و تقاضاي محبت بيشتر. اگر فرزند شما تقاضاي کمک مي کند ، بهتر است به جاي اين که او را وادار کنيد که کارش را انجام دهد به او کمک کنيد ؛ اما مراقب باشيد! آيا او به کمک شما نياز دارد؟ به طور مثال اگر فرزند چهار تا شش ساله شما براي بستن بند کفش خود از شما کمک مي خواهد به او کمک کنيد ؛ اما اگر روي صندلي نشسته و از شما مي خواهد که کفش او را برايش ببريد تا بپوشد ، تسليم نشويد، حتي اگر وضعيت را بدتر کند. زيرا در مدت کوتاهي او به کودکي تنبل و وابسته به شما تبديل خواهد شد.

 

راه حل ديگري که براي حل مسئله بازيگوشي کودکان مطرح مي شود اين است که وقت بيشتري در اختيارشان بگذاريد تا  کارهاي روزانه را به موقع انجام دهند. اگر لازم است مي توانيد يک جدول مصور تهيه کنيد. تصاويري از کارهايي که از صبح تا شب بايد انجام دهد تهيه کنيد. مثل لباس پوشيدن، غذا خوردن، مسواک زدن، کتاب خواندن و ... و روي يک پوستر بزرگ بچسبانيد. مي توانيد از فرزند خود عکس بگيريد و آنها را در جدول مصور بچسبانيد. در يک طرف جدول عکس ماه و ستاره بچسبانيد که شب را نشان بدهد و در طرف ديگر عکس خورشيد را بچسبانيد تا نشان دهنده ي  صبح و کارهاي مخصوص به آن باشد. روزهاي اول که کودک به جدول نگاه مي کند ممکن است کمي گيج شود اما به تدريج با مسئوليت هاي خود آشنا خواهد شد. مي توانيد شب قبل لباس هاي او را مرتب کنيد. در اين مرحله باز هم بر تحسين کردن و جايزه دادن تأکيد مي کنيم. بداخلاقي و ترشرويي والدين تأثير خوبي نخواهد گذاشت.

 

مهمترين نکته اي که والدين بايد به آن توجه کنند اين است که انجام کارهاي روزانه و مسئوليت هاي جزئي، بخش اصلي زندگي يک کودک چهار تا شش ساله را تشکيل نمي دهند بلکه بازي کردن، جالب توجه ترين بخش زندگي او به شمار مي رود. او از بازي کردن با کودکان ديگر، و با کساني که به چيزهايي نياز دارند که او نياز دارد، و چيزهايي را دوست مي دارند که او دوست دارد لذت مي برد. بازي کردن با کودکان ديگر در اين سن بسيار با اهميت است.

 

هميشه به خاطر داشته باشيد که کودک به خودي خود از احساسات همسن و سال هاي خود اطلاعي ندارد، نياز به همکاري و همدردي و کمک به آنان را درک نمي کند ؛ او بايد اين نوع مهارت ها را از بزرگترها بياموزد. مهارت هايي که به او کمک مي کند تا به يک موجود اجتماعي تبديل شود. در اين بخش هم تشويق و تحسين کودک راه مناسبي براي آموزش مهارت هاست. کودک نياز به راهنمايي هاي شما و تمرين بيشتر دارد. همکاري کردن با ديگران، رعايت نوبت در بازي ها و رفتار عادلانه داشتن و حفظ آرامش ، مهارت هايي هستند که بايد ياد گرفت و تنها يک اشاره کوچک شما کافيست ؛ ولي بايد صبر کنيد و تمرين داشته باشيد تا به نتايج مطلوب برسيد. تا سن پنج سالگي، کودکان مي توانند مهارت هاي پايه را براي بازي هاي کودکانه ياد بگيرند، به ويژه آنان که از سال هاي قبل با بچه هاي هم سن و سال خود بازي مي کردند . در هر صورت همه ي آموزش ها نياز به فرصت کافي دارند.

 

گفتار پاياني

اغلب والدين امروزي، احساسات خود را مانند اضطراب داشتن، نگران بودن، عجله داشتن و ... در رفتار با کودکان خود منعکس مي سازند. بيشتر والدين توقع دارند که فرزندانشان پيش از آنکه آمادگي کافي را کسب نمايند فرد مسئولي باشند. از فرزندانشان مي خواهند که خوش اخلاق و مؤدب باشند، با بچه هاي ديگر مشغول بازي شوند، همکاري داشته باشند، مفيد باشند، سريع راه بروند، سريع صحبت کنند و ... و بالاخره به سرعت رشد کنند و بزرگ شوند. در حالي که کسب همه مهارت هاي فوق نياز به فرصت کافي دارند. دانشمندان معتقدند که بزرگ شدن فرآيندي آرام تر و پربارتر از آن چيزي است که واقعاً هست. بهتر است که فشارها را از روي فرزندانمان برداريم و به آنها فرصت کافي بدهيم تا بتوانند به آرامي و با کارداني در مراحل رشد خود قدم بردارند

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي
زمان: 2015-06-17 14:16:01

خانواده نخستين محيط تربيتى است

محيطى كه طفل ناگزير در آن چشم مى گشايد و رشد مى كند. كودك از هنگام تولد تا ساليانى چند فقط با خانواده در تماس است و اين تماس نزديك و دائمى با خانواده، نقش بسيار مؤثرى در سازندگى شخصيت و رفتار وى دارد. بدين جهت، دانشمندان مسلمان به ارزش كانون خانواده توجه داشته و اهميت نقشى را كه خانواده در سعادت كودك دارد، بيان كرده اند. غزالى كودك را امانتى در دست پدر و مادر مى داند كه مانند موم از همه نقش ها خالى است و پدر و مادرند كه او را به شقاوت يا سعادت مى رسانند و هر بذرى را كه بخواهند، در زمين پاك دل وى مى رويانند. كودك آيينه تمام نماى خانواده خويش است كه هر خوبى و بدى و هر آنچه را كه از آنها مى بيند و(كيمياى سعادت، ج2، ص27) مى شنود، در خود منعكس مى سازد. از اين رو، كوشش مادران در تربيت و پرورش فرزندان از بزرگ ترين كارهاست. بو على سينا با اشاره به ضرورت تأسيس خانواده مى نويسد: انسان به مكانى نيازمند است كه آنچه را به دست آورده است، در آنجا جمع و ذخيره كند [و] براى هنگام حاجتش نگه بدارد. بنابراين، انسان محتاج است به اينكه براى خود منزل و مسكنى اتخاذ كند. آن مردى كه اين خانواده را تشكيل داده است، مدير و سائس افراد و كسان اين خانواده گشته و آنها نيز رعيت و پيرو اراده و اداره وى مى شوند. (تدبير منزل، ترجمه و نگارش: محمد نجمى زنجانى، صص 13-11) غزالى افزون بر مواردى كه بوعلى بيان كرده است، ثمره تشكيل خانواده را اقتدا به سنت پيامبر، تربيت فرزندان صالح، سازندگى اخلاقى و رشد معنوى مى داند. (كيمياى سعادت، ج 1، صص 302 - 306) نقش پدر در خانواده   هر يك از اعضاى خانواده وظايفى برعهده دارند كه تنها در صورت اداى اين وظايف، خانواده به كمال مطلوب خويش مى رسد. اين روابط طرفينى است و پدر و مادر، هر دو نسبت به فرزند خويش وظايفى دارند. كه بايد از عهده آن برآيند. ابو على سينا، نقش اصلى را از آن پدر دانسته است و وظيفه او را نگهدارى و تربيت اعضاى خانواده مى داند و مى نويسد: مرد كه صاحب زن و فرزند و خدمتگزار و توابع است، در خانواده اى كه اين اشخاص، افراد و جمعيت آن را تشكيل داده اند، رئيس و مدير مى باشد و وظايف و تكاليفى به او متوجه است. بر او لازم است [به] آنچه بر گردن و عهده اوست، از حفظ و نگهدارى افراد خانواده خود و تحمل مخارج آنان عمل نمايد و در تأمين احتياجاتشان توسعه قائل شود و سياست و تدبير امور آنها را نيكو و پسنديده بكند و به وسيله ترغيب به كارها و چيزهاى نيكو و ترسانيدن از كارهاى ناروا و چيزهاى بد، آنها را در راه زندگانى زيبا و صالح سير دهد و به سبب وعده به جزاى خوب، براى كردار خوب و بيم دادن به كيفر بد در مقابل رفتار بد و به وسيله بخشش و حرمان، آنان را به انجام [دادن] وظيفه و تكليفشان وادار كند. (تدبير منزل، ص15) انگيزه پدر در تربيت كودك   خواجه نصير، تربيت كودك را از وظايف مهم پدر مى داند و به تحليل روانى آن مى پردازد. وى انگيزه پدر را در تربيت فرزند، امرى طبيعى و ناشى از محبت پدر به كودك مى داند و مى نويسد: و به اعتبارى ديگر، او را محبتى ذاتى بود بر فرزند كه بدان مخصوص باشد و آن چنان بود كه او فرزند را به حقيقت، هم نقش خود داند و چنان پندارد كه وجود فرزند نسخه اى است كه طبيعت از صورت او برگرفته است. از اين جهت بود كه پدر هر كمال كه خود را خواهد، فرزند را خواهد و هر خير و سعادت كه از او فوت شده باشد، همت بر آن گمارد كه فرزند را حاصل كند و بر او سخت نيايد كه گويند: پسر تو از تو فاضل تر است و سخت آيد كه گويند: غيرى از تو فاضل تر است. همچنان كه بر شخصى كه در حال ترقى بود به كمال، سخت نيايد كه گويند: اكنون كامل تر از آنى كه پيش تر از اين بودى، بلكه او را از اين سخن خوش آيد. پس همين جا بود حال پدر با فرزند. (اخلاق ناصرى، صص 268 و 269) امام على7 كه خواجه نصير مفتخر به پيروى از اوست، در اين باره خطاب به امام حسن مجتبى7 مى فرمايد: من تو را بخشى از وجود خود، بلكه تمام وجود خويش يافتم، تا بدانجا كه اگر براى تو پيش آمدى مى شد، گويى براى من پيش آمد شده است و اگر مرگ به سراغ تو مى آمد، گويى به سراغ من آمده است. ازاين رو، نسبت به كارهايت همان گونه مراقبت داشتم كه به كارهاى خويش توجه مى نمودم. (نهج البلاغه، نامه 31) امام سجاد7 نيز در كلامى خطاب به پدران، آنها را متوجه حالت روانى و طبيعى كودك مى داند، تربيت فرزند را بر پدران واجب مى داند. ايشان در اين باره مى فرمايد: حق فرزندت بر تو اين است كه بدانى او قسمتى از وجود توست و در خير و شر دنيا به تو پيوند دارد و تو در تربيت و آداب آموزى و خداشناسى او مسئوليت دارى. بايستى او را در محبت و اطاعت خدا كمك كنى و وسايل ايمان و پاكى او را فراهم سازى. عمل تو درباره او مانند كسى باشد كه يقين دارد اگر در اين راه كمترين زحمتى به خود مى دهد، پاداشى كافى دارد و اگر كمترين كوتاهى كند، مورد ملامت و مجازات قرار خواهد گرفت. پس در انجام [دادن] آموزش، همچون كسى باش كه به كارهاى نيكوى او دنيا آراسته مى شود تا به خوب اقدام كردنت درباره او نزد پروردگارش مصون باشى. (باقر شريف قريشى، نظام تربيتى اسلام، ص52 ) غزالى نيز درباره ايفاى اين مسئوليت مى نويسد: پدر بايد به نيكى بر فرزندان يارى كند و فوق طاقت از ايشان توقع ندارد و چون ناشكيبا و ملول باشند، بر ايشان تكليفى نفرمايد و از طاعت خداوند آنان را منع نكند و با تربيت ايشان منتى نگذارد. غزالى فرزندان را داراى حقوقى مى داند كه برآوردن آن برعهده خانواده است. اهم اين حقوق از نظر وى عبارتند از: »نيكى بر فرزندان، اجتناب از بداخلاقى با كودك و عصيانگر نكردن او و رعايت عدالت در نوازش و هديه به فرزندان«. (كيمياى سعادت، ج1، صص 430 و 431)

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند
زمان: 2015-06-17 14:16:01

در تربیت کودک دور باطل نزنید

ما معمولا به رفتارهای غلط کودکمان توجه می‌کنیم و اعتقاد داریم تربیت کودک یعنی اصلاح رفتارهای غلط او.بدون آنکه متوجه باشیم این فقط بخشی از تربیت کودک است و این بخش امکان پذیر نیست مگر با تقویت رفتار‌های درست که خود هنری دیگر و بی‌شک نیازمند صبر و حوصله و دانش است.

هنگامی که کودکان ما با آرامش در اتاق در حال بازی هستند و اسباب بازی هایشان را با هم قسمت می‌کند کسی نیست که آنها را تشویق کند و یا به آنها توجه کند ولی احتمالا پس از چندی که آنها بر اثر عدم‌توافق بر سر اسباب بازی‌هایشان با هم دعوا می‌کنند ما در موقعیت حاضر می‌شویم و آنها را دعوا می‌کنیم و در واقع به آنها می‌گوییم که چه کار نکنند نه اینکه چه کار بکنند و این تعریف کاملی برای تنبیه است که ضعیف‌ترین شیوه تربیتی است. کودکان در هر صورت به‌دنبال جلب توجه والدین خود هستند و این ما هستیم که با توجه به رفتار خاصی احتمال آن رفتار‌ها را کاهش یا افزایش می‌‌دهیم. رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را. والدین معمولا کودک خود را با کلماتی چون لجباز ،تنبل و خودخواه توصیف می‌کنند، این یک دور باطل است و راه به جایی نمی‌برد. تغییر شخصیت به‌مراتب از تغییر رفتار سخت‌تر است. به بچه نگویید «چه دختر خوبی». زیرا این جمله بدین معناست که هدف، عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات و مسلم است که این انتظار غیرممکن است به جای آن می‌توانید از «من از طرز حرف زدنت با مریم خوشم آمد» استفاده کنید. گفتن پسر خوب و دختر خوب نمی‌تواند احساس مشخصی به کودک القا کند مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد. استفاده از تحسین ویژه هدف از تحسین کردن، افزایش رفتارهای شایسته است پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند تاکید کنید. هر چه تحسین شما اختصاصی‌تر باشد کودک درست بودن کارش را بهتر درک می‌کند و احتمال تکرار آن عمل بیشتر می‌شود. مثلا چنین جمله‌ای مناسب به‌نظر می‌رسد «از اینکه امروز خودت کیفت را آماده کردی خیلی خوشم آمد ممنونم اگر به فرزندتان گفتید که باید بعد از اتمام بازی همه اسباب بازی ها را جمع کند و هیچگاه او این کار را انجام نداده است پیشرفت‌های کوچک او را ستایش کنید؛ یعنی اگر فقط یکی از اسباب بازی‌هایش را درون کمد قرار داده است او را تشویق کنید و به او بگویید چه کار خوبی انجام دادی که کامیونت را درون کمد گذاشتی. در زمان مناسب تحسین کنید برای دریافت پاسخ‌های بهتر نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن و کلمات محبت آمیز بیشتر مناسب کودکان خردسال است. اما برای کودکان بزرگتر بهتر است از کلمات رمزی استفاده کنیم. زیرا آنها بیشتر تمایل دارند به‌طور خصوصی تشویق شوند. بیشتر کودکان بزرگتر یک لحن آمیخته با شوخی را به تعریف و تمجید مستقیم ترجیح می‌دهند. به خاطر داشته باشیم کلمات تکراری به راحتی خسته‌کننده و بی‌اثر می‌شوند. تحسین کردن در مورد کودکان خرد سال وقتی مؤثر است که بدون معطلی صورت گیرد. معمولا فاصله بین عمل کودک و واکنش ما می‌تواند با یک اشاره کوچک به موضوع پر شود، در هر صورت نگذارید تا بین رفتار پسندیده کودک و پاسخ شما فاصله‌ای طولانی بیفتد، اگرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند و منتظر شما می‌مانند.

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد
زمان: 2015-06-17 14:16:01

نقش رسانه ها در گذر از آموزش دینی به تربیت دینی

 

 

 

انسان  در  زندگی اجتماعی و در برخورد با غیر خود، نیاز شدیدی به ارتباط دارد و تنها از  این طریق است که نیازهای فردی و اجتماعی خود نظیر نیاز به احساس امنیت و میل به رشد را برآورده می کند. انسان از همان آغاز برای برقراری ارتباط و رساندن پیام خود به دیگران، شیوه های گوناگونی را به کار برده است؛ از اشارات، کلمات و اشاره های رمزی  اولیه  گرفته، تا  استفاده از پیشرفته ترین و در  عین حال پیچیده ترین وسایل ارتباطی  مدرن امروزی.

 

رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی که در طول تاریخ دارای سرعت بسیار کند و ناچیزی بوده اند، در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند.

 

پیدایش فن سینما در ابتدای قرن بیستم، ظهور رسانه های بی سیم نظیر رادیو و سپس تلویزیون، تولید و انتشار نوارهای ویدئویی و راهیابی آن به خانه ها در دهه های آخر قرن گذشته و از همه مهمتر همگانی شدن و امکان دسترسی آسان همگان بدانها و هم اکنون پدیده شگفت انگیز ماهواره و شبکه های اینترنت، از مظاهر تحول این در صنعت، عصر حاضر بوده است، که انسان تمام آنها را برای رسیدن به مقاصد مختلفی نظیر اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، اندیشه پروری (فرهنگسازی) هدایت و راهنمایی، افزایش آگاهی های اجتماعی و… به کار گرفته ومی گیرد. البته در همه این اهداف نیز هدفهای تربیتی نهفته است.چگونگی پذیرش و استقبال مردم و نیز تحت تأثیر واقع شدن هر کدام از آنها از این ابزار و وسایل متفاوت است؛ زیرا استقبال مردم، متأثر از عوامل گوناگونی، نظیر، اندوخته ها و یافته های فرد، دیدگاهها، اعتقادات و ارزشها و… است.

هر اندازه که رسانه ها به بهترین شکل به کار گرفته شوند ، منافع و فواید آن در زمینه کمک به رشد صحیح و سالم افراد و نیز سازگاری او با جامعه و تحول و پیشرفت صحیح آن جامعه به سوی کمال مطلوب، بیشتر خواهد بود .

نظر به این که از طرفی حوزه های معرفتی و علمی بسیار وسیع بوده و دارای سرعت چشم گیری از پیشرفت در زمینه های مختلف می باشد و به کارگیری صرف روشهای   تقلیدی و نقل و انتقال معارف توسط نظام رسمی تعلیم و تربیت ، مؤثر  نبوده و  بر تمام   ابعاد و جوانب امر  پوشش  کافی ندارد و از طرف  دیگر، استفاده و   بهره بردن از دستگاههای اطلاع رسانی و رسانه های گروهی آسان است و دارای توان بالا و امکانات وسیعی در جهت انتشار بین گروههای  مختلف مردم  می باشد،

 

بنابر این کمک گرفتن از دستگاههای   اطلاع رسانی و رسانه ها برای استحکام بخشیدن به فرایند تعلیم و تربیت و تعمیق آن در زمینه های مختلف و حوزه های علمی،   فنی و ادبی در خارج از مدرسه بیش از پیش ضروری است

 

پیامهایی که توسط رسانه ها رد و بدل می شود در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، و فرهنگی و… است . مخاطبان این پیامها  افراد و گروههایی  در سطوح  مختلف فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی اند که گاه در مسافتهای طولانی و دور از هم در سراسر جهان پراکنده اند.

 
برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی
زمان: 2015-06-17 14:16:02

تاثیر منفی ماهواره در تربیت

ماهواره و تربیت نسلی بی بند و بار یکی از برنامه ها و سیاست های جهان غرب برای مبارزه با باورهای دینی و از بین بردن نگاه تقوایی در جامعه، طراحی رسانه در عرصه بین الملل و ایجاد یک فضای مخرب بین افراد است.برنامه ریزی جهان غرب در جهت هویت زدایی، دین زدایی، خانواده ستیزی و خانواده گریزی است و بر اساس این محورها به تولید فیلم و برنامه می پردازند. نگاه اساسی فیلم هایی که توسط رسانه های غربی تولید و از طریق ماهواره به طور رایگان در اختیار خانواده ها قرار می گیرد از میان بردن نگاه عفیفانه مرد و زن در خانواده است.آنها تلاش می کنند تا زیور عفاف را به عنوان یک عامل مخرب جلوه دهند و تعهد و پایداری افراد خانواده را نسبت به هم از میان ببرند.‏ شبکه های ماهواره ای تلاش می کنند با نابودی شخصیت زن مسلمان، خانواده ها را فروپاشیده و نسلی بی بند و بار را برای آینده پرورش دهند. هدف اصلی فیلم ها و سریال های ماهواره زدودن تقوا، حیا، شرم، وفاداری، تعهد و حس مسئولیت در خانواده ها است.هم اکنون گفتمان اقناعی به صورت نفوذ از طریق رسانه ها بر جهان حاکم است و تبلیغات سوء طرز تفکر افراد را مورد نفوذ قرار داده و از توجه به عقلانیت بازمی دارد.امروز یکی از کارکردهای منفی رسانه ها با توجه به کثرت و قدرت آنها سلب تفکر از افراد است و اگر قرار باشد افراد به طور دائم این برنامه ها را مشاهده کنند ناخودآگاه از مسیر صحیح خارج و به اعتقادات خود بی توجه می شوند. ‏برنامه های نامناسب ماهواره به دنبال ترویج احساس آزادی مطلق و یا همان لیبرالیسم جنسی هستند؛ لیبرالیسم جنسی به دنبال ایجاد آزادی برای روابط جنسی مطلق بوده که هدف غرب اشاعه این فرهنگ است که از دستاوردهای اومانیسم محسوب می شود.نمونه بارز ترویج مفاسد دینی، عفاف زدایی و ایجاد حس رقابت زن و شوهر نسبت به یکدیگر است یعنی آنها به جای اینکه انیس و مونس هم باشند به صورت رقیب یکدیگر نمایش داده می شوند و نسبت به هم وفاداری، تعهد و پایبندی ندارند. برنامه های ماهواره ای به زنان و جوانان توجه ویژه ای دارند.آنها در تلاش هستند تا با نابودی شخصیت مطلوب زن مسلمان خانواده ها را فروپاشانده و نسلی بی بند و بار را برای آینده پرورش دهند.مشاهده دائم برنامه های نامناسب ماهواره افراد را دچار حالت مسخ شدگی و از دست رفتن عقلانیت می کند و خانواده های تحت الشعاع این برنامه ها از مسیر اصلی تربیتی خود که ریشه در مکتب اسلام دارد فاصله می گیرند.شبکه های ماهواره ای شبهاتی را در ذهن مخاطبان ایجاد می کنند.این شبکه ها شبهاتی را مطرح می کنند که زنان یا جوانان با سطح دانش خود قادر به پاسخگویی آن نیستند و باید مراحل طولانی را برای دریافت پاسخ و رفع این شبهه طی کنند.تبلیغات سوء شبکه های ماهواره ای اثرات مخربی در اعتقادات، تفکرات، شخصیت و تربیت خانواده ها و بویژه زنان و جوانان دارند و افراد را از تفکرات و اعتقادات صحیح خود جدا می کنند. تمام هدف این برنامه ها نابودی سلامت فکر و رفتار افراد است. همراهی با کودکان در دنیای رسانه های گروهی امروزه کودکان از سن کم، با رسانه‌های گروهی بزرگ می‌شوند و دوران کودکی‌شان، یک «کودکی همراه با رسانه‌های گروهی» می‌باشد. والدین هم باید با این واقعیت کنار بیایند و به این ترتیب، مشخص می‌شود که آنان به تنهایی، نفوذی بر آنچه کودکان از طریق رسانه‌ها با آن مواجه می‌شوند ، ندارند. از سنین کم، محیط اجتماعی نقش عمده‌ای را بازی می‌کند. کودکان در خانواده، استفاده از رسانه‌های گروهی را به همان طریقی می‌آموزند که لباس بر تن کردن یا دندان شستن را یاد می‌گیرند. دقیقا در مورد تماشای تلویزیون نیز عادات بعدی آنان، بستگی به چگونگی استفاده‌ی والدین، خواهران و برادران از آن دارد. در اینجا می‌خواهیم با ارائه‌ی چند راهنمایی، به خانواده‌ها کمک کنیم تا بتوانند در مورد طرز استفاده‌ی کودکان از رسانه‌ها راحت‌تر تصمیم بگیرند: - کودکان را جدی بگیرید. آنان به رسانه‌‌ها علاقه‌ی زیادی نشان می‌دهند چرا که در آنها چیزهای جالبی عرضه می‌شود از جمله کمک می‌کند که مشکلات و مسائل، از منظر دیگری دیده شوند، در آنجا تصاویر و شخصیت‌های داستانی نمایش داده می‌شوند که کودک می‌تواند با آنها همانندسازی کند و خود را در آن نقش‌ها ببیند. - استفاده‌ی کودک از رسانه‌ها را به صورت مشکل و مساله‌ای آزاردهنده تلقی نکنید بلکه مقتدرانه و با قدرت و همراه با حس مسوولیت دنبال کنید. - به دوران کودکی خود رجوع کنید و از خود سوال کنید که در گذشته برای شما شخصیت‌های داستانی و قصه، چه معنا و مفهومی داشته‌اند. اگر در مورد این مسائل با کودکان خود صحبت کنید، آنان با کمال میل می‌شنوند. شاید این شیوه، کمکی باشد تا بتوانید آسوده خاطرتر برای نحوه‌ی صحیح استفاده‌ی کودک‌تان از رسانه‌ها، تصمیم‌ بگیرید و او را آموزش دهید. برای آنکه کودکان بتوانند در بین امکانات و مضامین متنوع ارائه شده توسط رسانه‌ها، راه صحیح خود را پیدا کنند ، به راهنمایی ما نیازمندند. رسانه در جهان رسانه‌ها، کودکان به ما به عنوان راهنما نیاز دارند: برای آنکه کودکان بتوانند در بین امکانات و مضامین متنوع ارائه شده توسط رسانه‌ها، راه صحیح خود را پیدا کنند، به راهنمایی ما نیازمندند در این ارتباط ، موضوع این نیست که رسانه‌های گروهی محکوم شوند بلکه باید نقاط ضعف و قوت، امکانات و خطرات رسانه‌های گروهی مختلف شناخته شوند به این منظور، ما به عنوان افراد بزرگسال، دو کار باید انجام بدهیم: اول اینکه خود را در علاقه و شوق و ذوق آنان نسبت به رسانه‌ها، شریک کنیم و آن چیزی را که سبب جذب آنان به رسانه‌ها می‌شود، کشف کنیم. دیگر اینکه ما در این ارتباط ، یک الگو برای کودکان خود هستیم. به همان صورتی که والدین، رسانه‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهند، کودکان نیز آن را می‌آموزند، چه به مفهوم مثبت و چه منفی آن. بدین منظور: - برای آنکه کودک‌تان بتواند به طور مستقل از رسانه‌ها استفاده کند، در حد امکان به او مسوولیت بیشتری دهید و در صورت لزوم محدودش کنید. - با کودک خود در مورد اینکه او علاقه‌مند به تماشای چه برنامه‌ی تلویزیونی است، صحبت کنید. - برای آنکه متوجه شوید شخصیت‌ها و داستان‌های کارتونی و تلویزیون، چه نقشی در زندگی او دارند، او را زیر نظر بگیرید. - همراه کودک‌تان، برنامه‌هایی را که بیشتر مورد توجه اوست، نگاه کنید. چگونه می‌توانید در برابر فشار تبلیغات، مقاومت کنید؟ بعضی از والدین، این مشکل را دارند که نمی‌توانند در برابر خواسته‌های فرزندان‌شان «نه» بگویند و برای آنکه کودک‌شان به نق زدن خود خاتمه دهد، هرچه را که می‌خواهد ، برایش می‌خرند والدینی دیگر هستند که خیلی سخت‌گیرند و اصولاً چیزهایی که در تلویزیون تبلیغ می‌شود را نمی‌خرند. در هر دو مورد، به جای کودکان که باید بعدها خودشان در مورد چیزی تصمیم بگیرند، تصمیم گرفته شده است پس راهی را جست‌وجو کنید تا با هر دو موقعیت بتوانید کنار بیایید: - نه همه چیز را به سرعت بخرید و نه به طور کامل تبلیغات را نفی کنید. در نهایت این شما هستید که نقش تصمیم‌گیرنده دارید و این نقش را نیز جدی بگیرید. - سعی کنید با کودک‌تان در این مورد که کدام‌یک از آرزوها و خواسته‌هایش منطقی و کدام غیرمنطقی‌ست، به توافق برسید. - تجاربی را به یاد کودک‌تان بیاورید که او قبلاً با محصولات مشابه داشته است: «آیا آن عروسک عالی و زیبایی که ما پس از دیدن تبلیغش از تلویزیون خریدیم، خراب نشد؟» یا «آیا همه چیز به همان صورتی کار کرد که تو تصور کرده بودی؟» طرح این سوالات باید کودک شما را در مورد انجام خواسته‌هایش به تفکر وادار کند.

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا
زمان: 2015-06-17 14:16:02

راه‌های نفوذ مربی در متربی

 اولین و شاید مهم‌ترین شرط برای احراز مقام امامت و هدایت مردم، اعتقاد قلبی و ایمان شخصی مربی به چیزی است که مردم را به سوی آن دعوت می‌کند. قرآن شرط امامت در میان بنی‌اسرائیل را ایمان و یقین شخصی می‌داند.

بخش اول

چکیده

تربیت فرایندی است که باید تجزیه و تحلیل شده، سپس مراحل آن تبیین شود. محققان باید با مطالعه در ابعاد وجودی انسان و شناسایی راه‌های نفوذ مربی در متربی، مسیر تربیت را تبیین کنند. حاصل این مطالعه در قالب یک «الگو» قابل عرضه است. مربیان با به کارگیری این الگو در صحنة عمل، به کار و تلاش خود سرعت و دقت بیشتری بخشیده، به ارزیابی فعالیت‌های تربیتی خود می‌پردازند.

این تحقیق با مراجعه به آیات تربیتی قرآن و گزارشاتی که این کتاب الاهی از اقدامات تربیتی پیامبران(ص) ارائه کرده، تدوین یافته است. روش این پژوهش، تفسیر موضوعی است؛ ابتدا آیات مربوط جمع‌آوری، و سپس دسته‌بندی و تحلیل شده، با استفاده از این گزاره‌ها، الگوی مدلی پنج‌مرحله‌ای پیشنهاد می‌شود تا مسیر کاری مربی دینی را سامان دهد. این عناوین عبارت‌اند از: 1. کسب صلاحیت، 2. ایجاد ارتباط، 3. دعوت به نگرش توحیدی، 4. دعوت به زندگی دینی و 5. ارزشیابی و تداوم تربیت.

کلیدواژه‌ها: مربی، وظایف مربی، تربیت دینی، نگرش توحیدی، سیرة انبیا(ص).

اگر تربیت دینی را «تربیت برای دین» و «فرایند زمینه‌سازی برای التزام به دین» تعریف کنیم، آنگاه این سؤال مطرح می‌شود که این فرایند از چه مراحلی تشکیل می‌شود، از کجا آغاز و از چه منازلی عبور می‌‌کند، و یک مربی چگونه و با چه سازوکاری می‌تواند به این مهم دست یابد؟

منابع و کتاب‌های تعلیم و تربیت اسلامی، معمولاً مجموعة اصول و روش‌های تربیتی را بر شمرده و از زوایای مختلف بررسی می‌کنند؛ اصول و روش‌هایی که به عنوان تک‌قاعده‌های رفتاری و دستورات عملی باید مداخلات تربیتی و فعالیت‌های مربی را جهت دهد. این مباحث، هرچند از نقطه نظر علمی لازم و بسیار مفید است، ولی از آنجا که نگاه مجموعی و فرایندی به آنها نشده است، در عمل روشنگر نیست، بلکه از جهاتی حیرت می‌آورد. مربی دقیقاً دو چیز را نمی‌داند: اول اینکه، راه و منازل آن کدام است و دوم اینکه، چگونه می‌توان این راه را طی کرد؛ این فرایند از کجا آغاز می‌شود و مراحل عملی آن کدامند؟ در حالیکه، تمام فعالیت‌های آموزشی، تربیتی و اصلاحی در قالب یک فرایند انجام می‌گیرد. برای مطالعه پیرامون این فعالیت‌ها، لازم است محقق مسئله را از چنین منظر و زاویه‌ای مطالعه کند.

ویژگی‌های الگو

مدعای این تحقیق این است که موفقیت و کامیابی مربی در امر تربیت دینی و تأثیر وی در تدین متربی، متوقف بر میزان رعایت و دقت در طی کردن منازل پی‌درپی این الگوست. کارآیی هر مرحله، منحصر به زمان همان مرحله نیست؛ چراکه مربی نباید از هر مرحله بگذرد و بگذارد، بلکه حتی پس از گذار از هر مرحله، ملزم به رعایت نکات آن مرحله ‌است.

از آنجا که هدف تربیت دینی، یعنی ایمان  و زندگی دینی، دارای مراتب تکاملی است و از سطح نازل تا عالی را شامل می‌شود، فرایند تربیت نیز تکرار شونده و حلزونی‌شکل است. توضیح آنکه، ایمان و توحید درجات متفاوتی دارد؛ نیل به اهداف بلند و بالای آن، از مسیر اهداف سطح پایین اتفاق می‌افتد. در نتیجه، امر تربیت و فعالیت مربی نیز به همراه متربی، و با گذار از مدارج پایین و به سمت مدارج بالا امکان‌پذیر می‌شود.

شواهد تاریخی و نیز بررسی آیات مربوط به فعالیت‌های تربیتی انبیا(ص) نشان از آن دارد که مخاطبان ایشان، در درجة اول، کسانی بوده‌اند که نگرش و جهان‌بینی خاصی در آنان شکل گرفته و انبیا(ص) درصدد تغییر آن بوده‌اند. به این صورت می‌توان گفت ایشان، کمتر برای ایجاد نگرش، بلکه بیشتر به منظور تغییر نگرش مشرکانه به نگرش توحیدی اقدام کرده‌اند، و از آنجایی که این شرایط، بیشتر در بزرگسالان دیده می‌شود، می‌توان گفت مخاطب انبیا(ص) بزرگسالان بودند. کودکان و نوجوانان، به طور غیر مستقیم و معمولاً به واسطة بزرگسالان، تربیت می‌شدند.

مراحل الگوی عمومی تربیت دینی در قرآن

این الگو در پنج مرحله ارائه می‌شود. در هر مرحله به تفاوت، فعالیت‌هایی صورت می‌گیرد. ما در اینجا مراحل مزبور را بر اساس آموزه‌های قرآنی و سیرة انبیا(ص) عرضه می‌کنیم:

مرحلة اول: کسب صلاحیت‌

از نظر مربیان اسلامی، قابلیت‌های لازم برای احراز مسئولیت تربیت به قدری ضروری است که بعضی معتقدند، اگر این قابلیت احراز نشده باشد، بهتر است فرد اقدام به امر تربیت نکند. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «کسی که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران بپردازد، خود را بسازد و پیش از آنکه به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد...».1 در اینجا به توضیح ویژگی‌هایی که قرآن کریم برای مربیان الاهی، یعنی پیامبران گزارش کرده است، می‌پردازیم:

1. اعتقاد و ایمان راسخ

اولین و شاید مهم‌ترین شرط برای احراز مقام امامت و هدایت مردم، اعتقاد قلبی و ایمان شخصی مربی به چیزی است که مردم را به سوی آن دعوت می‌کند. قرآن شرط امامت در میان بنی‌اسرائیل را ایمان و یقین شخصی می‌داند: «و بعضی از آنها را چون صبر کردند و نسبت به آیات الاهی یقین داشتند، امامانی قرار دادیم که مردم را به سوی آیات ما هدایت کنند.»(سجده: 24)

2. عبودیت و بندگی

تربیت دینی، که درصدد ایجاد ارتباط متربی با خداست، باید در دستان کسی باشد که در رابطه با مبدأ کمال به کمالی رسیده باشد. از روایات استفاده می‌شود که خداوند متعال هدایت و تربیت انسان‌ها را در نظام هستی به دست کسی می‌سپارد که طعم بندگی را بیش از دیگران، و حتی بیش از آنچه خود امام قبلاً احساس می‌کرده است، بچشد.

در این زمینه، امام هادی(ع) می‌فرمایند: هارون بن فضل می‌گوید: امام دهم را در روزی که امام جواد(ع) رحلت کرد، زیارت کردم. آیة استرجاع را قرائت کردند و فرمود: ابوجعفر رحلت فرمود. به ایشان عرض شد: چگونه متوجه این موضوع شدید. فرمود: در این لحظه، چنان خضوعی را نسبت به خداوند احساس کردم که سابقه نداشت.2

3. صداقت در عمل

در قرآن بر پایداری در دین تأکید شده است. از نظر قرآن، گفتار خوب آن است که گویندة آن قبل از سخن، عمل کرده باشد: «چه کسی گفتارش از آنکه به سوی خدا دعوت می‏کند و کار پسندیده انجام می‏دهد و می‏گوید: من مسلمانم، بهتر است.»(فصلت: 33) در روایات آمده است که هرگاه عالِم به مقتضای علم خود عمل نکند، اثر موعظه از روی قلب پاک می‌شود؛ مانند باران که بر سنگ صیقلی نمی‌ماند.3

4. علم و آگاهی

یکی از نکات قابل استفاده در داستان موسی و خضر‡، اشراف و علم دقیق حضرت خضر به مسائل تربیتی است (کهف: 60ـ82). از امام صادق(ع) به بیان‌های مختلف، بر اهمیت بینش در کار تأکیده شده است.4

5. سعة صدر

سعة صدر ابزاری است برای توفیق و پیشرفت امر تعلیم و تربیت. حضرت موسی(ع) نگران همین امر است که پیش از هر چیز، شرح صدر می‌طلبد: «موسی گفت: پروردگارا! سینه‏ام را گشاده کن.»(طه: 25) نعمتی که خداوند پیشاپیش به پیامبر اعظم(ص) عطا کرده بود: «آیا سینه‏ات را گشاده نساختیم.»(انشراح: 1)

6. خشیت الاهی

مربی دینی نمی‌تواند به غیر از مصالح الاهی بیندیشد؛ فشارهای بیرونی و عافیت‌طلبی‌های معمول از وی دور است. چنانکه قرآن در این آیه، مبلغان دینی را توصیف می‌کند: «کسانی که رسالت‌های الاهی را به مردم می‏رسانند و از خدا می‏ترسند و از احدی غیرخدا هراس ندارند و خدا برای حسابرسی کافی است.»(احزاب: 39)

7. دعوت خالص به خدا

قرآن برای آنکه نسبت به سلامت وحی و عصمت رسول اکرم(ص) تضمین دهد، چنان سختگیرانه در مورد شخص ایشان سخن می‌گوید که اعجاب‌آور است: «و اگر وی برخی سخنان را بر ما برمی‏بافت، هر آینه او را به دست راست ـ کنایه از قوت و توانایی یا سختی و شدت ـ می‏گرفتیم، سپس رگ جان ـ دل ـ او را می‏بریدیم.»(حاقه: 44ـ46)

8. ساده‌زیستی

انبیا(ص) سعی وافر داشتند مانند مردم و بلکه ساده‌تر از عموم مردم زندگی کنند. این به این دلیل بود که بشر با هم‌رتبة خود بهتر و راحت‌تر تماس می‌گیرد. اگر پیامبران به بهانه‌هایی مانند شاهان بودند، هرگز قادر نبودند چنین محبوبیت عمومی را فراهم کنند.

رسول گرامی اسلام(ص) در مناظره با عبدالله بن ابی امیة مخزومی به همین امر اشاره می‌کنند:ای عبدالله! خداوند پیامبرش را فرستاد تا به مردم دینشان را بیاموزد و به سوی خدایشان بخواند. در شب و روزش از جان در این راه مایه بگذارد. حال اگر او را قصرهایی بود که در پردة آنها می‌نشست و بردگان و خادمانی داشت که او را از چشم مردم می‌پوشاندند، آیا در این صورت رسالت ضایع نمی‌گشت و کارها به کندی نمی‌گرایید؟ آیا ندیده‌ای که چگونه وقتی شاهان در حجاب می‌نشینند، بدون آنکه بدانند و متوجه شوند، فساد و زشتی‌ها رواج می‌یابد؟5

9. تواضع و فروتنی

یکی از ویژگی‌های مهم انبیا(ص) تواضع و افتادگی است. این خصلت که از قضا رمز و راز موفقیت معجزه‌آسای آنان را نیز رقم زده، در سراسر زندگی آنان نمود دارد. قرآن بر این امر صحه گذاشته که پیامبر مانند مردم در جامعه ظاهر می‌شود و زندگی معمولی دارد: «و گفتند: این پیامبر را چیست که غذا می‏خورد و در بازارها راه می‏رود؟! چرا فرشته‏ای بر او فرو نیامده تا با وی بیم‏کننده باشد؟»(فرقان: 7)

این آیه، گرچه مستقیمآً در مورد تواضع نیست و مسئلة از جنس بشر بودن حضرت را متذکر می‌شود، اما مؤید محتوای روایاتی است که در این زمینه وارد شده است. مثلاً امیرمؤمنان(ع) در بیانی رسول خدا را این گونه توصیف می‌کنند: «رسول خدا(ص) همیشه بر روی زمین می‌خورد و مانند بردگان می‌نشست و با دست خود، بر کفش پینه می‌دوخت و بر لباس وصله می‌زد و بر الاغ برهنه سوار می‌شد و کسی را بر پشت خود سوار می‌کرد.»6

10. خیرخواهی و دلسوزی

انبیا(ص) که واقعاً خیرخواه مردم بودند، وقتی فاصلة آنان را با کمالات انسانی می‌دیدند، به شدت دل می‌سوزاندند (دلسوزی)، برای هدایت آنان هر کاری می‌توانستند انجام می‌دادند (رأفت). آیات قرآن نیز از هر سه وصف مذکور یعنی شدت خیرخواهی، عمق دلسوزی و اوج خدمت سخن گفته است:

الف. خیرخواهی. تعبیر قرآنی «نُصح»، که در آیات متعددی آمده، در مقابل «غِش» به معنای خلوص نیّت و بی‌غل و غش بودن است. بعدها این تعبیر بر سخنانی اطلاق شد، که از روی نهایت خلوص نیّت و خیرخواهی و بدون فریب گفته شده است:7 «‏پیام‌های پروردگارم را به شما می‌رسانم و شما را نصیحت می‏کنم و چیزهایی از خداوند می‏دانم که شما نمی‏دانید.»(اعراف: 62)

ب. دلسوزی. کسی که خیرخواه دیگران باشد، وقتی موانع و آسیب‌های موجود را در وضع افراد می‌بیند، ممکن است ناراحت و غمگین شود: «پیامبری از خودتان به سوی شما آمده که رنج‌بردن شما برایش سخت است.»(توبه: 128) انبیا(ص) که از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های انسان خبر داشتند، و در عین حال، شاهد هدر رفتن این استعدادها بودند، به شدت مغموم و متأسف می‌شدند: «نوح را برای مردم زمان خود فرستادیم. آنگاه گفت: ای مردم! خدا را بندگی کنید که جز او برایتان خدایی نیست. من از عذاب روز بزرگ برای شما نگرانم.»(اعراف: 59) «گویی از رفتار آنها که چرا به قرآن ایمان نمی‏آورند، خود را از غم و اندوه هلاک می‏سازی.»(کهف: 6)

ج. هرچند خیرخواهی و دلسوزی امری درونی است، اما لوازمی آشکار دارد که می‌توان از آنها به این امر درونی پی برد. مظهر بیرونی و رفتاری این دو ویژگی، تلاش‌های بی‌وقفه و بی‌شائبه‌ای است که انبیا(ص) در راه هدایت مردم انجام می‌دادند. ایشان به تعبیر قرآن حرص می‌زدند و رأفت داشتند: «پیامبری از خودتان به سوی شما آمده که رنج بردن شما برایش سخت است و به شما علاقه‏مند است و به اهل ایمان رئوف و مهربان است.»(توبه: 128) «رأفت» عبارت است از سعی در برطرف کردن ضرر، و «رحمت» یعنی کوشش در ایصال منفعت.8

مرحلة دوم: برقراری ارتباط با متربی

ارتباط با متربی عبارت است از: همة بیان احساسات، انتظارها و نگرش‌های خود نسبت به متربی، و متقابلاً، درک انتظارها و احساسات و نیازهای وی.9 اینکه همة پیامبران از جنس انسان و از قوم خود بودند، نشان از اهمیتی دارد که دستگاه نبوت و رسالت الاهی برای این امر قائل است. قرآن بر این امر تأکید دارد و می‌فرماید: «وَإِلَی عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً.»(اعراف: 65)

انبیا(ص) افزون بر این سرمایة گرانمایه که در اختیار داشتند، اقداماتی را نیز انجام می‌دادند تا ارتباط بیشتر شود. قرآن در آیات متعددی به این امر پرداخته، که ذکر همة آنها میسور نیست. از این‌رو، به فهرست اجمالی آن اکتفا می‌کنیم. نگاه به آیاتی که روند فعالیت‌های تربیتی پیامبران را گزارش کرده، نشان می‌دهد که فارغ از محتوای گفت‌وگوهای مزبور، روش‌های مزبور کمک شایانی به ارتباط‌گیری با مخاطب و جلب اعتماد او می‌کند:

1. طرح سؤال

قرآن در موارد بسیاری از قول پیامبران سؤالاتی را نقل می‌کند. برای نمونه، چند مورد را می‌آوریم: موسی گفت: آیا حق را هنگامی که به سوی شما آمد [جادو] می‏گویید؟ آیا این جادوست و حال آنکه جادوگران پیروز و رستگار نمی‏شوند؟(یونس: 77)؛ آیا شما آن را می‏آفرینید ـ نقش‌بندی می‏کنید ـ یا ما آفریننده‏ایم؟(واقعه: 59)؛ آیا از هیچ آفریده شده‌اند یا خودشان آفریننده [خویش]‌اند؟(طور: 35).

2. پاسخ منطقی به شبهات

وقتی طرز فکر و دعوت جدیدی در جامعه طرح می‌شود، عکس‌العمل انسان‌ها در مقابل آن متفاوت است: پذیرش و همراهی، مخالفت و دشمنی، تردید و تحقیق، انواع گوناگونی از این برخوردهاست. وجه مشترک این افراد، طرح سؤالاتی است که با متصدیان فکر جدید درمیان می‌گذارند، البته با انگیزه‌های رنگارنگ، و منتظر پاسخ می‌مانند. اینجاست که دعوت‌کنندگان با رفتار خود در پاسخ به سؤالات، درواقع، شخصیت خود را نشان می‌دهند. آیا حق‌پرستند و واقعاً برای حق زحمت می‌کشند یا دنیاطلبند و برای خود مرید جمع می‌کنند. یکی از نشانه‌های حق‌طلبی انبیا(ص)، برخورد منطقی با این شبهات است. قرآن انواع گوناگونی از شبهات را از قول مشرکان، کفار یهودی و مسیحی گزارش می‌کند.10 نکتة قابل توجه در این برخوردها، آن است که در هیچ جا دیده نشده پیامبری از جادة منطق و ضوابط عقل‌پسند خارج شود و در پاسخ خود، به بیانات غیرعقلی توسل جوید.

3. به داوری طلبیدن عقل

برقراری ارتباط با افراد، نیازمند آن است که مربی به شخصیت و موجودیت آنان احترام گذاشته، به قضاوت‌های آنان بها بدهد. در نگاه انبیا(ص)، عقل از جایگاه بلند و باارزشی برخوردار است و می‌تواند مخاطب همة معارف و آموزه‌های ادیان ابراهیمی قرار گیرد. امام رضا(ع) در پاسخ به ابن سکیت، که پرسیده بود در این برهة زمانی چه کسی بر ما حجت است، «عقل» را معرفی می‌کنند که تشخیص می‌دهد چه کسی از سوی خدا راست می‌گوید تا تصدیقش کند، و چه کسی دروغ می‌گوید تا تکذیبش کند. می‌فرمایند: «اَلْعَقْلُ یُعْرَفُ بِهِ الصَّادِقُ عَلَی اللَّهِ فَیُصَدِّقُهُ وَ الْکَاذِبُ عَلَی اللَّهِ فَیُکَذِّبُهُ»؛11 عقل قدیمی‌ترین و پرکاربردترین وسیله‌ای است که بشر به کار گرفته و همیشه کاری بوده است. انبیا نیز به درستی مردم زمان خود را به استفاده از آن ترغیب می‌کردند. بیاناتی نظیر: «مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ؛ شما را چه شده؟! چگونه حکم می‏کنید؟!» (یونس: 35) از همین شیوه حکایت دارد.

4. بیان جدلی

جدال احسن و اتکا به ادلة مورد قبول خصم، راه را برای واداشتن فرد مخاطب به قبول حق و یا حداقل، سکوت نزدیک می‌کند و هزینة تبلیغ و تربیت را تقلیل می‌دهد. از این‌رو، انبیا(ص) در مواردی از این روش بهره می‌بردند و با خصم خود مجادله می‌کردند. البته جدال حضرات انبیا(ص) به نیکوترین شکل بود، با رعایت کامل جوانب انسانی و حفظ حرمت اشخاص.12

قرآن، که خود بهترین گواه این مدعاست، نمونه‌هایی از این مجادلات را نقل می‌کند: «موسی گفت: آیا حق را هنگامی که به سوی شما آمد [جادو] می‏گویید؟ آیا این جادوست و حال آنکه جادوگران پیروز و رستگار نمی‏شوند؟»(یونس: 77)

5. مماشات با مخالفان

برای اثبات حقانیت توحید و سایر عقاید ابراهیمی، می‌توان از داستان مماشات حضرت ابراهیم(ع) با مشرکان (انعام: آیات 76 ـ 78)، درس گرفت. امام رضا(ع) در پاسخ مأمون که پرسید این کار حضرت چگونه با عصمت ایشان جمع می‌شود، فرمود: حضرت ابراهیم برای آنکه به مردم بفهماند کواکب پرستیدنی نیست، ابتدا در ظاهر، اظهار همراهی و تأیید می‌کرد، اما بلافاصله مکنون قلبی خود را با این روش در پیش گرفت.13 برخورد ایشان با خصم جاهل، چنان گویا و روشنگر است که نیاز به توضیحی نیست.

6. استفاده از زبان مشترک

برای آنکه هزینة کار مربی کمتر شود، تدابیر متعددی باید اندیشید. پیامبران وقتی با پیروان ادیان قبل از خود روبه‌رو می‌شدند، اصرار عجیبی داشتند که آنان را از خود بدانند و خود را از آنان. این سیاست، صحنه‌های جالبی از صداقت را به نمایش می‌گذاشت و در تألیف قلوب افراد آماده تأثیر بسزایی داشت. آیات قرآن مواردی از این هم‌زبانی را گزارش کرده است. در همین زمینه، پیامبر اسلام(ص) از وحدت ادیان الاهی سخن می‌گفتند، انبیای گذشته را تصدیق کرده، و پیروان ادیان سابق را به آداب مشترک دعوت می‌کردند.

7. پایبندی به مکارم اخلاق

مکارم اخلاق، که در جلب اعتماد متربیان نقش بی‌نظیری دارد، صفت مشترک همة انبیا(ص) است. بعضی از مصادیق آن را توضیح می‌دهیم.

الف. صداقت در گفتار و عمل

پیامبران مأمورند به آنچه می‌گویند عمل کنند تا از تهمت به‌دور بوده، مورد قبول مردم واقع گردند؛ زیرا یکی از نشانه‌های صدق کلام، آن است که خود گوینده در عمل پیشی بگیرد و قول و فعل او مطابقت داشته باشد: «او را انبازی نیست، و مرا به این [آیین‏] فرمان داده‏اند و من نخستین مسلمانم.»(انعام: 163) این آیه، بر صداقت قولی و مطابقت گفتار و رفتار حضرت تأکید دارد.14

ب. لینت و نرمی در گفتار و رفتار

سیرة عملی پیامبران(ص) سرشار از مدارا،15 نرمی در گفتار و کردار ایشان است. به شهادت قرآن، توفیقات فراوان پیامبران در امر هدایت مردم، در سایة همین راهبرد الاهی بوده است: رحمت خدا باعث شده که با مردم مهربان شوی. در حالی که اگر تند و سخت‌دل بودی، از اطراف تو پراکنده می‏شدند. پس از آنان درگذر و برای آنها طلب مغفرت کن و در کارها با آنها مشورت نما و هنگامی که تصمیم به کاری گرفتی، توکل بر خدا کن؛ زیرا که پروردگار توکل کنندگان به خویش را دوست می‏دارد.(آل‌عمران: 159)

ج. پرهیز از منافع شخصی

پیامبران نه تنها از منافع شخصی خود مایه می‌گذاشتند، بلکه هرچه داشتند در راه دین و تربیت دینی سرمایه می‌کردند. آنان از اینکه مال یا آبرویی در این راه اهدا کنند، ابایی نداشتند. نمونة بارز آن، ازدواج رسول اکرم(ص) با همسر مطلّقة پسرخواندة خود، زیدبن حارثه بود که آداب و رسوم عرب جاهلیت آن را قبیح و ممنوع می‌شمرد. همچنین آن حضرت، در بحبوبة جریان فوت فرزند خود، ابراهیم، به شدت و به نحوی بی‌سابقه، با یک عقیدة خرافی مبارزه کرد. گرفتن خورشید، که مقارن با مرگ ابراهیم بود، شرایط را به شکل بی‌سابقه‌ای به نفع رسول گرامی اسلام(ص) رقم زد. مردم چنین پنداشتند که افلاک نیز برای فرزند پیامبر عزادار است. با وجود این، حضرت اعلام فرمود که این جریان ربطی به مرگ ابراهیم ندارد.

د. تربیت و هدایت بدون چشم‌داشت

در سورة شعراء شش بار (آیات: 57، 109، 127، 145، 164، 180)، از قول پیامبران مختلف می‌فرماید: «وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ؛ و من از شما هیچ مزدی نمی‌خواهم.» اینکه انبیا(ص) در مقابل خدمات بی‌نظیر معنوی و تربیت امت متربی خود، اجری نمی‌خواهند بسیار اثرگذار است.

تکرار عبارت «فَاتَّقُوااللهَ» در آیات ذیل، همین نکته را می‌رساند؛16 چه با آنکه یک‌بار از تقوا و اطاعت سخن به میان آمده است، بلافاصله پس از آیۀ «لا اسألکم...» دوباره این معنا ذکر شده است: إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی رَبِّ الْعَالَمِینَ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ؛ هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت آیا تقوا پیشه نمی‌کنید. مسلماً برای این (دعوت) هیچ مزدی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است. پس تقوا پیشه کنید و مرا اطاعت کنید.(شعراء: 106ـ110)

پی‌نوشت‌ها:

1. نهج‌البلاغه، کلام 73.

2. محمد‌بن یعقوب کلینی، کافی، ج 1، ص 382.

3. همان، ص 44، ح 3.

4. همان، ص 43.

5. فضل‌بن حسن طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 34.

6. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 16، ص 286.

7. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج 6 ، ص 221.

8. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 9، ص 543.

9. احمد به‌پژوه، اصول برقراری رابطة انسانی با کودک، ص 22.

10. عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 9، ص141-193.

11. سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 65.

12. ناصر مکارم شیرازی و همکاران، همان، ج 11، ص 456.

13. سیدهاشم بحرانی، همان، ج 2، ص 432.

14. سیدمحمدحسین طباطبایی، همان، ج 7، ص 394.

15. مدارا عبارت است از ملاینت و مرافقت با خصم و برخورد نیکو با او. لسان العرب مدارا را از سنخ مرافقت و همراهی دانسته، اصل آن را نوعی زیرکی می‌داند: «داریت الرجل، لاینته و رفقت به و اصله دریت الظبی ای 

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند
زمان: 2015-06-17 14:16:02

مبانی، اصول، روش ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه

مقدمه

صحیفه سجادیه میراث گران بهای بر جای مانده از چهارمین پیشوای معصوم شیعیان امام علی بن الحسین علیه السلام است. این کتاب شریف، گنجینه ای بدیع و ثروتی تمام ناشدنی است. حقیقت آن تحفه ای است الهی که بر قلب عزیزترین انسان ها جاری شده است. جامع و کامل است و از منبعی سر چشمه می گیرد که مصون از هر گونه اشتباه و خطا است. زبان این کتاب شریف زبان نیایش است و به گونه ای عرضه شده است که هر خواننده به فراخور فهم و دانش خود از آن بهره می گیرد.

اندیشمندان شیعی درباره صحیفه سجادیه تحقیقات زیادی در قالب شرح و ترجمه نگاشته اند و میراث علمی گران بهایی به یادگار گذاشته اند که با این تلاش ها مقداری از راه را هموار نمودهاند؛ ولی اکثر این مطالعات بر اساس دقت های ادبی و شرح و توضیح واژه ها در عرصه های مختلف صورت گرفته است، نظیر شرح "ریاض السالکین"، که در هفت جلد نگاشته شده است و یکی از شرح های معتبر و مهم صحیفه به شمار می آید. ولی بیش تر به جهات ادبی و شرح و توضیح واژه ها از نگاه اعتقادی و اخلاقی پرداخته است.

بنابراین، ناگفته پیداست که اولا،ً تحقیقات ارزشمند علمای سلف درباره صحیفه سجادیه، بیش تر در قالب شرح و توضیح لغات و جملات بوده و در آنها کم تر به تجزیه و تحلیل تربیتی مطالب پرداخته شده است.

ثانیا، با وجود ابعاد تربیتی که صحیفه سجادیه دارد، حتی آن دسته از شرح هایی که به طور تحلیلی به شرح و تفسیر صحیفه سجادیه پرداخته اند، با یک دید تربیتی، به تجزیه و تحلیل دعاهای صحیفه نپرداخته اند.

ثالثا، علاوه برخلاء موجود در پژوهش های پیشین، نیازهای فعلی مربیان و جوامع شیعی در برخورداری از اندیشه های تربیتی امام سجاد علیه السلام توجیه گر ضرورت بررسی و اصطیاد برخی از عناصر نظام تربیتی آن است. این مقاله مروری کوتاه بر یافته های یادشده در زمینه های مبانی، اصول، روش ها و اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه است.

مبانی تربیتی در صحیفه سجادیه

مبانی عبارت از: یک سری ویژگی ها و صفات (منفی و مثبت) انسانی که در همه انسان ها وجود دارند و اصول تربیتی بر آن ها مبتنی می باشند.

با مروری بر صحیفه سجادیه به نکاتی بر می خوریم که گرچه به شکل دعا از سوی امام بزرگوار به ما رسیده است، ولی به روشنی ویژگی انسان را تبیین نموده و اساس و مبنای اصول تربیتی را ارائه می دهد. با پی جویی دعاهای صحیفه سجادیه، به کشف و بررسی مهم ترین مبانی تربیتی صحیفه سجادیه از جمله "خود دوستی"، "خدا دوستی"، "کمال خواهی"، "میل به جاودانگی"، "خوف و رجا"، "غفلت"، "دنیا دوستی" و "اختیار"، دست یافتیم. در این مقال، به برخی از مبانی تربیتی اشاره می شود.

خود دوستی (حب ذات)

بر اساس این ویژگی مهم، انسان قبل از هر چیز و هر کس، بیش تر به خود علاقه مند بوده و فطرتا عاشق خود می باشد و تمام محبت ها و عشق و علاقه هایش به دیگران از محبت به خودش سرچشمه می گیرد. حتی گرایش و محبتی که به خدا دارد از خود دوستی مایه می گیرد. حب ذات اگر کنترل نشود و در جهت صحیح و درستی هدایت نشود، انسان را به نابودی می کشاند.

گرچه عنوان دقیق "حب ذات" یا خود دوستی مستقیما در صحیفه سجادیه نیامده است، ولی جلوه هایی از آن به صورت های مختلف در بعضی از دعاها مشاهده می شود. از جمله دعای هفتم صحیفه است که حضرت به هنگام کار دشوار و دل آزار یا پیشامدهای سخت یا غم و اندوه، آن را چنین می خواند:

ای آن که گره های ناگوارایی ها به وسیله او باز می گردد، و ای آن که تندی سختی ها به او شکسته می شود، و ای آن که رهایی یافتن از گرفتاری ها و رفتن به سوی آسایش فراخی، از او درخواست می گردد.(2)

همچنین دعاهایی که امام علیه السلام در آن درخواست رفع فقر و تنگدستی و در مواردی درخواست هایی در مورد سعادت، کمال، قدرت، نعمت و... از خداوند دارد، همه ناشی از خود دوستی است و این که انسان همیشه به دنبال خوبی هاست و از ناراحتی ها و سختی ها گریزان است، پس این ویژگی امری فطری است و به خودی خود، مطلوب است.

بنابراین، یکی از مهم ترین ویژگی های انسان که منشأ بروز رفتارهای انسان می شود، خود دوستی است. خود دوستی غریزه ای است که اگر به آن توجه شود و در مسیر صحیحی قرار داده شود، منشأ عزت خواهی، کمال خواهی، سعادت و... می شود. اما اگر غریزه خود دوستی به انحراف کشانده شود، روح استکبار و طغیان و سرکشی بر انسان چیره می شود و منشأ رفتارهای ناپسندی از قبیل خودپرستی، عجب و غرور، حرص می شود.

خداخواهی و خداجویی

این ویژگی در فطرت همه انسان ها نهفته است. انسان ها حتی کسانی که در پیدا کردن مصداق حقیقی خداوند به اشتباه و انحراف رفته اند همیشه به سراغ خدا و پرستش اویند.

حضرت امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه در نخستین دعا بیانی دارد که به فطرت خداجوی انسان اشاره می کند:

به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد، سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبت و دوستی به خود بر انگیخت.(3)

امام علیه السلام در دعاهای بیست، بیست و یک، بیست و هشت، پنجاه و دعاهای بسیار دیگر،(4) بیاناتی دارند که اشاره به خدا خواهی و خدا جویی انسان به هنگام اضطرار و تنگناها دارد. ایشان در یکی از این دعاها به خداوند عرضه می دارد:

بار خدایا مرا چنان قرار ده که هنگام اضطرار به (کمک و یاری) تو (بر دشمن) حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (یا ذلت و خواری) به درگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش مفرما.(5)

هدف امام علیه السلام از طرح مفهوم خدا خواهی، که از مبانی تربیتی در اسلام به حساب می آید، توجه دادن انسان ها به فطرت خداجویشان است، این گرایش، از طریق توجه دادن انسان به خدا، در اصلاح رفتارهای وی تأثیرگذار است. انسان خداجو به خاطر فطرت خدا خواهی اش همیشه خدا را در نظر دارد و در اثر همین توجه، آلوده به گناه و معصیت خدا نمی شود و رفتارهایش با نیت خالص و در جهت تقرب به خدا انجام می پذیرد.

دنیا دوستی

یکی دیگر از ویژگی های انسان دنیادوستی است. علت این که انسان زندگی دنیا را دوست دارد، علاقه به جاودانگی و نیز علت دیگر، نقد بودن و مشهود بودن کارآیی های دنیا در گستره زندگی انسان و بر آوردن نیازهای او است. آن چه از برخی از فرازهای صحیفه به دست می آید، این است که دنیا و مادیات نباید به صورت ایده آل و کمال مطلوب درآید، محبتی که مذموم است این گونه محبت است.

امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه، بیانات فراوانی در مورد نگرش به دنیا دارد که از مجموع آنها دو نوع نگرش به دست می آید: نخست مذمت دنیا دوستی، به خاطر زیان های آن، نظیر:

و دوستی دنیای پست را که از آنچه (سعادت و نیکبختی که) نزد تو است منع می نماید، و از طلبیدن وسیله و دست آویز به سوی تو باز می دارد، و از تقرب و نزدیک شدن به (طاعت) تو غافل و بی خبر می گرداند، از دلم برکن.(6)

در این فراز امام علیه السلام به یکی از مهم ترین زیان های دنیادوستی که همان جلوگیری از تقرب به خداست، اشاره می کند و از این جهت دنیا دوستی را مورد مذمت قرار می دهد.

نگرش دوم، درخواست دنیا برای عبادت و بندگی خدا، حضرت امام سجاد علیه السلام در این زمینه می فرماید:

و مرا از کسب و روزی به دست آوردن با رنج بی نیاز کن، و بی حساب روزی ده، تا از عبادت و بندگی تو برای به دست آوردن روزی باز نمانم، و زیر بار سنگینی زیان ها و بدی عواقب کسب نروم.(7)

بنابراین ویژگی دنیادوستی با نگرش های مختلف آن، نظیر نگرش مستقل به دنیا یا مقدمه بودن دنیا برای آخرت، از آنجا که منشأ رفتارهایی در انسان می شود از قبیل: حرص و آز، در صورت نگرش مستقل به دنیا داشتن و زهد، تلاش برای آباد ساختن آخرت، در صورت نگرش مقدمه بودن دنیا برای آخرت. از این ویژگی انسان به عنوان یک مبنای تربیتی در صحیفه سجادیه بحث می شود.

غفلت

یکی دیگر از خصلت هایی که دامن گیر انسان است، غفلت و فراموشی است. انسان ذاتا به گونه ای است که در اثر توجه بیش از حد به اموری از دیگر امور و شئونات باز می ماند و غافل می شود. این خصلت اگر چه در مواردی شاید تا حدی به نفع او باشد، ولی متأسفانه در بسیاری موارد وجود این ویژگی در انسان موجب انحرافات و از دست دادن فرصت ها و سقوط و هلاکت او می شود. تا حدی که انسان خدا و خویشتن و اهداف عالیه خویش را فراموش می کند. برای این که دنیا و زیبایی های فریبنده آن، او را مدهوش می کند و قدرت درک و تشخیص را از او می گیرد. برای دفع این آسیب و نجات انسان از دام غفلت، در نظام تربیتی صحیفه سجادیه تدابیری اندیشیده شده است.

حضرت امام سجاد علیه السلام در دعاهای فراوان و با بیانات مختلف به این ویژگی انسان پرداخته و با بیان موارد و مصادیق غفلت، انسان های غفلت زده را بیدار می کند. امام علیه السلام موارد غفلت را بدین صورت بیان می کند: غفلت از خود، غفلت از انجام وظایف و واجبات الهی، غفلت از عالم پس از مرگ، غفلت از وعید، غفلت از نعمت ها و از همه مهم تر غفلت از خداست. در این زمینه می فرماید: و ما را از جانب خود به غفلت و نادانی گرفتار مکن؛ چون ما به سوی تو خواهان و از گناهان توبه کننده ایم.(8)

با توجه به آنچه گفته شد، امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه یکی از ویژگی ها و صفات مذموم انسان را غفلت معرفی می کند. از آنجا که غفلت منشأ امور ناپسندی نظیر خود فراموشی، خدا فراموشی می شود، لذا به عنوان یکی از مبانی تربیت در نظام تربیتی صحیفه مورد تأکید و بحث قرار گرفته است.

اصول تربیتی در صحیفه سجادیه

اصول، مجموعه قواعدی است که با نظر به قانونمندی های مربوط به ویژگی های عمومی انسان (مبانی تربیت) اعتبار شده و به عنوان راهنمای عمل، تدابیر تربیتی را هدایت می کنند. بنابراین، در این نگاه اصول مبتنی بر مبانی هستند.(9)

با بررسی دعاهای صحیفه سجادیه، به برخی از مهم ترین اصول تربیتی نظیر: تقوی، توکل، زهد، ایجاد انگیزش، کنترل و هدایت، و اصل لزوم عمل می رسیم، که امام سجاد علیه السلام از آن ها جهت اصلاح وتربیت انسان ها بهره می برند. شرح برخی از این اصول عبارتند از:

اصل کنترل و هدایت

این اصل مبتنی بر مبانی چندی از جمله: خداجویی، خود دوستی و جاودان خواهی می باشد. با استفاده از این اصل، انسان باید بر اساس مبنای خدا جویی به سوی توحید و یکتاپرستی هدایت شود و بر اساس مبنای خود دوستی محب و مطیع خدا شود و بستری برای رسیدن به کمال و قرب به خدا برایش فراهم گردد. حضرت امام سجاد علیه السلام در دعای بیست صحیفه سجادیه با آوردن نمونه ای از خود دوستی، در مورد کنترل آن می فرماید:

و مرا در میان مردم به درجه و مقامی سر فراز مفرما جز آن که پیش نفسم مانند آن پست نمایی، و ارجمندی آشکارا برایم پدید میاور جز آن که به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پنهانی پدید آوری.(10)

امام علیه السلام در این فراز به نمونه هایی از خود دوستی و روش کنترل آنها اشاره می کنند. اگر چنانچه این مصادیق خود دوستی کنترل نشوند، سبب بروز خصلت های زشت خودخواهی، خودپسندی و خود محوری می شود.

بر اساس مبنای جاودان خواهی، انسان باید دنیا را پایان زندگی نپندارد بلکه آن را مقدمه برای حیات جاودان به حساب آورد. بینشی که امام علیه السلام در صحیفه سجادیه به آن اشاره کرده، این است که انسان بیش از حد لازم، دل به دنیا نمی بندد و آنجا که لازم باشد از دنیا دل می کند. حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید:

و تا هنگامی که عمرم در فرمانبری تو به کار رود عمر ده، و هر گاه عمرم چراگاه شیطان شود مرا بمیران پیش از آن که دشمنی سخت تو به من رو آورد، یا خشمت بر من استوار گردد.(11)

در این فراز نگرش امام علیه السلام نسبت به بقا در دنیا به روشنی بیان شده است. حضرت بقا را در راستای خداخواهی می خواهد و آن را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به مقصد، که همان مقام قرب الهی است، می خواهد.

اصل تقوا

این اصل بیش تر مبتنی بر مبنای خوف و بیم در انسان است و برای آن است که ترسیدن ها و نگرانی های فطری انسان، کنترل شده و اموری مثبت و مطلوب باشد. به این معنی که اگر قرار است انسان از اموری نگران باشد، باید این ترس فقط از خدا باشد، چرا که ترس های دیگر کاذب و بیهوده است. ترس از خدا یا تقوا و در نتیجه، پرهیز از گناه، از مهم ترین اصول تربیتی در صحیفه سجادیه است.

حضرت امام سجاد علیه السلام در موارد مختلف به این اصل مهم اشاره می کنند و از خدای بزرگ درخواست می کنند:

و پرهیزکاری را به من الهام نما.(12)

و شعار دلم را بپرهیزکاری از خود بنما.(13)

و تقوا و ترس از کیفر خود را از دنیا توشه ام قرار ده.(14)

درخواست های مکرر امام علیه السلام در این دعاها و موارد دیگر مبنی بر توفیق و الهام تقوا، نشان دهنده اهمیت این اصل تربیتی در نظام تربیتی صحیفه سجادیه است.

تقوا دارای آثار تربیتی فراوانی است. مهم ترین آنها حفظ و نگهداری انسان از گناه، لغزش و خطاهاست. حضرت امام سجاد علیه السلام در این زمینه از خدای متعال می خواهد:

و به ترس از تو از گناهان و لغزشها و نادرستیها نگاه داشته شده.(15)

اصل تذکر

اصل تذکر مبتنی بر مبنای تربیتی غفلت است. بنابر این اصل، باید انسان را از خواب غفلت بیدار نمود و آن چه را که دانستنش برای او لازم است، به او فهماند و در موارد مختلف به او تذکر داد و یادآوری کرد تا از عواقب شوم غفلت رهایی یابد. بنابراین، امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه که سراسر ذکر و یاد خداست، با دعاهای گوناگون نظیر دعا به هنگام صبح و شام، دعا به هنگام بیماری، دعا به هنگام دفع بلاها و سختی ها و... انسان را هماره متوجه خدا می کند و بدین وسیله، غفلت را از وی می زداید.

همچنین امام علیه السلام در دعای هشتم "پناه بردن به خدا"،دعای دوازدهم "اقرار به گناه"، دعای سی و نهم "طلب عفو"، و دعاهای دیگر ضمن اشاره به ویژگی غفلت در انسان، راه غفلت زدایی را ذکر و یاد خدا بیان می کند و می فرماید:

و مرا در اوقات فراموشی (پیروی از نفس) بیاد خود آگاه ساز.(16)

و دلهای ما را بیاد خود از هر یادی بکار آر.(17)

حضرت امام سجاد علیه السلام نقش و آثار مهم ذکر را در صحیفه سجادیه چنین بیان می فرمایند:

1. یاد خدا مایه شرافت انسان است؛

2. یاد خدا مانع از رذایلی است که شیطان در دل انسان می افکند؛

3. یاد خدا موجب سلامت قلب می شود.

4. یاد خدا انسان را از غفلت زدگی باز می دارد.

با آگاهانیدن تو مرا، از غفلت و فراموشی خویشتن آگاه شدم.(18)

اصل زهد

این اصل مبتنی بر مبنای دنیا دوستی است. بنابر این اصل، در نظام تربیتی صحیفه سجادیه باید این نوع محبت به دنیا از دل انسان رخت بر بسته و زهد و گریز از دنیا آن هم در حد معقول و پسندیده جای آن را بگیرد. به صورتی که دنیا را صرفا وسیله و ابزاری بیش نداند. برای جلوگیری از ابتلا به گرایش افراطی در دنیادوستی، امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه پیشنهاد می دهد که انسان ها"زهد"پیشه کنندو همان راازخدای خوددرخواست می کند:

و روزیم کن آسایش در زهد و دوری از دنیا را.(19)

امام علیه السلام در این فراز آسایش و راحتی را در زهد و دوری از دنیا بیان می فرماید و از خدا درخواست زهد می کند. در فرازی دیگر، در مورد نشانه های انسان زاهد می فرماید:

و مرا در هر حال به ستایش و نیایش و سپاس گزاریت برگمار تا به آنچه از دنیا به من داده ای شاد نگردم، و به آنچه مرا از آن باز داشت های اندوه گین نشوم.(20)

بر اساس بیان امام علیه السلام ، زاهد کسی است که این دو نشانه را دارا باشد:

1. به دنبال آنچه از دنیا به او داده می شود، شاد نگردد.

2 در پی آنچه از دنیا از وی بازداشته می شود، ناراحت نشود.

خلاصه آن که نقطه شروع تمام بدبختی ها و شقاوت ها در انسان از همین حب دنیا است و اصل تربیتی زهد، که در صحیفه سجادیه بسیار روی آن تکیه شده است، به معنای دوری از تعلقات دنیا و اسیر آن نبودن و آزادی از هر چیزی است که بخواهد در انسان چنان تعلق خاطری ایجاد کند که او را از خدا و یاد خدا و آخرت جدا و غافل سازد.

روش های تربیتی در صحیفه سجادیه

روش های تربیتی حالت رفتاری و جزیی دارند که در مقام عمل نسبت به مبانی و اصول، کاربردی تر هستند و یا حد فاصل مبانی و اصول از یک سو و اهداف از سوی دیگرند و مبتنی بر اصول هستند.

روش های تربیتی صحیفه، به روش های شناختی، گرایشی و رفتاری تقسیم می شوند. اجمالاً با پی جویی و تحقیق در دعاها و فرازهای صحیفه سجادیه، روش های تربیتی از قبیل ذکر خدا، توبه، کم شمردن خوبی ها و زیاد شمردن بدی ها، یادآوری نعمت ها، احترام و تکریم، رفق و مدارا و احسان در برابر بدی ملاحظه می شود. توضیح برخی از این روش ها عبارتند از:

1. روش شناختی

این دسته از روش ها مرتبط به بُعد شناختی انسان می شود. نقش این دسته از روش های تربیتی ارائه بینش و شناخت صحیح به انسان است تا از خطاها و اشتباهات وی جلوگیری کند. روش های تربیتی، که در این دسته مورد بررسی قرار می گیرد، عبارتند از:

الف. روش اعطای بینش که خود سه قسم می باشد:

1. بینش درمورد دنیا.

2. بینش درمورد حقیقت انسان.

3. بینش در مورد مرگ و معاد.

ب روش یاد خدا.

بینش در مورد دنیا: برخی افراد با بینشی مادی به دنیا می نگرند و گمان می کنند که جز زندگی دنیا که در آن زنده می شوند و می میرند زندگی دیگری وجود ندارد؛(21) از منظر دینی با چنین دیدی به دنیا نگریستن خطایی است که خطاهای فراوان دیگری در اعمال و رفتار انسان به دنبال خواهد داشت. پوچ انگاری دنیا و زندگی در آن، که به نوبه خود آثار بسیار سویی در اعمال و رفتار انسان می گذارد، از جمله این خطاهاست. نگریستن به دنیا با چنین دیدی انسان را به ناامیدی و یأس می کشاند، و در نتیجه، قدرت تفکر و اندیشیدن در مورد خویش، و جبران اشتباهات را از انسان می گیرد.

نظام تربیتی صحیفه برای آن که از چنین بینش غلطی جلوگیری کند، با ارائه بینش صحیح به اصلاح رفتارهای انسان می پردازد. در صحیفه سجادیه، زندگی انسان منحصر به زندگی دنیا نمی شود، بلکه در ورای آن، یک زندگی جاودانه برای انسان وجود دارد که رابطه آن دو، رابطه راه و مقصد است یا رابطه وسیله و هدف. با چنین بینشی زندگی دنیا هدف دار می شود و از یک رنگی و یک نواختی خارج می شود. بنابراین، انسان باید با سعی و تلاش روز افزون در دنیا، آخرت خویش را آباد سازد.

حضرت امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه درباره دنیا می فرماید: آنچه از کالای دنیای نابود شدنی از من گرفتی پس (عوض و به جای) آن را در گنجینه های خود (در آخرت) که همیشگی است برایم اندوخته نما و آنچه از مال و دارایی دنیا که به من ارزانی داشته ای، و آنچه از کالای آن که برای من پیش انداخته ای وسیله رسیدن به جوار (رحمت) خود و پیوستن به قرب خویش گردان.(22)

حضرت امام سجاد علیه السلام در دعای فوق با بیان این که زندگی دنیا، فانی است و ورای دنیا آخرتی است که مقصود اصلی است و انسان باید برای آخرت تلاش بکند تا بتواند به مقام قرب الهی نایل آید، به ارائه بینش صحیح نسبت به دنیا پرداخته است.

در نظام تربیتی صحیفه، دنیا گذرگاه و وسیله ای برای رسیدن به مقصد است. لذا امام سجاد علیه السلام پیرامون روزی دنیوی و در خواست آن از خدای بزرگ، به پیشگاهش عرضه می دارد:

و مرا از کسب و روزی بدست آوردن با رنج، بی نیاز کن، و بی حساب روزی ده، تا از عبادت و بندگی تو برای به دست آوردن روزی باز نمانم.(23)

در این دعا امام علیه السلام دنیا را برای طاعت و بندگی خداوند می خواهد نه برای خود دنیا.

2. روش گرایشی

این دسته از روش ها مرتبط به بُعد گرایشی انسان می شود و نقش این دسته از روش های تربیتی هدایت و کنترل گرایش ها از انحراف است. روش های تربیتی که در صحیفه سجادیه در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد عبارتند از: روش توبه؛ روش کم شمردن خوبی ها و زیاد شمردن بدی ها؛ روش یادآوری نعمت ها.

روش توبه.یکی دیگر از روش های اصلاح و تربیت در صحیفه سجادیه، روش "توبه"(24) است. امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه در دعاهای فراوانی از جمله با اختصاص دادن دعای سی و یکم به "توبه" و دعاهای دیگر نظیردعای "طلب مغفرت"(25)، دعای "طلب عفو" (26) و دعای "پناه بردن به خدا"(27) به روش فوق اشاره دارد و در یک مورد به روشنی توبه را باعث صلاح و رفع فساد در انسان ها معرفی می کند، آنجا که می فرماید:

ای آن که اصلاح تباهی های ایشان را به وسیله توبه خواسته. (28)

توبه آن گونه که امام سجاد علیه السلام فرموده اند: نوعی توفیق الهی است(29) که انسان گناهکار به آن دست می یابد و از طریق آن، به مقام غفاریت حق تعالی پناه می برد و حالت استغفار و آمرزش واقعی را تحصیل می کند، و دل خود را تطهیر می کند(30) و بر ترک آنچه از او رفته است، عزم نموده و تلافی و تدارک تقصیر گذشته می کند و از دوری ساحت ربوبی به نزدیکی باز می آید. حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید:

بار خدایا به سوی تو، توبه و باز گشت می نماییم، توبه کسی که رجوع به گناهی را در دل نمی گذراند، و پس از توبه در گناهی باز نمی گردد، توبه خالصی که از شک و دو دلی پاکیزه باشد، پس آن را از ما قبول فرما، و از ما راضی و خوشنود شو، و ما را بر آن ثابت و پا بر جا گردان.(31)

اساسا ملاک تشریع توبه، در نظام تربیتی اسلام رهایی از هلاکت به سبب گناه و نجات از تباهی حاصل از معصیت است؛ زیرا توبه وسیله رستگاری و مقدمه دستیابی به سعادت است. به علاوه، توبه وسیله حفظ روح امیدواری در انسان است. چنان که امام علیه السلام می فرماید:

از تو نومید نمی شوم در حالی که درِ توبه و بازگشت به سوی خود را برویم گشودهای. (32)

مادامی که انسان روح نشاط و امید به نجات دارد، در راه تربیت خود عزم می نماید و جدیت به خرج می دهد، اما اگر روح یأس و ناامیدی بر او چیره شود و راه نجات و اصلاح و تربیت را بر خود بسته ببیند، در عمل به سستی وناتوانی وپستی کشیده می شود تا جایی که خود را تا مرز تباهی و هلاکت پیش می برد؛ وتنها راه درمان آدمی ازاین بیماری مهلک، توبه است.

بنابراین توبه به عنوان یک روش تربیتی با دمیدن روح امید در کالبد مأیوس و خسته انسان، انگیزه اصلاح رفتارها را در فرد ایجاد و تقویت می کند. پس روش تربیتی فوق از جهت ایجاد انگیزه اصلاح و تربیت در انسان، یک روش گرایشی به شمار می آید.

3. روش رفتاری

این دسته از روش ها نیز به بُعد رفتاری انسان مرتبط می شود و نقش این روش ها ارائه الگوهای رفتاری صحیح و مناسب است، تا انسان با عمل به این روش های رفتاری به اهداف مورد نظر مربی دست یابد.

این دسته از روش ها عبارتند از: روش نیکی در برابر بدی؛ روش رفق و مدارا با والدین و با همسایگان و روش تکریم و احترام.

از بین روش های رفتاری فوق برای نمونه به "روش نیکی در برابر بدی" می پردازیم

روش نیکی در برابر بدی: در تعلیم و تربیت، تنبیه و تشویق دو روش برای تربیت و اصلاح رفتارهای انسان به شمار می آیند. بدین صورت که خطاکاران را تنبیه، و افراد خوب را تشویق می نمایند. اسلام نیز هر دو روش را مجاز می داند و هر یک را در جای خودش مفید و لازم می شمارد. البته، تشویق همیشه بر تنبیه مقدم است، و مادام که از تشویق بتوان استفاده کرد، نباید به تهدید و تنبیه توسل جست.

حضرت امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه راه دیگری نیز برای اصلاح بدی ها معرفی نموده و آن عبارت است از "احسان در برابر بدی".

در فرازهای فراوانی از صحیفه سجادیه امام علیه السلام ، با توجه به اصل تکریم و احترام به شخصیت انسان ها سفارش می کند، با افرادی که خطاکار هستند با احسان و نیکی رفتار شود، به جهت این که انسان قابل احترام و دارای جایگاهی رفیع در بین سایر مخلوقات است. بنابراین، باید برخورد با آنها بر اساس احترام و تسامح و گذشت باشد. امام علیه السلام در این زمینه می فرماید:

بار خدایا مرا بر آن دار که بد کردارشان را به نیکی پاداش دهم، و از ستمکارشان به عفو و بخشش در گذرم، و درباره همه ایشان خوش گمان باشم و با نیکویی همه آنها را سر پرستی نمایم و با پاکدامنی چشمم را از آنان بپوشانم، و با فروتنی با آنها نرم باشم، و با مهربانی بر گرفتارانشان رقت داشته دلجویی کنم، و در پنهانی و پشت سر، دوستی را برای آنان آشکار سازم و با پاکدامنی نعمت همیشگی را نزد ایشان دوست بدارم، و آنچه برای خویشان خود واجب و لازم می دانم درباره ایشان لازم دانم، و آنچه برای خواص و نزدیکان رعایت داشته در نظر دارم برای ایشان رعایت کنم.(33)

از دعاهای فوق استفاده می شود که راه تربیت و اصلاح بدی ها منحصر به تنبیه و کیفر نیست، بلکه به وسیله بخشش و احسان نیز می توان به اصلاح بدی ها پرداخت. چنان که انسان خطاکار از کیفر عبرت می گیرد و خطاهایش را ترک می کند، گاهی اوقات از احسان دیگران نیز فطرتش بیدار می شود و از کردار بد خود پشیمان می گردد و به راه حق می گراید. انسانی که به شخص خطاکار احسان می کند، برایش الگو می شود و درس نیکوکاری می دهد. بدین وسیله، وجدان او را بیدار و متأثر می سازد، به طوری که اظهار شرمساری می کند.

بنابراین، خود این احسان، به عنوان نوعی تنبیه محسوب می شود و طرف را به اظهار ندامت وادار مینماید.(34)

البته، به کار بردن این روش در همه جا و نسبت به هر کس و در هر شرایطی صحیح و مؤثر نیست بلکه اگر درست انجام نگیرد ممکن است آثار سویی به همراه داشته باشد. مربی باید موارد را خوب بررسی کند و هر جا که صلاح دانست از این روش استفاده کند.(35)

اهداف تربیتی در صحیفه سجادیه

هدف در تعلیم و تربیت به معنای وضع نهایی و مطلوبی است که به طور آگاهانه، سودمند تشخیص داده شده است و برای تحقق آن، فعالیت های مناسب تربیتی انجام می گیرد. اهداف تربیتی صحیفه سجادیه،ا با ملاک و معیار قرار دادن خود انسان به اهداف غایی و واسطه ای و اهداف واسطه ای را به سه دسته کلی دیگر و هر یک از آن دسته ها به تقسیمات جزیی تر، تقسیم می شود. آنگاه با استفاده از فرازهای صحیفه سجادیه به بررسی و تحقیق در مورد هر یک از اهداف تربیتی فوق می پردازیم.

هدف نهایی

امام علیه السلام در سراسر صحیفه سجادیه، هدف نهایی تربیت را خدای متعال معرفی می کند و در تمام دعاها، مخاطب را با زبان دعا و مناجات به آن حقیقت یکتا راهنمایی می کند. امام علیه السلام با محور قرار دادن خدا در دعاهای مختلف، به ما می فهماند که محور زندگی انسان در تمام شؤون آن، باید خدا باشد و منظور از این محور و هدف بودن خدا، همانا حضور خداوند در متن زندگی است. اساسا نقش هدف نهایی در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس آن نیست. همچنین حضرت علیه السلام راه های ارتباط انسان با خدا را قرب، عبادت، حیات طیبه و... بیان نموده است.

در این میان، یک سری اهداف واسطه ای نیز وجود دارد که حلقه های میانگین برای دستیازی به هدف نهایی است که مطلوبیت و ارزش خود را از هدف نهایی کسب می نماید و در طول آن قرار دارد. اهداف واسطه ای به سه دسته کلی خلاصه می شوند:

الف. اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با خدا

پیوند انسان با خدا در صحیفه سجادیه از معرفت و شناخت خدا آغاز می شود و با گرایش های عملی در قالب عبادت، توکل و شکرگزاری گسترش می یابد. محورهای کلی اهداف تربیتی در رابطه با خداوند در معرفت خدا، ایمان به او، تقوای الهی، عبودیت و شکرگزاری خلاصه می شود. در این مقاله، به مهم ترین هدف، که محور تمام اهداف تربیتی در رابطه با خداوند است، اشاره می کنیم.

معرفت خدا

یکی از اهداف واسطه ای تربیت در صحیفه سجادیه "معرفت خدا" است. این هدف، کلید رسیدن به هدف نهایی است. شناخت هر چه بیش تر خدا، نقش مهمی در قرب به او دارد. بدون شناخت خداوند تقرب به او امکان پذیر نیست.(36) تخلق به اخلاق الهی، کسب ایمان و تقوی، توکل به او و غیره همه در گرو شناخت هر چه کامل تر اوست. شناخت سطحی، تمسک و ارتباط ضعیف را اقتضا می کند و بر عکس، هر چه شناخت وسیع تر و عمیق تر گردد، زمینه ارتباط مستحکم تر می شود.

از این رو، یکی از مهم ترین اهداف تربیتی حضرت امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه تقویت هر چه بیش تر شناخت خداوند است. بدین منظور امام علیه السلام در دعاهای بسیاری به مسأله "خداشناسی" پرداخته است و با اشاره به موضوعاتی چون توحید و مراتب آن، ذات خدا و صفات خدا همچون خالق، قادر، علام، رحیم، غنی، قوی، منعم، عزیز، حکیم و... به تقویت و تعمیق شناخت ما کمک می کند. حضرت امام سجاد علیه السلام در نخستین دعا، ضمن حمد و سپاس خداوند به شناساندن خدا می پردازد و می فرماید:

خدایی که دیده های بینندگان از دیدنش ناتوانند و اندیشه های وصف کنندگان از عهده وصفش برنیایند. به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد.(37)

در این دعا امام علیه السلام با اشاره به ذات خداوند و این که قابل رؤیت نیست و همچنین با اشاره به صفت خالقیت خداوند، ما را به معرفت و شناخت خداوند هدایت می کند.

همچنین در فرازهای نخستین دعای عرفه(38) امام علیه السلام به "خداشناسی" می پردازد و بدین وسیله بر شناخت و معرفت ما می افزاید. امام علیه السلام در فرازهایی از دعای عرفه می فرماید:

تویی آن که در آفریدنت شریک و نیازی یاریت نکرده و در کارت (آفریدن هر چیز) وزیر و معاونی تو را یاری ننموده، و بیننده و مانندی برای تو نبوده است.(39)

البته، ناگفته نماند که شناخت خدا، عنایتی است از سوی خدا به بندگان تا بتوانند ولی نعمت خود را بشناسند و وظایف خود را از قبیل شکرگزاری و ایمان به او، ایفا کنند. امام سجاد علیه السلام در این زمینه در نخستین دعا می فرماید:

سپاس خدایی را که خویشتن را (وجود، علم، قدرت وحکمتش را) به ما شناساند و شکر و سپاس خود را به ما الهام نمود و درهای علم به ربوبیت و پروردگاریش را بر ما گشود. و بر اخلاص در توحید و یگانگیش راهنمایی مان فرمود.(40)

بنابراین، با توجه به این فرازها و دعاهای فراوان دیگر که در صحیفه سجادیه آمده است و تأکیدی که امام علیه السلام در این زمینه دارند، روشن می شود که یکی از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه هدایت پیروان به شناخت خدا و تصحیح نظام اعتقادی آنها است.

ب. اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با خود

هدف واسطه ای دیگر از سلسله اهداف تربیتی صحیفه سجادیه، در محدوده ارتباط انسان با خود مطرح می گردد. انسان همان طور که با خدای خود ارتباط بر قرار می کند و از مراحل تربیتی حاکم بر این ارتباط، اهدافی خاص برداشت می شود، همچنین دارای کنش ها و واکنش هایی با خود است که بر مراحل تربیتی آن نیز اهداف خاصی حاکم است.

اهدافی که در این باب در صحیفه سجادیه مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت، اهداف گرایشی است که از دو بُعد گرایش های مختص انسان از قبیل: خداجویی و فضیلت خواهی و گرایش های مشترک بین انسان و حیوان از قبیل: خوردن و آشامیدن و غرایز جنسی، تشکیل شده است.

در اینجا به یکی از اهداف گرایشی برای نمونه اشاره می شود.

پرورش حس خدا جویی

یکی از اهداف گرایشی تربیت در صحیفه سجادیه "پرورش حس خدا جویی" است. گرایش به خدا به عنوان خالق انسان و رفع کننده نیازها و مشکلات او در همه وجود دارد. این گرایش در فطرت همه وجود دارد و تغییر و تبدیل نیز در آن ممکن نیست.(41) امام سجاد علیه السلام در دعایی با اشاره به فطرت خدا جوی انسان می گوید:

به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید، و آنان را به اراده و خواست خویش به وجود آورد بی این که از روی مثال و نمونه ای باشد، سپس آنان را در راه اراده و خواست خویشتن روان گردانید، و در راه محبت و دوستی به خود برانگیخت.(42)

برای پرورش این گرایش ابتدا باید به تقویت آن و برطرف کردن موانعی همچون گرایش های پست غرایز حیوانی و اشتغالات روزمره، که انسان را از شناخت خدای متعال بازمی دارد، بپردازیم. حضرت امام سجاد علیه السلام درباره این دسته از موانع عرض می کند:

بار خدایا من داخل در صبح و داخل در شب می شوم در حالی که، عمل و کردارم را اندک می بینم، کردارم مرا هلاک ساخته و هوای نفس و خواهشم تباهم گردانیده و شهوات و پذیرفتن خواهش های نفسم مرا بی بهره نموده است.(43)

همان طور که ملاحظه می شود، امام علیه السلام در این فرازها، هوای نفس و شهوات و رفتارهایی که از این دو ناشی می شود را به عنوان عوامل اصلی باز دارنده انسان از فطرت خدا جویش و مسیر هدایت و سعادت، معرفی می کند.

در مرحله بعد، باید گرایش فوقْ هدایت و راهنمایی شود تا به پرستش معبودهای دیگری از قبیل بت، ماه، ستاره و حتی دلبستگی مفرط به مقام، ثروت و غیره منجر نشود. به همین دلیل خدای متعال فطرت خدا جویی در نهاد انسان قرار داده است تا انسان خودش را به یک حقیقتی وابسته و پیوسته بداند و خود را به آن حقیقت نزدیک و او را تسبیح و تقدیس کند.(44) همچنین عامل ضعف و ناتوانی ذاتی انسان در اداره امورش، مهم ترین عامل در راهیابی انسان به خالق خود است. این ضعف و فقر ذاتی، گویی در عمق جان انسان، احساس نیاز به موجود بی نیاز را به وجود آورده است. این احساس باطنی که غالبا ناخود آگاه و پنهان است، گرایش و میل و کشش به سوی غنی بالذات را پدید می آورد. بنابراین، با تقویت این احساس و تشدید آن، میل و گرایش مذکور نیز نیرومندتر و اثر آن در زندگی بیش تر خواهد شد. از این رو، امام سجاد علیه السلام در دعاهای بسیاری با تأکید فراوان بر فقر و نیازمندی انسان به خدا، تأکید می نماید:

بار خدایا، من نیازمندترین نیازمندان به توام.(45)

و بر فقر و نیازمندیم بدرگاهت بیافزا.(46)

انحراف انسان، از اشتباه او در یافتن مصداق بی نیاز نشأت می گیرد. وقتی او در تشخیص بی نیاز مطلق از نیازمند دچار اشتباه گردید، آنچه را که مانند خود فقیر و نیازمند است به جای مبدأ اصلی انتخاب کرده و به سوی آن میل می کند. امام سجاد علیه السلام می فرماید: و خوارترین آن ها نزد تو کسی است که تو او را روزی می دهی و او جز تو را می پرستد.(47)

بنابراین، پرورش خداجویی به عنوان یک هدف واسطه ای، احیا و تقویت این تمایل و هدایت آن به سوی متعلق واقعی آن یعنی خداوند است، به نحوی که نه تنها در شرایط دشوار بلکه در شرایط عادی نیز با قوت بروز پیدا کند و این در صورتی میسّر می شود که انسان دایما نقصان و فقر وجودی خود و غنا و بی نیازی خداوند را متذکر شود و در تشخیص مصداق بی نیاز مطلق به بیراهه کشانده نشود.

ج. اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباط انسان با دیگران

فعالیت های انسان علاوه بر رفتارهای فردی، شامل سلسله ارتباطات او با دیگر انسان ها نیز می شود که با توجه به تنوع ارتباطات، دیدگاه های خاص تربیتی را می طلبد. این امر گاهی رنگ اجتماعی پیدا می کند و گاهی از دیدگاه سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد و گاهی هم با رویکرد اقتصادی به آن نظر می شود. با مطالعه دعاهای صحیفه سجادیه، که در زمینه ارتباط انسان با دیگران است، می یابیم که نظام تربیتی آن در صدد هدف مند کردن رفتارهای انسان در حیطه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در این بخش به ذکر نمونه ای از اهداف تربیتی فوق بسنده می کنیم:

یکی از اهداف تربیتی صحیفه در خصوص ارتباطات اجتماعی، نحوه ارتباط انسان با والدین است. از مهم ترین اهداف امام سجاد علیه السلام این است که هر چه بیش تر فرزندان را نسبت به وظایفشان از قبیل اطاعت، احترام، گذشت از والدین و احسان در حق ایشان، آشنا سازد و آنان را نسبت به آن وظایف تشویق نماید. امام سجاد علیه السلام برای این منظور در دعای بیست و چهارم که دعا برای والدین است، به مقام و شخصیت والای پدر و مادر و وظایف فرزندان در قبال آنان اشاره نموده، می فرمایند:

بار خدایا! صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا به ایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان.(48)

یکی دیگر از اهداف تربیتی صحیفه سجادیه در خصوص ارتباط با والدین، "حق شناسی و سپاس گزاری" از زحمات و تلاش آنان برای پرورش و رشد فرزندان است. همان طور که کفران نعمت و اجتناب از توجه به حق منعم، عقوبت ابدی را به دنبال دارد، روی گردانی از والدین وکوتاهی در حق آنان موجب دوری از مسیر قرب الهی می گردد. یکی از تعالیم تربیتی صحیفه که از بارزترین مصادیق حق شناسی درباره والدین است، طلب خیر و برکت برای آنها در قالب دعاست، حضرت امام سجاد علیه السلام می فرماید:

بار خدایا! آنان را به پرورش من جزا ده و در گرامی داشتنم پاداش ده، و آنچه در کودکی از من محافظت نمودهاند برای آنها نگاه دار.(49)

همچنین امام علیه السلام در فرازهای دهم و یازدهم دعا نیز به زحمات و تلاش هایی که والدین در پرورش و تربیت فرزندان متحمل شده اند، اشاره می کند، سپس در حقشان طلب پاداش و غفران می کند و می فرماید:

و پدر و مادر مرا به بهترین چیزی (پاداش) که اختصاص داده ای به آن پدران و مادران بندگان با ایمانت را امتیاز ده.(50)

و مرا به وسیله دعای برای ایشان و ایشان را به سبب مهربانی شان به من بیامرز. آمرزش پا برجا، و به شفاعت و میانجی گری من برای ایشان از آنها راضی و خوشنود شو، خوشنودی یکسره و آنها را با گرامی داشتن به جاهای آسایش برسان.(51)

•••پی نوشت ها

1. برگرفته از: پایان نامه "بررسی نظام تربیتی صحیفه سجادیه"، مقطع کارشناسی ارشد، رشته الهیات و معارف اسلامی، مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله

2. دعای 7/ بند1

3. دعای 1/ بند3و4

4. دعای 13، 22، 29

5. دعای20/ بند12

6. دعای47/ بند 109

7. دعای20/ بند24

8. دعای34/ بند4

9. خسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، چاپ چهارم، انتشارات مدرسه، 1376، ص65.

10. دعای20/ بند4

11. دعای20/ بند 5

12. دعای20/ بند 16

13. دعای 21/ بند 9

14. دعای 21/ بند11

15. دعای 25/ بند10 و 11

16. دعای20/ بند 29

17. دعای11/ بند 1

18. دعای 13/ بند 16

19. دعای20/ بند 27

20. دعای 21/ بند 9

21. قرآن شریف از این مردم چنین حکایت دارد: آنها گفتند: "چیزی جز همین زندگی دنیای ما در کار نیست؛ گروهی از ما می میریم و گروهی جای آنها را می گیرند؛ و جز طبیعت و روزگار ما را هلاک نمی کند". (جاثیه/24)

22. دعای30/ بند 5و6

23. دعای20/ بند 24

24. "توبه"به معنی رجوع و بازگشتن است،(معجم مقاییس اللغه، ج1، ص357)

25. دعای 9

26. دعای 39

27. دعای 10

28. دعای12/ بند10

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان
زمان: 2018-05-16 21:45:02

حکایات تربیت کودک

توجه به كودك
گروهى از كودكان مشغول بازى بودند. ناگهان با ديدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه به مسجد مى رفت ، دست از بازى كشيدند و به سوى حضرت دويدند و اطرافش را گرفتند. آنها ديده بودند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، حسن عليه السلام و حسين عليه السلام را به دوش خود مى گيرد و با آنها بازى مى كند. به اين اميد، هر يك دامن پيامبر را گرفته ، مى گفتند: (شتر من باش )!
پيامبر مى خواست هر چه زودتر خود را براى نماز جماعت به مسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاك كودكان را برنجاند. بلال در جستجوى پيامبر از مسجد بيرون آمد، وقتى جريان را فهميد خواست بچه ها را تنبيه كند تا پيامبر را رها كنند. آن حضرت وقتى متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: (تنگ شدن وقت نماز براى من از اين كه بخواهم بچه ها را برنجانم بهتر است .)
پيامبر از بلال خواست برود و از منزل چيزى براى كودكان بياورد.
بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گردوها را بين بچه ها تقسيم كرد و آنها راضى و خوشحال به بازى خودشان مشغول شدند.
بيان : توجه به نياز و خواسته هاى كودك از اصول اوليه تربيت است . آسان ترين و پسنديده ترين راه ، راضى كردن كودكان و همان روش متواضعانه پيامبر است كه علاوه بر تاءمين نياز كودك ، به آنها نوعى شخصيت نيز مى بخشد. ...

تبعيض ناروا
سال ها از بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله گذشته بود. هنوز افكار دوران جاهليت و تبعيض بين فرزندان وجود داشت . مردى عرب ، آن روز براى انجام دادن كارى دست دو فرزندش را گرفت و شرفياب محضر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شد. هنگامى كه نشسته بود، يكى از فرزندان خود را در آغوش گرفت ، به او محبت كرد و او را بوسيد و به فرزند ديگرش ‍ توجهى نكرد.
پيغمبر كه اين صحنه تاءثّرانگيز را مشاهده كرد نتوانست طاقت بياورد، پس ‍ فرمود: (چرا با فرزندان خود به طور عادلانه رفتار نمى كنى ؟)
آن مرد عرب جوابى جز سكوت نداشت . سرش را پايين انداخت و عرق شرم بر پيشانى اش نشست .
او در آن روز دريافت كه كارش اشتباه بوده است و فهميد كه در نگاه كردن نيز نبايد بين فرزندان فرقى گذاشت .

 

فرزند، نتيجه دعا
(على بن بابويه ) آن مرد بزرگ الهى ، در پنجاه سالگى ، هنوز صاحب فرزندى نبود. او كه عشق و علاقه وافرى به اهل بيت و ائمه اطهار عليه السلام داشت ، طى نامه اى به يكى از نايبان خاص امام زمان عليه السلام از او خواست كه از محضر حضرت بقية الله بخواهد براى او دعا كند تا خداوند فرزندى صالح و فقيه به او عنايت فرمايد. تقاضاى آن مرد عارف و خداشناس به محضر امام عليه السلام رسيد. آن حضرت در جواب فرمود: (او از همسر خود صاحب فرزند نخواهد شد، اما به زودى همسرى نصيب وى خواهد گرديد كه از وى داراى دو پسر فقيه خواهد گشت .) مطابق وعده حضرت امام زمان عليه السلام ، دوران بى فرزندى سپرى شد و خداوند به او سه فرزند پسر داد كه دو پسرش به نام هاى محمد و حسين به بركت هوش و حافظه فوق العاده شان به بالاترين مراتب فقاهت رسيدند.
محمد معروف به (شيخ صدوق ) در همان دوران طفوليت صاحب نبوغ و هوش سرشارى بود و اساتيد خود را به شگفتى وامى داشت .

 

كودك و تاثيرات محيط
سال هاى سال از حادثه مصيبت بار جنگ دوم جهانى گذشته بود. زنى فرانسوى به جراحى مغز احتياج پيدا كرد. با اين كه آن زن آلمانى نمى دانست ، اما وقتى چاقوى جراحى به رگى از مغز وى اصابت كرد، زن در حال بى هوشى شروع به خواندن سرودى به زبان آلمانى نمود. چاقو را كه از رگ برداشتند، خواندن سرود نيز قطع شد. تكرار اين عمل تعجب پزشكان را در پى داشت .
پس از تحقيقات فراوان ، پرده از اين راز برداشته شد: هنگام هجوم آلمان به فرانسه ، اين زن كه در آن هنگام كودك خردسالى بيش نبوده ، در خيابان شاهد سرودهايى بوده است كه سربازان اشغالگر آلمانى مى خوانده اند. اين سرودها از آن هنگام در ضمير ناخودآگاهى وى محفوظ مانده بوده است .
بيان : موضوع تاءثيرپذيرى در سنين كودكى ، در روايات بسيار مورد تاءكيد قرار گرفته است و شايد حكمت خوانده اذان و اقامه در گوش راست و چپ كودك بعد از تولد، همين جهت باشد.

 

بوسيدن كودك
بسيار ديده مى شد كه پيامبر اسلام عليه السلام حسن عليه السلام و حسين عليه السلام را در آغوش مى گرفت و مى بوسيد. روزى آن دو را در بغل گرفت و بوسيد. شخصى كه حضور داشت ، وقتى علاقه پيامبر و رفتار وى را با اطفال ديد به فكر فرو رفت و پيش خود گفت : (آيا تا به حال در اشتباه بوده ام ؟ آيا روش اسلام در تربيت فرزند اين است ؟ اگر اين طور است پس ‍ من در اين مساءله بسيار كوتاهى كرده ام ).
به پيامبر نزديك شد و در حالى كه خجالت مى كشيد سخن بگويد، عرض ‍ كرد: (يا رسول الله من داراى ده فرزند كوچك و بزرگ هستم ، اما تا كنون هيچ يك از آنها را نبوسيده ام .)
پيامبر از گفته او به قدرى ناراحت شد كه رنگ چهره مباركشان تغيير كرد. ايشان به او فرمود:
(خداوند مهر و محبت را از قلب تو بيرون كرده است . آن كس كه به كودكان ما رحم نمى كند و به بزرگ ما احترام نمى گذارد، از ما نيست .)

 

گام اول در تنبيه كودك
خانواده اى از دست فرزند شرورشان كلافه شده بودند. بى ادبى فرزند خردسال ، پدر و همه اهل منزل را رنج مى داد. بيرون از منزل نيز كسى از آزار و اذيت او آسايش نداشت . پدر نيز هر بار او را در باد كتك مى گرفت ، به اميد اين كه بر اثر تنبيه ، دست از كارهاى زشت بردارد؛ اما فايده اى نداشت .
روزى دست فرزند خود را گرفت و نفس زنان ، نزد حضرت ابوالحسن عليه السلام آورد و از وى شكايت كرد. حضرت نگاهى به آن مرد كرد و خواست راه و روش تربيت كردن را به او بياموزد. فرمود: (فرزندت را نزن )
مرد از خودش پرسيد: پس چگونه فرزندم را تربيت كنم . منتظر بود تا ادامه كلام امام را بشنود امام ادامه داد:
(براى ادب كردنش از او دورى و قهر كن )
مرد گويا دنياى جديدى در تربيت فرزند به رويش گشوه شد. در همان لحظه تصميم گرفت شيوه قهر و دورى را پيشه خود سازد و با فرزندش سخنى نگويد. در همين فكر بود كه ادامه كلام امام ، او را آگاه تر كرد. امام فرمود: (ولى مواظب باش قهرت زياد طول نكشد و هر چه زودتر با فرزندت آشتى كن .)
بيان : شيوه تنبيه بدنى در تربيت كودك هيچ تاءثيرى ندارد، بلكه نتيجه عكس ‍ دارد. چون علاوه بر عادت به تنبيه ، عظمت و ابهت پدر و مادر و يا معلم را نزد كودك خدشه دار مى كند و راه براى تربيت بعدى نيز بسته مى شود.

 

كودكان امروز بزرگان فردا
حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام هر از گاهى فرزندان را دور خود جمع مى كرد و آنان را نصحيت مى نمود. روزى فرزندان خود و فرزندان برادرش را فرا خواند. كودكان قبل از شرفياب شدن به حضور امام ، نمى دانستند ايشان به چه قصدى آنها را دعوت كرده است ، ولى خوشحال بودند كه هر وقت نزد امام مى روند، با دست پر باز مى گردند.
همه كودكان كه دور امام عليه السلام گرد آمدند، امام عليه السلام فرمود: (همه شما، كودكان امروز هستيد و اميد مى رود كه بزرگان اجتماع فردا نيز باشيد؛ پس دانش بياموزيد و در كسب علم كوشش كنيد.)

 

مادر و فرزندى پاك
خليفه دوم ، گاهى شبها از منزل بيرون مى رفت . شبى صداى زنى را شنيد كه از دخترش مى خواست شير گوسفندان را براى فروش بيشتر، با آب مخلوط كند، اما دختر از اين كار امتناع مى كرد. وقتى كه مادر از روى تمسخر گفت : (خليفه ما را نمى بيند.)
دختر گفت : (خداى خليفه كه ما را مى بيند).
خليفه به پسرش (عاصم ) گفت : (تحقيق كن تا او را برايت خواستگارى كنم ).
بعد از تحقيق ، متوجه پاك بودن دختر شدند. ازدواج كه صورت گرفت ، خداوند دخترى به آنها داد كه (ام عاصم ) نام نهاده شد، اين دختر با (عبدالعزيز بن مروان ) ازدواج كرد. خداوند پسرى به نام (عمر بن عبدالعزيز) به آنها عطاكرد.
عمر بن عبدالعزيز وقتى به خلافت رسيد، سبّ اميرالمؤ منين را ممنوع كرد، فدك را به فرزندان حضرت زهرا برگرداند و وقتى كه به اين كار او اعتراض ‍ مى كردند و مى گفت : (حق با حضرت فاطمه عليه السلام است .)

 

كودكان را قرآن بياموزيد
زمانى كه (فرزدق ) در دوران كودكى ، همراه پدرش به حضور امام على عليه السلام رسيد، امام از پدرش سؤ ال كرد: (اين پسر كيست ؟)
جواب داد: (او فرزند من است و همام نام دارد.)
پدر فرزدق در ادامه سخنش گفت : (شعر و كلام عرب را آن چنان به او آموختم كه مهارت كامل در اين فن دارد.)
آن مرد انتظار داشت كه فرزندش مورد تشويق امام عليه السلام قرار بگيرد، ولى امام عليه السلام كه افتخار كودك مسلمان را در فراگيرى قرآن مى دانست فرمود: (اگر قرآن را به او ياد مى دادى برايش بهتر بود.)
فرزدق وقتى اين سخن امام را شنيد به فكر فرو رفت . كلام امام عليه السلام در قلبش نشست و اين سخن هميشه در خاطرش ماند. از آن لحظه خودش ‍ را مقيد كرد تا وقتى قرآن را حفظ نكند آرام ننشيند. چنين نيز كرد و قرآن را كاملا حفظ نمود.

 

از حرف تا عمل
در زمان پيغمبر اكرم ص ، طفلى بسيار خرما مى خورد. هر چه او را نصيحت مى كردند كه زياد خوردن خرما ضرر دارد، فايده نداشت . مادرش تصميم گرفت او را به نزد پيغمبر صلّى الله عليه و آله بياورد تا او را نصيحت كند. وقتى او را به حضور پيغمبر آورد، از پيغمبر خواست تا به طفل بفرمايد كه خرما نخورد، اما آن حضرت فرمود: (امروز برويد و او را فردا دوباره بياوريد.)
روز ديگر زن به همراه فرزندش خدمت پيغمبر صلّى الله عليه و آله حاضر شد. حضرت به كودك فرمود كه خرما نخورد. در اين هنگام زن ، كه نتوانست كنجكاوى و تعجب خود را مخفى كند، از ايشان سؤ ال كرد: (يا رسول الله ، چرا ديروز به او نفرموديد خرما نخورد؟)
حضرت فرمود: (ديروز وقتى اين كودك را حاضر كرديد، خودم خرما خورده بودم و اگر او را نصيحت مى كردم ، تاءثيرى نداشت .)
امام صادق عليه السلام فرمود: (به راستى هنگامى كه عالم به علم خود عمل نكرد، موعظه او در دل هاى مردم اثر نمى كند، همان طور كه باران از روى سنگ صاف مى لغزد و در آن نفوذ نمى كند.)

بهترين نام
چهارمين فرزندم كه به دنيا آمد، او را خدمت حضرت امام بردم تا نامى برايش انتخاب كند. به ايشان عرض كردم : (تصميم داشتم نامش را على بگذارم ، ولى ترجيح دادم شما نامى براى او انتخاب فرماييد.)
امام لبخند شيرينى به لب آورد و فرمود: (از على بهتر چيست ؟)

 

شيوه تبريك گفتن نوزاد
مردى به هنگام تبريك تولد فرزند يكى از دوستانش ، به او گفت : (تولد اين نوزاد كه سوار بر مركب مراد خواهد بود، بر تو مبارك باد.)
حضرت امير عليه السلام كه حضور داشت به او فرمود: (به هنگام تبريك و شادباش نوزاد چنين بگو: خداى بخشنده را شكرگذار باش و اين بخشش ‍ او، بر تو مبارك باد. اميد كه فرزندت به كمال توانايى برسد و از نيكوكارى اش ‍ بهره مند شوى .)
بيان : اسلام در هر مورد دستور كاملى دارد كه محور آن گام زدن انسان در مسير توحيد و رسيدن به كمال است . اين هدف مقدس حتى در محتواى (شادباش نوزاد) از طرف ائمه عليه السلام پيشنهاد شده است .

دختر، خيلى خوب است
در زمستان 1363، خداوند به من دخترى عطا فرمود. او را به خدمت حضرت امام بردم ، ايشان با ديدن نوزاد، بى درنگ دست ها را پيش آورد و قنداق كودك را گرفت . پرسيد: (پسر است يا دختر؟)
گفتم : (دختر است .)
ايشان با شنيدن اين حرف ، نوزاد را در آغوش فشرد. صورتشان را به صورت كودك گذاشت ، پيشانى اش را بوسيد و سه بار فرمود: (دختر، خيلى خوب است .)
آن گاه از نامش سؤ ال كرد: گفتم : (دلمان مى خواهد شما نامى برايش ‍ انتخاب بفرماييد.)
حضرت امام بدون تاءمّل سه بار فرمود: (فاطمه ، خيلى خوب است .)

 

موفقيت در علاقه و استعداد كودك
يكى از نقاشان بزرگ روزگار، در كودكى ، هنگامى كه به مدرسه مى رفت ، بسيار نامرتب و شلوغ بود. نه خود درس مى خواند و نه مى گذاشت ساير شاگردها به درس استاد گوش فرا دهند. روزى استاد او را به حضور طلبيد تا در خلوت پندش دهد و عاقبت بازيگوشى و سهل انگارى را به او گوشزد نمايد. در حينى كه شاگرد تنبل را نصيحت مى كرد، مشاهده نمود كه وى با قطعه زغالى ، روى زمين ، تصاوير زيبايى را نقش مى زند. استاد باتجربه به فراست دريافت كه آن كودك براى نقاشى آفريده شده است . براى همين با پدرش صحبت كرد و او را به تغيير دادن رشته تحصيلى فرزندش ترغيب نمود. بعدها كه آن كودك ، نقاش بزرگى شد، صحّت پيش بينى آن آموزگار هوشمند، پديدار گرديد.
از (اديسون ) پرسيدند كه چرا اكثر جوانان به قله هاى موفقّيت دست پيدا نمى كنند؟ وى جواب داد: (چون در مسيرى كه استعدادش را دارند گام نمى زنند.)

 

شناخت لياقت هاى كودك
مى گويند: (انيشتن) دانشمند بزرگ و فيزيكدان عصر حاضر، در كلاس هاى ابتدايى چهره درخشانى نداشت ، ولى در سال هاى بعد، استعداد شگرف و مخفى مانده خود را بروز داد.
به (ملكشاه سلجوقى ) خبر رسيد كه (قيصر روم )، در صدد تسخير بغداد است . ملكشاه با ارتش منظم خود به سوى مرز ايران حركت كرد.
(خواجه نظام الملك ) روزى از ارتش سان مى ديد كه ناگاه قيافه سربازى كوتاه قد، توجه او را به خود جلب كرد. دستور داد كه او را از صف بيرون كنند. او تصور كرده بود كه از آن سرباز كوتاه قد، كارى ساخته نيست . ملكشاه به خواجه گفت : (چه مى دانى ؟ شايد همين سرباز قيصر را اسير كند.)
اتفاقا مسلمانان در اين نبرد پيروز شدند و قيصر روم به دست همين سرباز اسير گرديد.
بيان : مربى يا پدر و مادر موفق ، آنهايى هستند كه از شاگرد و يا كودك خود شناخت خوبى داشته باشند؛ استعدادهاى آنها را بيابند و زمينه شكوفايى آن را فراهم كنند. چون خداوند در هر كس استعداد خاصى را قرار داده است كه شخص با شكوفايى آن استعداد به توفيق دست خواهد يافت .

 

تاثير شير مادر
مرحوم شهيد (آية الله حاج شيخ فضل الله نورى ) را در زمان مشروطه به دار زدند. اين مجتهد عادل انقلابى ، عليه مشروطه غيرمشروعه آن زمان قد علم كرد. با اين كه اول مشروطه خواه بود، اما چون مشروطه در جهت اسلام نبود، با آن مخالفت كرد. عاقبت او را گرفتند و زندانى كردند. شيخ پسرى داشت . اين پسر، بيش از بقيه اصرار داشت كه پدرش را اعدام كنند. يكى از بزرگان گفته بود، من به زندان رفتم و علت را از شيخ فضل الله نورى سؤ ال كردم . ايشان فرمود: (خود من هم انتظارش را داشتم كه پسرم چنين از كار در آيد.)
چون شيخ شهيد، اثر تعجب را در چهره آن مرد ديد، اضافه كرد: (اين بچه در نجف متولد شد. در آن هنگام مادرش بيمار بود، لذا شير نداشت . مجبور شديم يك دايه شيرده براى او بگيريم . پس از مدتى كه آن زن به پسرم شير مى داد، ناگهان متوجه شديم كه وى زن آلوده اى است ؛ علاوه بر آن از دشمنان اميرالمؤ منين عليه اسلام نيز بود...)
كار اين پسر به جايى رسيد كه در هنگام اعدام پدرش كف زد. آن پسر فاسد، پسرى ديگر تحويل جامعه داد به نام كيانورى كه رئيس حزب توده شد
بيان : كودك وقتى كه خون و پوست و گوشت و استخوانش پرورش يافته مادر است ، روحيات فرزند نيز جداى از روحيات مادر نخواهد بود.

 

احترام به كودك
شبى مرحوم آية الله (محمد تقى خوانسارى ) در حال بازگشت از نماز جماعت ، در خيابان اطراف حرم مطهر حضرت معصومه عليه اسلام كودكى را در حال گريه كردن مى بيند. وقتى علت گريه اش را مى پرسد، كودك جواب مى دهد: (پولى را كه براى گرفتن نان به همراه داشتم گم كرده ام .)
بى درنگ آن مرجع بزرگ به حالت نيمه نشسته ، مشغول جستجوى مى شود تا اين كه آن دو ريال گمشده را پيدا مى كند و به كودك مى دهد.
ايشان به راحتى مى توانستند چند برابر آن پول را به كودك بدهند، اما براى اين كه او احساس شرمندگى نكند، به اين شكل به او كمك كردند.

 

نتيجه تحميل عبادت
مردى با آن كه پدرش از مؤ منان بود، خدا و معاد را انكار مى كرد و به هيچ يك از اصول و فروغ مذهبى پاى بند نبود شخصى از او پرسيد: چه شده است كه با داشتن چنين پدر مؤ من و با تقوايى،تو چنين از آب در آمدى ؟
مرد جواب داد:
اتفاقا پدرم باعث شده است كه چنين باشم . يادم مى آيد زمانى كه هنوز كودك نوپايى بودم ، هر سحر، پدرم با زور مرا از خواب بيدار مى كرد تا وضو بگيرم و مشغول نماز و دعا شوم . اين كار او آن قدر بر من سنگين و طافت فرسا مى آمد كه كم كم از عبادت و نماز متنفر گرديدم و با آن كه سال ها از آن ماجرا مى گذرد، هنوز به هيچ يك از مقدسات و معتقدات مذهبى ، علاقه اى ندارم .

احترام به شاگرد نوجوان
يكى از علماى وارسته ، كلاس درسى داشت و از ميان شاگرانش به نوجوانى بيشتر احترام مى گذاشت . روزى يكى از شاگردان از آن عالم پرسيد: (چرا بى دليل ، اين نوجوان را آن همه احترام مى كنيد؟)
آن عالم دستور داد چند مرغ آورند. آن مرغ ها را بين شاگردان تقسيم نمود و به هر كدام كاردى داد و گفت : (هر يك از شما مرغ خود را در جايى كه كسى نبيند ذبح كند و بياورد.)
شاگران به سرعت به راه افتادند و پس از ساعتى هر يك از آنها، مرغ ذبح كرده خود را نزد استاد آورد؛ اما نوجوان مرغ را زنده آورد.
عالم به او گفت : (چرا مرغ را ذبح نكرده اى ؟)
او در پاسخ گفت : (شما فرموديد مرغ را در جايى ذبح كنيد كه كسى نبيند؛ من هر جا رفتم ديدم خداوند مرا مى بيند.)
شاگردان به تيزنگرى و توجه عميق آن شاگرد برگزيده پى بردند، او را تحسين كردند و دريافتند كه آن عالم وارسته چرا آن قدر به او احترام مى گذارد.

 

نتيجه دوستى با نادان
پهلوانى از بيابانى مى گذشت . خرسى را ديد كه در تله اى گرفتار شده بود پهلوان خرس را نجات داد. خرس نيز با او دوست شد. و پس از آن ، همه جا همراه او بود. روزى حكيمى به پهلوان گفت : (خرس يك حيوان نااهل است . دوستى با نااهلان نيز روا نيست . به دوستى خرس دل مبند.)
پهلوان سخن حكيم را گوش نكرد. تا آن كه روزى خرس و پهلوان در گوشه اى خوابيده بودند. از قضا مگسى به سراغ خرس آمد. خرس هر چه با دستش آن مگس را رد مى كرد، باز مگس مى آمد و او را آزار مى داد. سرانجام خرس برخاست و رفت از كنار كوه ، سنگى بزرگ برداشت و آورد. چون ديد آن مگس روى صورت پهلوان نشسته است ، آن سنگ بزرگ را با خشم روى آن مگس انداخت تا او را بكشد؛ در نتيجه سر پهلوان ، زير آن سنگ بزرگ كوفته شد و او جان داد. اين بود نتيجه دوستى با خرس كه به (دوستى خاله خرسه ) معروف است

 

اهميت درس
(شيخ مرتضى انصارى ) كه از بزرگ ترين اساتيد و فقهاى شيعه است ، از يكى از شاگردانش پرسيد: (چرا ديروز در جلسه درس حاضر نبودى ؟)
شاگرد گفت :(كار داشتم .)
شيخ فرمود: (بعد از اين به درس مگو كار دارم ، به كار بگو درس ‍ دارم .)

شخصى كه درس خوان نمى شود
وقتى (سيد حسن مدرس ) در مدرسه (سپهسالار) درس مى داد و مسؤ ول مدرسه بود، يكى از نزديكان وى ، شخصى را به عنوان محصل به مدرسه آورد؛ به وى معرفى نمود و گفت : (ايشان مى خواهد در خدمت شما درس بخواند.)
مدرس نگاهى به داوطلب كرد و گفت : (ايشان درس خوان نمى شود.)
مرحوم مدرس وقتى تعجب آن مرد را ديد، ادامه داد:(به دكمه هاى قيطانى پيراهنش نگاه كن . تا بخواهد دكمه هايش را بيندازد وقتش تمام شده دكمه هاى قيطانى نمى گذارد، زندگى اش به رفاه طلبى آغشته مى شود و روحيه شجاعت و آزادگى را نيز از دست مى دهد.)
منبع : كتاب صد حكايت تربيتى ، به قلم مرتضى بذرافشان

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام
زمان: 2018-05-16 21:45:04

حکایات تربیتی

توجه به كودك

گروهي از كودكان مشغول بازي بودند. ناگهان با ديدن پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه به مسجد ميرفت، دست از بازي كشيدند و به سوي حضرت دويدند و اطرافش را گرفتند. آنها ديده بودند پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ حسن ـ عليه السّلام ـ وحسين ـ عليه السّلام ـ را به دوش خود مي گيرد و با آنها بازي مي كند. به اين اميد، هر يك دامن پيامبر را گرفته، مي گفتند: «شتر من باش» .

پيامبر مي‌خواست هر چه زودتر خود را براي نماز جماعت به مسجد برساند، اما دوست نداشت دل پاك كودكان را برنجاند. بلال در جستجوي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مسجد بيرون آمد، وقتي جريان را فهميد خواست بچه‌ها را تنبيه كند تا پيامبر را رها كنند. آن حضرت وقتي متوجه منظور بلال شد، به او فرمود: «تنگ شدن وقت نماز براي من از اين كه بخواهم بچه‌ها را برنجانم بهتر است. »

پيامبر از بلال خواست برود و از منزل چيزي براي كودكان بياورد. بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گردوها را بين بچه ها تقسيم كرد و آنها راضي و خوشحال به بازي خودشان مشغول شدند.[1]

بيان: توجه به نياز و خواسته‌هاي كودك از اصول اوليه تربيت است. آسان ترين و پسنديده‌ترين راه، راضي كردن كودكان و همان روش متواضعانه پيامبر است كه علاوه بر تآمين نياز كودك، به آنها نوعي شخصيت مي‌بخشد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . نفايس الاخبار، ص 286.

 

 

مسئوليت پدران

روزي عده‌اي از كودكان در كوچه مشغول بازي بودند. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حين عبور، چشمش به آنها افتاد و خواست نقش بسيار بزرگ پدران و مسؤليت سنگين آنها را در رشد كودك به همراهانشان گوشزد كند. فرمود: «واي بر فرزندان آخرالزمان از دست پدرانشان. »

اطرافيان پيامبر با شنيدن اين جمله به فكر فرو رفتند. لحظه‌اي فكر كردند شايد منظور پيامبر، فرزندان مشركان است كه در تربيت فرزندانشان كوتاهي مي‌كنند.

عرض كردند: «يا رسول الله، آيا منظورتان مشركين است؟ »

- نه بلكه پدران مسلماني را مي‌گويم كه چيزي از فرايض ديني را به فرزندان خود نمي‌آموزند و اگر فرزندانشان پاره‌اي از مسائل ديني را فراگيرند، پدران آنها، ايشان را از اداي اين وظيفه باز مي‌دارند.

اطرافيان پيامبر با شنيدن اين سخن، تعجب كردند كه آيا اين چنين پدران بي مسئوليتي نيز هستند.

پيامبر كه تعجب آنها را در چهره‌شان خوانده بود ادامه داد: «تنها به اين قانع هستند كه فرزندانشان از مال دنيا چيزي را به دست آورند...»

آنگاه فرمود:«من از اين قبيل پدران بيزار وآنان نيز از من بيزارند.»[1]

بيان: در عصر حاضر، دليل دوربودن و ناآگاهي قشر عظيمي از كودكان ونوجوانان از مسائل مذهبي، بي توجهي والدينشان به اين مسأله مهم است.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مستدرك الوسائل،ج2، ص625.

 

 

تبعيض ناروا

 

سال‌ها از بعثت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ گذشته بود. هنوز افكار دوران جاهليت و تبعيض بين فرزندان وجود نداشت. مردي عرب، آن روز براي انجام دادن كاري دست دو فرزندش را گرفت و شرفياب محضر رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ شد. هنگامي كه نشسته بود، يكي از فرزندان خود را در آغوش گرفت، به او محبت كرد و او را بوسيد و به فرزند ديگرش توجهي نكرد.

پيغمبر كه اين صحنه تأثر انگيز را مشاهده كرد نتوانست طاقت بياورد، پس فرمود: «چرا با فرزندان خود به طور عادلانه رفتار نمي‌كني؟» آن مرد عرب جوابي جز سكوت نداشت. سرش را پايين انداخت و عرق شرم بر پيشانياش نشست. او در آن روز دريافت كه كارش اشتباه بوده است و فهميد كه در نگاه كردن نيز نبايد بين فرزندان فرقي گذاشت.[1]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مكارم الاخلاق، ص113.

 

تربيت قبل از تولد

ملامحمد تقي مجلسي از علماي بزرگ اسلام است. وي در تربيت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان مي‌داد تا مبادا گوشت و پوست فرزندش از مال حرام رشد كند.

محمد باقر، فرزند ملا محمد تقي، كمي بازيگوش بود. شبي پدر براي نماز و عبادت به مسجد جامع اصفهان رفت. آن كودك نيز همراه پدر بود. محمد باقر در حياط مسجد ماند و به بازيگوشي پرداخت. وي مشك پر از آبي را كه در گوشه حياط مسجد قرار داشت با سوزن سوراخ كرد و آب آن را به زمين ريخت. با تمام شدن نماز، وقتي پدر از مسجد بيرون آمد، با ديدن اين صحنه، ناراحت شد. دست فرزند را گرفت و به سوي منزل رهسپار شد. رو به همسرش كرد و گفت: «مي‌دانيد كه من در تربيت فرزندم دقت بسيار داشته‌ام. امروز عملي از او ديدم كه مرا به فكر وا داشت. با اين كه در مورد غذايش دقت كرده‌ام كه از راه حلال به دست بيايد، نمي‌دانم به چه دليل دست به اين عمل زشت زده است. حال بگو چه كرده‌اي كه فرزندمان چنين كاري را مرتكب شده است.» زن كمي فكر كرد و عاقبت گفت: راستش هنگامي كه محمد باقر را در رحم داشتم، يك بار وقتي به خانه همسايه رفتم، درخت اناري كه در خانه‌شان بود، توجه مرا جلب كرد. سوزني را در يكي از انارها فرو بردم و مقداري از آب آن را چشيدم. ملا محمد تقي مجلسي با شنيدن سخن همسرش آهي كشيد و به راز مطلب پي برد.[1]

بيان: اگر در روايات اسلامي تأكيد شده كه خوردن غذاي حرام ولو اندك در نطفه تأثير سوء دارد به همين جهت است. لذا بزرگان علم تربيت گفته‌اند: «تربيت قبل از تولد شروع مي‌شود

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . حسين مظاهري، خانواده در اسلام، ص161.

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان
زمان: 2018-05-16 21:45:08

چاشنی احساسات

اگر از شما بپرسند، مواردی که یک مربی باید در آن مهارت داشته باشد چیست؟ ممکن است، لیستی مفصل از مهارت ها و تکنیک ها فراهم کنید که برخی از آن عبارتند از«شیوه های کلاسداری، روش های اردو داری، مهارت های فردی(مثل اعتماد به نفس، تمرکز، تند خوانی و…)، روش های ارتباط موثر، مدیریت زمان، فنون مشاوره، آشنایی با شبهات اعتقادی، آشنایی با هنر ها، ورزش ها و مشاغل، احکام، اخلاق و…».

اما بسیاری دیده می شود افرادی که در ابتدای مسیر تربیت، با جدیت و پشتکار زیاد، تمامی این فنون را از طریق شرکت در دوره های معتبر یا مطالعات تظریات و مطالب روانشناسی در مجلات یا کتاب های روانشناسی تربیتی، فرا می گیرند ولی در مرحله عمل با نتایج کاملا معک.س مواجه شده، در نوجوان نتیجه و تاثیری از آموخته ها و تجارب خود مشاهده نمی کنند. باید تمام تئوری ها و مطالب خشک نظری را همراه با چاشنی مناسب به افراد تزریق کنی که آن چاشنی مناسب چیزی نیست، جز احساسات و عاطفه.

اگر قرار است به یک نوجوان بگویی: «دوستت دارم» گفتن این جمله و لبخند زدن به صورتی که دندان نمایان باشد و حالت چهره عوض شود کافی نیست. بلکه باید عمیقا مخاطب را دوست داشته باشی و از صمیم قلب این جمله را بر زبان آوری نه فقط به صورت تصنعی و کلیشه ای.

البته باید با گذشت زمان، عنصر بسیار مهم تری به نام تجربه نیز به این معجون اضافه خواهد شد و اکسیری از مطالعه، احساس و تجربه را برای نتیجه گیری بهتر خواهد ساخت

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان , این جمله , چاشنی مناسب , روش های , مهارت , نتیجه , چاشنی , تجربه , نوجوان , مطالب , داشته , زمان، , آشنایی , روانشناسی
زمان: 2018-05-16 21:45:09

متربی کیست و چرا به او متربی گفته می شود؟

"متربی" یا همان عضو گروه تربیتی یک جوان و نوجوان دانش آموز است که در کنار ایفای نقش در خانواده و تحصیل در مدرسه به عضویت در گروه درمی آید و به انجام فعالیت های جانبی علاقه نشان می دهد.

متربی را در برخی ازفعالیتهای مشابه "عضوگروه"، "دانش آموز"، "فراگیر" و یا "نیرو" می نامند اما در این مطلب به دلیل رویکرد تربیتی و تشکیل گروههای "منربی محور" از آن به عنوان متربی یاد می کنیم.

متربی با عضویت در گروه تربیتی به دنبال آن است که به هویت اجتماعی دست یابد و در جمع گروه همسالان پذیرفته شود. پس در این میان، مربی موفق کسی است که بتواند زمینه بروز و شکوفایی استعدادهای فرد را در گروه فراهم آورد، پیوند اعضای گروه را مستحکم نماید و در عین حال به گونه ای عمل کند که نوجوان در ایفای نقش های خانوادگی و انجام وظایف تحصیلی خود کوشا باشد.همچنین محتوایی که مربی در گروههای تربیتی به مخاطبانشان منتقل می کند معارف دینی و آموزه های اسلامی است و چون اسلام کلاً شامل سه مجموعه متفاوت یعنی، احکام، اخلاق و اعتقادات است لذا مربی باید بسته های آموزشی خاصی را با محوریت اینموضوعات از قبل طراحی کرده و در گروه ارائه نماید.

به دیگر سخن آنکه در کار تربیتی متربی محور، متناسب با سن مخاطب، مسائل احکام، اخلاق و اعتقادات به جامعه هدف منتقل می گردد. براین اساس تدوین، گردآوری و استفاده از جزواتی با این موضوع در واقع جزء لوازم و ضروریات اولیه کار فرهنگی به شمار می آید مباحثی که اصل محتواهای گروه را تشکیل می دهد و سایر موضوعات به نوعی زیرشاخه های این سه بخش به شمار می آیند. ازدیگر لوازم مربی گری در گروههای تربیتی، شناخت سیر مراحل تربیت یا فرایند تربیتی خاصی است که در این زمینه صورت می پذیرد.

در گروههای تربیتی مربی محور از شروع تاپایان سه مرحله اساسی دنبال می شود: اول مرحله جذب که معادل دعوت، فراخوان و عضوگیری در گروه است، دوم تثبیت که به معنای پایبندی عضو به تداوم حضور در برنامه ها به شمار می آید و سوم تربیت، رشد و تغییر رفتار و یا همان ایجاد سلوک رفتاری  در مخاطبان است که پس از طی مراحل قبلی بوقوع می پیوندد.

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان , این جمله , چاشنی مناسب , روش های , مهارت , نتیجه , چاشنی , تجربه , نوجوان , مطالب , داشته , زمان، , آشنایی , روانشناسی , احکام، اخلاق , گروههای تربیتی , ایفای نقش , دانش آموز , گروه تربیتی , تربیتی , متربی , گروههای , احکام، , اخلاق , لوازم , مرحله , مراحل , منتقل , اعتقادات , زمینه , ایفای
زمان: 2018-05-16 21:45:09

بررسي عوامل ايجاد محبت بين مربي و متربي

همواره تربيت انسان از دغدغه‌هاي مهم انديشمندان بوده است و آنها مي‌خواهند انسان به گونه‌اي شايسته تربيت شود تا به سعادت واقعي خود دست يابد. در اين عرصه، محبت نقشي اساسي را ايفا مي‌كند، زيرا محبت نياز فطري انسان و گوهري است كه در جسم و روح انسان جلوه‌گر مي‌شود و باعث رشد و تكامل او خواهد شد و عامل ديگري نمي‌تواند جانشين آن شود، به گونه‌اي كه تربيت بدون آن دست‌نيافتني است؛ چرا كه تربيت در بستر محبت شكل مي‌گيرد و مهرورزي در جامعه، بدون اين دو به كمال نمي‌رسند.

از طرفي ديگر، رابطه‌هايي كه در جامعه بر پايه دوست داشتن و مهرورزي بنا شوند، ثمره آن استوارتر و ديرپاتر خواهد بود. از اين نظر، مكتب قرآن و رسالت، پايه‌ هدايت و تربيت انسان را بر اساس مهر و محبت نهاده است. بنابراين، ريشه‌يابي عوامل تقويت‌كننده محبت و دوستي‌ها و نيز عوامل سست كننده آنها و آثار و پي‌آمدهايي كه بر اين پيوندها مترتب است، مهم و ضروري به نظر مي‌رسد.

نوشتار حاضر اين‌گونه عوامل و پي‌آمدها را از نگاه آيات و روايات بررسي مي‌كند و با توجه به گستردگي مباحث تربيتي، دغدغه‌هايي مانند ضرورت، حساسيت و از سويي خلاء پژوهشي در رده‌هاي سني كودك، نوجوان و جوان بر گستره مباحث در اين محدوده متمركز شده است.
 منظور از «محبت» محبت بين والدين، مربيان و معلمان با متربيان است و بعضي از فوايد اين تحقيق عبارتند از آشنا شدن مربي، معلم و والدين با نحوه تعامل بهتر با متربيان و بسترسازي براي تربيت‌پذيري بيشتر و آسان‌تر و مفيدتر آنها و همچنين شناخت آثار و ثمرات محبت‌ورزي در زندگي فردي و اجتماعي انسان.


اهميت و جايگاه محبت
عواطف انسان و در راس آنها محبت، از مهم‌ترين عوامل موثر در رشد و تعالي رفتار و منش انسان به شمار مي‌آيند. بنابراين، والدين و مربيان وظيفه سنگيني در پرورش عواطف متربيان برعهده دارند. محبت نيز خود مي‌تواند در اين راه يار شفيق مربي باشد؛ چرا كه محبت عامل ارتباط مربي با متربي است، سبب مقبوليت مربي نزد متربي مي‌شود و الگوبرداري متربي را در پي‌دارد، همان‌گونه كه باعث استمرار ارتباط متربي با مربي مي‌شود. 

نظام تربيتي اسلام به اصل محبت و دل‌بستگي بين مربيان و متربيان نگرش ويژه‌اي دارد، چنان‌كه آن را بهترين عمل و در راستاي محبت خدا مي‌داند كه رحمت خداوند را همراه دارد، همچنان كه براي محبت به كودك ارزش خاصي مي‌نهد و اين اصل تا آنجا در تربيت موثر است كه خداوند، بهترين بندگان خود را به وسيله آن تربيت كرده است.

عوامل ايجاد محبت بين مربي و متربي
محبت به معناي دوست داشتن در بين افراد و جامعه به ويژه در روابط بين مربيان و معلمان با متربيان آنان كه ابتدايي‌ترين ثمره آن ايجاد اعتماد بين آنهاست، جايگاهي رفيع دارد، به نحوي كه هيچ امري در مسير كمال انسان و جامعه بدون آن سامان نمي‌گيرد، بلكه اساس و محور تربيت را تشكيل مي‌دهد و بدون آن تلاش در اين عرصه بي‌ثمر خواهد ماند. 

اين فصل مواردي را كه آيات و روايات عوامل ايجاد محبت برشمرده‌اند، استخراج و تبيين مي‌كند. بنابراين، شايسته است والدين و مربيان تلاش كنند با كسب و به كارگيري عواملي كه بيان مي‌شود، رابطه عاطفي خود با متربيان را مستحكم كنند. 

با تامل و دقت نظر در اين عوامل بايد اذعان كرد كه بعضي از آنها نقش زيربنايي و كيميايي در امر تربيت دارند مانند شناخت، ايمان، نيت و بعضي ديگر نيز چنانند كه وظيفه مربي بدون آنها سامان پيدا نمي‌كند و حاصل آن عنوان تربيت به خود نمي‌گيرد، مانند خوي نيكو، تواضع، گشاده‌رويي، رفق و مدارا.

موانع ايجاد محبت بين مربي و متربي در مسير تربيت ممكن است موانعي از برقراري پيوند عاطفي ميان افراد به ويژه والدين و مربي با متربي جلوگيري كند يا باعث سست شدن اين پيوند شود. متربي نيز با وجود چنين صفاتي در والدين و مربيان، رغبت برقراري رابطه با آنها را پيدا نمي‌كند. بنابراين عوامل و روش‌هاي تربيت بي‌تاثير خواهند ماند. بنابراين، سزاوار است همان‌گونه كه به دنبال عوامل و روش‌هاي جديد و موثر در تربيتيم، بيش از آن درصدد از بين بردن اين‌گونه موانع از سر راه تربيت متربيان باشيم و مسلم است كه با وجود اين موانع، عوامل ايجاد محبت، تاثير واقعي خود را كه ايجاد اعتماد بين مربي و متربي است؛ از دست مي‌دهند.
 
از اين‌رو تلاش، اين اثر در اين فصل بر آن است تا عواملي را كه در روايات از آنها به عنوان موانع ايجاد محبت بين افراد بيان شده است، جمع‌آوري و تبيين كند.

آثار فردي ابراز محبت
انساني كه در محيط گرم محبت والدين و مربي پرورش مي‌يابد، رواني شاد و دلي آرام و با نشاط دارد، به زندگي اميدوار و دل‌گرم است، خود را در اين جهان پر آشوب، تنها و بي‌كس نمي‌داند تا تعادل و آرامش نفساني خويش را از دست بدهد. در پرتو محبت، صفات عالي انساني، عواطف و احساسات او به خوبي پرورش مي‌يابد كه نتيجه آن، پرورش انساني متعالي است. 

از اين‌رو، وجود يا نبودن محبت در تعادل و عدم تعادل جسم و روح، نقش كليدي دارد. در واقع، محبت در تربيت انسان فقط نقش عامل و روش را ندارد، زيرا تك‌تك لحظه‌هاي عمر انساني كه رو به رشد و كمال حركت مي‌كند، بايد همراه محبت سپري شود. پس هر عاملي كه سبب شود انسان به خود و ديگران نگاه و فكر منفي افكند، در خلاف مسير محبت حركت مي‌كند و مانع رشد و كمال جسمي و معنوي او مي‌شود. 

از آنجا كه محبت از صفات فطري انسان است و نمي‌توان درباره آن بي‌توجهي كرد، بلكه انسان هميشه طالب دوست داشتن و دوست داشته شدن است، اين خصوصيت تاثير فراواني در زندگي فردي و اجتماعي دارد و اگر به طور صحيح رهبري شود، رشد و شكوفايي فرد و جامعه را همراه دارد. اين فصل به جهات گوناگون تاثير محبت در رشد و شكوفايي متربيان مي‌پردازد.

آثار اجتماعي ابراز محبت
محبت و دل‌بستگي، جزء مباني، اصول و روش‌هاي مهم در عرصه تربيت و رشد اجتماعي است و انسان‌ها بايد در روابط خود با ديگران، آن را سرلوحه كار خويش قرار دهند. البته اين امر در رابطه بين مربي و متربي بسيار اهميت دارد، زيرا تربيت و رشد اجتماعي متربي بعد از محيط خانواده، بيشتر به وسيله تعامل با هم‌سالان و هم‌كلاسي‌ها شكل مي‌گيرد كه نقش معلم و مربي در اين ميان به منزله راهنما و هدايتگر اين روابط و پيوندها مي‌تواند بسيار تاثيرگذار و مثبت باشد و آنها را در خصوصياتي از قبيل نوع دوستي، مسووليت‌پذيري، مشاركت و روابط صميمي و سازنده ياري كند.
برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان , این جمله , چاشنی مناسب , روش های , مهارت , نتیجه , چاشنی , تجربه , نوجوان , مطالب , داشته , زمان، , آشنایی , روانشناسی , احکام، اخلاق , گروههای تربیتی , ایفای نقش , دانش آموز , گروه تربیتی , تربیتی , متربی , گروههای , احکام، , اخلاق , لوازم , مرحله , مراحل , منتقل , اعتقادات , زمینه , ایفای , موانع ايجاد محبت , عوامل ايجاد محبت , بين مربي , محبت بين , ايجاد محبت , عوامل ايجاد , دوست داشتن , تربيت انسان , پيدا نمي‌كند , موانع ايجاد , اين فصل , رشد اجتم
زمان: 2018-05-16 21:45:09

نقش متربی در تربیت

چکیده:

نویسنده با طرح این پرسش که سهم مربی در تربیت با سهم متربی چه نسبتی دارد؛ برابر است یا بیشتر و یا کمتر، نخست به مفهوم شناسی واژگان مربوط به تربیت در قرآن همچون تربیت، تزکیه، انبات و صنع پرداخته، سپس معیارهای مربی یا متربی محوری را مورد بحث قرار داده است. آن‌گاه از دیدگاه غربیان راجع به این پرسش سخن گفته‌است و در ادامه دیدگاه قرآن را توضیح داده است. بر اساس نتیجه‌گیری نویسنده، دیدگاه قرآن متربی محور است، نه مربی محور.

کلید واژه‌ها:

تربیت/ تزکیه/ مربّی/ متربّی
از پرسش‌های اساسی و تعیین کننده در زمینه تربیت این است که آیا تربیت خاستگاه بیرونی دارد؛ بدین معنا که انسان متربی لزوماً باید از بیرون و توسط نیروی بیرونی تحت تربیت قرار گیرد و برنامه‌ها و دستور‌العمل‌های عامل بیرونی را اجرا کند؟ یا اینکه خاستگاه درونی دارد؛ یعنی بنیاد و مبدأ تربیت، متربی و تأملات درونی وی و سپس تمرین دریافت‌های درونی در عمل است و اگر چنانچه مربی بیرونی هم وجود دارد، تنها نقش زمینه‌ساز در ایجاد آن دریافت‌ها و تأملات را دارد؟ به تعبیر دیگر آیا در فرایند تربیت نیازی به مربی بیرونی وجود دارد یا خیر؟ و اگر نیاز به مربی بیرونی است، آیا تمام تربیت متکی بر مربی بیرونی است؟ یا نیمی از مسئولیت تربیت بر عهده مربی بیرونی است و نیم دیگر بر عهده خود شخص؟ یا قسمت اندکی از مسئولیت تربیت بر عهده مربی بیرونی است و قسمت اعظم آن بر عهده خود انسان؟
این نوشتار در جستجوی پاسخ به این پرسش با استفاده از قرآن و آموزه‌های وحی است.

مفهوم شناسی تربیت

بیشتر لغت‌شناسان، واژه «تربیت» را از ریشه «ربب» گرفته‌اند. راغب می‌گوید:
«الرَّبُّ فی الأصل: التربیه، و هو إنشاء الشی‏ء حالاً فحالاً إلى حدّ التمام، یقال رَبَّهُ، و ربّاه و رَبَّبَه.»‏
«رّب: در اصل به معنى تربیت و پرورش است، یعنى ایجاد کردن حالتى پس از حالتى دیگر در چیزى تا به حدّ نهایى و تمام و کمال آن برسد.» (راغب اصفهانی، /۳۳۶ نیز رک: مقاییس اللغه، لسان العرب، التحقیق فی کلمات القرآن)
اما برخی آن را از ریشه «ربو» دانسته‌اند:
«الربا: الفضل و الزیاده، و ربى الصغیر یربى من باب تعب و ربا یربو من باب علا: إذا نشأ، و یتعدّى بالتضعیف فیقال ربّیته- فتربّى.»
«ربا عبارت است از زیادی و افزایش و هرگاه گفته می‌شود: ربّی الصغیر یربّی ـ از باب تعب یا ربا یربو از باب علاـ یعنی رشد و نمو کرد. با مضاعف شدن متعدی می‌شود و گفته می‌شود ربّیته ـ فتربّی.» (مصباح اللغه نیز رک: مقایس اللغه، صحاح اللغه)
صاحب «التحقیق فی کلمات القرآن» می‌گوید:
«(وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانِی صَغِیراً) (اسراء/۲۴) فالمناسب أن یکون لفظ ـ التربیه ـ فی هذا المورد من مادّه الربو لا من الربب، فانّ المعنى العام فی جمیع الموارد هو تحقّق الانتفاخ و الزیاده الجسمانیّه و حصول النشوء المادّىّ الظاهرىّ تحت مراقبه الوالدین، و أمّا التربیب و السوق الى الکمال المعنوىّ غیر متحقّق فی أغلب الموارد و بالنسبه الى أغلب الأولاد.» (مصطفوی، ۴/۳۴)
«مناسب این است که واژه «تربیت» در این موارد از ماده «ربو» باشد نه «ربب»، برای اینکه معنای عام این واژه در همه این موارد عبارت است از تحقق آماسیدگی و افزایش جسمانی و رشد مادی ظاهری زیر نظارت والدین. و اما تربیب و سوق دادن به سوی کمال معنوی در بیشتر موارد این واژه و نسبت به بیشتر فرزندان تحقق نمی‌یابد.»
اگر نظریه نخست درست باشد، معنای تربیت که در فارسی با تعبیر پروردن یا پرورش دادن بیان می‌شود (دهخدا)، به معنای رشد دادن و به کمال رساندن خواهد بود که ناظر به دو بعد معنوی و جسمی شیء یا شخص است.
اما اگر نظریه دوم درست باشد، در این صورت معنای تربیت مترادف تغذیه و حمایت و صیانت متربی در برابر آسیب‌ها می‌شود، چنان که جوهری در «الصحاح» و ابن فارس در «مقاییس» گفته بودند و تربیت تنها ناظر به بعد مادی و جسمی شیء یا شخص ـ نمو و افزایش جسمی ـ خواهد بود.
شاید کسانی که تربیت را به معنای شکوفا سازی استعدادهای نهفته در شیء یا شخص گرفته‌اند، (مطهری،/۸) دیدگاه نخست را برگزیده‌اند.
اما در قرآن کریم مشتقات واژه تربیت از ریشه «ربو» و دو بار به کار رفته است؛ یکی در سوره اسراء آیه ۲۴؛ (رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا)و دیگری در سوره شعراء آیه ۱۸؛ (أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا).
با توجه به این کاربرد قرآنی و نیز سخنان لغت‌شناسان در مورد ریشه و معنای واژه تربیت، این نتیجه را می‌توان گرفت که تربیت در قرآن به معنای دوم، یعنی تغذیه و حمایت به کار رفته است، نه معنای نخست یعنی به کمال رساندن یا سوق دادن به سوی کمال؛ زیرا ریشه «ربو» چنان که اشاره شد، به معنای دوم می‌آید.
این ادعا با دو قرینه تأیید می‌شود: یکی اینکه دو کاربرد یاد شده در ترکیب با واژه «صغیر» و «ولید» صورت گرفته است و در مورد آن دو، تغذیه و نمو جسمی و بدنی بیشتر مطرح است. دیگر اینکه در آیه اخیر، تربیت به شخصی ـ فرعون ـ نسبت داده شده است که خود فاقد کمال و رشد است، چنین فردی چگونه می‌تواند دیگری را به سوی کمال و رشد رهنمون باشد؟!
قرآن کریم به جای واژه تربیت به معنای جامع نخست یعنی به کمال رساندن، از دو واژه دیگر استفاده کرده است: یکی «انبات»؛ (فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً)(آل عمران/۳۷)، و دیگری «صنع»؛ (وَأَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَیْنِی)(طه/۳۹).
این دو واژه بر خلاف واژه تربیت از دو نظر جامعیت و گستردگی دارند: یکی از نظر معنایی که هم فرایندهای ناظر به جنبه مادی و جسمی تربیت را در بر می‌گیرد و هم فرایندهای معنوی و ناظر به بعد روحی و فکری را. و دیگر از جهت زمانی اختصاص به سن خاصی ندارد، بلکه سراسر زندگی انسان را در بر می‌گیرد، بر خلاف واژه تربیت که تنها در مورد کودک (صغیر- ولید) مطرح شده است.
در کنار سه واژه «تربیت»، «انبات» و «صنع» که اولی ناظر به جنبه مادی و جسمی است و دو مورد دیگر ناظر به هر دو بعد مادی و معنوی، واژه دیگری وجود دارد که تنها ناظر به جنبه معنوی و فرامادی است و آن عبارت است از واژه «تزکیه». این واژه که از ریشه «زکو» است، در نگاه لغت‌شناسان به دو معنا آمده است: یکی «رشد و نمو دادن» و دیگری «تطهیر و پاک کردن»؛
«و قد تکرر ذکر «الزکاه» فی الکتاب و السنه، و هی إما مصدر «زکى» إذا نمى لأنها تستجلب البرکه فی المال و تنمیه و تفید النفس فضیله الکرم، و إما مصدر «زکا» إذا طهر لأنها تطهر المال من الخبث و النفس البخیله من البخل.» (طریحی، /۲۰۵)
«واژه «زکات» در کتاب و سنت تکرار شده است. این واژه یا مصدر فعل «زکی» به معنای رشد کردن است، برای اینکه زکات باعث جلب برکت در مال شده و باعث رشد آن می‌گردد و در نفس زکات دهنده نیز فضیلت کرم ایجاد می‌کند. و یا مصدر فعل «زکا» به معنای پاک شدن است، برای اینکه زکات باعث پاکی مال از پلیدی و پاکی نفس از صفت بخل می‌شود.» (نیز رک: العین، المفردات، مقاییس اللغه، التحقیق فی کلمات القرآن)
شاید ریشه «زکو» همان گونه که اکثر لغت‌شناسان گفته‌اند، به معنای رشد و نمو باشد، اما از آن جهت که پاک کردن باعث رشد و نمو می‌شود، بر پاک کردن نیز «تزکیه» اطلاق شده است، از قبیل تسمیه سبب به اسم مسبب.
به هر حال واژه «تزکیه» چه به معنای رشد و نمو دادن باشد و چه به معنای پاک کردن، در هر صورت وقتی در مورد انسان به کار می‌رود، ناظر به جنبه معنوی و روانی وی است، نه مادی و جسمی‌اش و از همین رو تزکیه جزء رسالت و مسئولیت پیامبر اسلام معرفی شده است؛
(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ)(آل‏عمران/۱۶۴)
«خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگى بخشید] هنگامى که در میان آنها، پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.»
به این ترتیب در قرآن گرچه سه گونه تربیت مطرح شده است (تربیت جسمی، تربیت روحی، تربیت جسمی و روحی)، اما مشتقات واژه «تربیت» تنها در مورد نخست به کار رفته است و برای تربیت معنوی و روحی، از واژه «تزکیه» استفاده شده است. معادل فارسی واژه تربیت، یعنی پروردن یا پرورانیدن یا پرورش دادن، گر چه مفهوم کلی و چند بعدی است و فرایند‌های ناظر به جنبه معنوی چون تأدیب و تعلیم، و ناظر به جنبه مادی مانند بزرگ کردن، تغذیه و حمایت کردن را فرا می‌گیرد، اما این معادل واژگانی برابر با واژه تزکیه نیست، زیرا تزکیه چنان که راغب گفته است، به معنای رشد و نمو دادن است اما نه هر رشدی، بلکه رشد دادنی که همراه با خیر و برکت باشد و این در مورد انسان هنگامی تحقق می‌یابد که همراه با حقایق اعتقادی و ارزش‌ها و فضایل اخلاقی باشد، چنان که برخی مفسران نیز اشاره کرده‌اند؛
«التزکیه تفعیل من الزکاه بمعنى النمو الصالح الذی یلازم الخیر و البرکه فتزکیته لهم تنمیته لهم نماء صالحا بتعویدهم الأخلاق الفاضله و الأعمال الصالحه فیکملون بذلک فی إنسانیتهم فیستقیم حالهم فی دنیاهم و آخرتهم یعیشون سعداء و یموتون سعداء.» (طباطبایی، ۱۹/۲۶۶)
«تزکیه از باب تفعیل از زکات مشتق شده است که به معنای رشد شایسته است، به گونه‌ای که همراه با خیر و برکت باشد. پس تزکیه مردم توسط پیامبر یعنی رشد شایسته دادن آنها از طریق عادت دادنشان به اخلاق نیک و رفتار شایسته تا بدین وسیله در انسانیتشان به کمال برسند و وضعیتشان در دنیا وآخرت بهبود یابد و سعادتمند زندگی کنند و سعادتمندانه بمیرند.»
«و التزکیه: جعل الشی‏ء زکیاً، أی کثیر الخیرات. فقوله: «تُطَهِّرُهُمْ» إشاره إلى مقام التخلیه عن السیئات. و قوله: «تُزَکِّیهِمْ» إشاره إلى مقام التحلیه بالفضائل و الحسنات. و لا جرم أن التخلیه مقدمه على التحلیه. فالمعنى أن هذه الصدقه کفاره لذنوبهم و مجلبه للثواب العظیم.» (ابن عاشور، ۱۰/۱۹۶)
«تزکیه به معنای چیزی را دارای خیر کثیر قرار دادن است. پس سخن خداوند که فرمود: «تطهّرهم»، اشاره دارد به مقام تخلیه از بدی‌ها و سخنش که فرمود: «تزکّیهم»، اشاره دارد به مقام تحلیه و آراستن به فضایل و نیکی‌ها و ناگزیر تخلیه مقدمه تحلیه است. پس معنای آیه این می‌شود که صدقه، کفاره گناهانشان و باعث جلب ثواب عظیم می‌گردد.»
بنابراین با توجه به واژگان متفاوت به کار رفته در قرآن در موضوع تربیت، (تربیت، تزکیه، صنع، انبات و ...) و مفاهیم متفاوت و متعددی که در آنها وجود دارد، نمی‌توان از تربیت به صورت کلی و بدون تعیین مصداق و معنای خاص آن بحث کرد، زیرا هر یک از معانی و حوزه کاربرد آنها احکام و آثار ویژه‌ای دارد که در بحث باید مورد توجه قرار گیرد. در این بحث یکی از معانی تربیت مورد نظر است که در ادامه خواهد آمد.

ابعاد مسئله

در رابطه با اصل نیاز به مربی ظاهراً تردیدی نیست که چنین نیازی وجود دارد. این واقعیت هم در تجربه تربیتی بشر تأیید می‌شود و هم از لحاظ منابع اسلامی، چه اینکه در قرآن کریم درباره پیامبر اکرم۹تعبیر «یزکّیهم و یعلّمهم» به کار رفته است و اساساً با توجه به مسئله هدایتگری قرآن و هدایتگر بودن خدا و پیامبر، گفتمان تربیتی قرآن، گفتمان مربی و متربی است. این نشان از آن دارد که وجود مربی در فرایند تربیت یک واقعیت انکار ناپذیر است، بحث در میزان نقش و سهم هر یک از مربی و متربی در تربیت است و اینکه کدام اصل است و کدام فرع و زمینه ساز؟
به نظر می‌رسد پاسخ بدین پرسش بستگی به تعیین زوایای بحث و گزینش منظر مشخص دارد. توضیح مطلب آنکه موضوع تربیت از نظر مربی که پدر و مادر باشد یا معلم یا حاکم جامعه یا مصلح اجتماعی، احکام متفاوتی دارد. نقش هر یک در فرایند تربیت متفاوت از دیگری است.
همچنین از نظر متربی و اینکه متربی در چه سنی باشد؛ کودک، نوجوان، جوان، بزرگسال، نقش‌های مربی و متربی گوناگون و متفاوت می‌شود. نقش کودک در فرایند تربیت کمتر از نقش نوجوان است و همین گونه نقش جوان یا بزرگسال در تربیت بیشتر از نقش یک نوجوان است.
از جهت سوم، زمینه و ساحتی است که تربیت در آن صورت می‌گیرد. به تعبیر دیگر آن بخشی از وجود انسان که مورد توجه مربی قرار می‌گیرد و فرایند تربیت در آن تحقق می‌یابد نیز در میزان نقش هر یک از مربی و متربی دخالت دارد. اگر محور تربیت جسم انسان باشد، زمانی که محور تربیت روح انسان باشد متفاوت است و در صورتی که محور روح باشد، اگر هدف تربیت بعد عقلی و معرفتی انسان باشد که اصطلاحاً تعلیم نامیده می‌شود، با زمانی که هدف تزکیه و پیرایش روح از صفات نکوهیده و آراستن به صفات و ملکات پسندیده باشد فرق می‌کند.
اگر بر این سه حالت حالت‌های ترکیبی را نیز بیافزاییم، در این صورت مسئله ابعاد بیشتری پیدا می‌کند. مثلاً اگر مربی پدر و مادر باشد و متربّی نیز کودک و هدف تربیت هم پرورش جسم کودک باشد، در این صورت نقش مربّی حداکثری خواهد بود. اما اگر در همین فرض متربی نوجوان یا جوان باشد، نقش متربی بیشتر از نقش قبلی است.

معیارهای مربی یا متربی محوری

قبل از هر چیز طرح این پرسش شایسته است که معیار تفکیک روش مربی محور از روش متربی محور چیست؟ یعنی با چه معیار و میزانی می‌توان تعیین کرد که فلان شیوه، شیوه مربی محور است یا متربی محور؟
تردیدی نیست که تکیه و تأکید بر مربی یا متربی در آموزهای تربیتی شاخص خوبی برای تشخیص و تعیین هر یک از دو روش است، اما سخن در چگونگی این تأکید است. در جایی که به صراحت از نقش مربی یا متربی سخن به میان نیامده است، نیازمند روش و معیارهای خاص هستیم.
به نظر می‌رسد ویژگی‌های زیر می‌تواند تعیین کننده هر یک از دو روش باشد:
۱- آزادی. یکی از نشانه‌های روش متربی محور این است که در این روش بر آزادی و اختیار متربی تأکید می‌شود و همواره بر انتخاب و گزینش متربی و نیز توانایی وی در این انتخاب انگشت می‌گذارند. اما روش مربی محور برعکس بر محدودیت و عدم توانایی متربی در انتخاب و تشخیص تأکید می‌کند و همواره بر تقلید و تسلیم نسبت به مربی و پذیرش بدون چون و چرای آموزه‌های تربیتی اصرار می‌ورزند.
۲- مسئولیت مداری. شیوه متربی محور شیوه متکی بر مسئولیت و تکلیف متربی است؛ اگر در روشی بر مسئولیت خود انسان نسبت به تربیت و خودسازی تکیه شده و آموزه‌ها و تعلیمات تربیتی همراه با ایجاد چنین احساسی القاء شود، این روش، روش متربی محور است. اما اگر بر مسئولیت و تکلیف تأکید نشده است و آموزه‌های تربیتی با رویکرد ایجاد احساس مسئولیت در مخاطب مطرح نمی‌شود، روش مورد نظر مربی محور خواهد بود.
۳- معیار دیگر برای تعیین یکی از دو شیوه تربیت، تأکید بر تفکر در آموزه‌های تربیتی است؛ اگر در آموزه‌های تربیتی به جای تسلیم و تعبد، بر تفکر و اندیشیدن و تدبّر سفارش شده است، این شیوه متربی محور است، زیرا تفکر فعالیت درونی متربی است. اما اگر مسئله تفکر و اندیشیدن در فرایند تربیت مورد توجه نباشد و بیشتر اهتمام بر اطاعت و تعبّد باشد، این بدین معناست که این روش، روش متربی محور نیست.
۴- معیار چهارم، طرح الگو یا روش الگوگیری در فرایند تربیت است. شیوه متربی محور معمولاً بر اساس الگوگیری استوار است و اگر الگو دهی هم می‌شود، به اندازه‌ای است که کار الگوگیری برای متربی آسان شود، نه آنکه جای انتخاب و گزینش متربی را بگیرد.
۵- یکی از معیارهای تعیین کننده روش تربیت، ماهیت آموزه‌های تربیتی است. شیوه‌های مربی محور معمولاً بر آموزه‌های دستوری و فرمان استوار است و متضمن الزام می‌باشد. اما شیوه متربی محور بیشتر بر اساس پند و اندرز و موعظه و تشویق و ترغیب و مانند آن صورت می‌گیرد. صلابت و سهولت آموزه‌ها از سوی مربی نشانگر میزان تأثیر هر یک از مربی و متربی در فرایند تربیت است.

پرسش بحث

همان‌گونه که اشاره شد، نقش مربی و متربی به تناسب زوایای مسئله متفاوت می‌شود، از این رو برای پاسخ دقیق‌تر به این پرسش ناگزیریم مورد سؤال را مشخص کنیم. در این نوشتار مقصود از تربیت، تزکیه و رشد روحی و اخلاقی است، نه پرورش جسمی، و منظور از متربی گروه جوانان است، یعنی مقطعی که انسان از یک سو نیروی فکری و عقلانی‌اش در حال شکوفایی است، از سوی دیگر نیروها و کشش‌های نفسانی‌اش در حال شدت یافتن و قوت گرفتن است و از جهت سوم در افق نگاهش پرسش‌ها و شبهات و ابهامات فراوانی وجود دارد و از جهت چهارم به خاطر بلوغش، تکلیف و مسئولیت نیز متوجه اوست. در چنین وضعیتی این سؤال مطرح می‌شود که آیا مربی نقش اصلی دارد یا متربی؟

دیدگاه دیگران

مکاتب تربیتی غرب و رویکردهای گوناگون تربیتی در آن دیار پس از نوزایی بر اساس مبنای اومانیستی و لیبرالیستی که دارند، غالباً بر اساس آزادی و استقلال متربی در تربیت تأکید می‌کنند. کمتر دیدگاهی است که آزادی و استقلال و انتخاب فرد را در راه زندگی از جمله تربیت به رسمیت نشناسد. نظریه پردازان این حوزه نه تنها در مورد جوانان، بلکه حتی در مورد کودکان که فاقد قدرت تشخیص لازم هستند نیز این باور را مطرح کرده‌اند. «روسو» به عنوان یکی از نظریه پردازان در کتاب «امیل» می‌گوید:
«من ترجیح می‌دهم استاد این فن را مربی بنامم تا آموزگار، زیرا او باید بیشتر راهنمایی کند تا تعلیم و نباید دستورات را به کودک بیاموزد، بلکه باید کاری کند که خود طفل آنها را کشف کند.» (روسو،/۶۵)
یکی دیگر از صاحب‌نظران این حوزه می‌گوید:
«کودکان در مالکیت هیچ کس نیستند، نه در مالکیت والدین خود و نه در مالکیت جامعه، آنها تنها به آزادی آتی خود تعلق دارند.» (کوی،/۳۵۶)
«کانت» نیز در نظریه تربیتی خودش بر این نکته تأکید دارد، آنجا که می‌گوید:
«بشر را می‌توان در هم شکست، تربیت کرد و ماشین‌وار تعلیم داد یا اینکه او را واقعاً روشنگر ساخت، سگ‌ها و اسب‌ها را درهم می‌شکنند و با بشر هم می‌توان چنین کرد. ولی آنچه بی‌نهایت اهمیت دارد، این است که او اندیشیدن را یاد بگیرد.» (مایر، ۲/۳۵۶)
«فردریک مایر» در کتاب «تاریخ اندیشه‌های تربیتی» می‌گوید:
«معلم در صورتی می‌تواند به خلاقیت کمک کند که دانش‌آموزان را برانگیزد، ذوق‌های نهفته آنان را مکشوف سازد و به اصالت و فردیت آنان احترام بگذارد. هدف معلم باید آن باشد که دانش‌آموزان را از فعل پذیری به فعالیت و از تقلید به خلاقیت راهنمایی کند.» (همان، ۱/۲۲)
این سخنان که نمونه‌ای از دیدگاه‌های تربیتی غربیان است، نوعی افراط‌گرایی در متربی محوری باید تلقی شود، زیرا غرض تربیت را هر‌‌گونه تعریف کنیم، دسترسی به آن نیازمند تشخیص و درک اهمیت آن است و تردیدی نیست که انسان در مرحله کودکی فاقد این توانایی و امکان است. بنابراین در این مرحله چاره‌ای جز تقلید و تبعیت از مربی نیست. البته باید توجه داشت که پا به پای رشد ذهنی و معرفتی کودک باید از روش تقلید و تبعیت فاصله گرفت.

دیدگاه قرآن

برداشت نویسنده این است که شیوه قرآن در تربیت به معنای تزکیه، در مقطع سنی جوانان، شیوه متربی محور است؛ یعنی تکیه و تأکید بیشتر بر تفکر، آگاهی، الگوگیری، اراده و انتخاب درونی متربی است تا بر پذیرش و تسلیم بودن وی در برابر مربی، اگر چه دستورات و راهنمایی‌های وی درست باشد. قرآن کریم هر جا سخن از تربیت به میان آورده است یا صحنه‌هایی را به تصویر کشیده است که تربیت در آن نقش عمده داشته است، از آگاهی و آگاهاندن شخص سخن گفته است و بر اراده و انتخابش ستایش یا نکوهش کرده است، نه بر پذیرش و تسلیمش یا بر تقلید و تبعیت ناآگاهانه‌اش و هیچ‌گاه از جهل و بی‌اطلاعی شخص برای تربیت و پذیرش وی استفاده نکرده است. این ادعا را می‌شود با دلایل و قرائن زیر تأیید کرد:
۱- قرآن کریم در یک مورد به صورت صریح از تربیت جوان سخن گفته است و آن عبارت است از تربیت لقمان نسبت به فرزندش (لقمان/۱۳-۱۹). در این جریان قرآن اولاً از شیوه تربیت لقمان به «وعظ» یاد می‌کند و سپس نمونه‌هایی از آن را گزارش می‌کند. هم در مفهوم «وعظ» و هم در نمونه‌های آن، برجستگی و برتری نقش متربی در تربیت به وضوح نهفته است.
«وعظ» در لغت عبارت است از شیوه‌ای از سخن گفتن که در آن مخاطب بر اساس درک و دریافت و تأثیرپذیری درونی از این دریافت به حرکت و فعالیت وادار می‌شود. راغب می‌گوید:
«الوَعْظُ: زجر مقترن بتخویف. قال الخلیل: هو التّذکیر بالخیر فیما یرقّ له القلب، و العِظَهُ و المَوْعِظَهُ: الاسم. قال تعالى: «یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» (نحل/۹۰).» (راغب اصفهانی،/۸۷۶)
«وعظ عبارت است از منع همراه با ترساندن. خلیل گفته است وعظ عبارت است از یادآوری خیر، به گونه‌ای که دل نازک شود. عظه و موعظه اسم است. خداوند فرمود: او موعظه‌تان می‌کند شاید یادآور شوید.»
لسان‌العرب می‌نویسد:
«وعظ: الوَعْظ و العِظهُ و العَظهُ و المَوْعِظهُ: النُّصْح و التذْکیر بالعَواقِب قال ابن سیده: هو تذکیرک للإِنسان بما یُلَیِّن قلبَه من ثواب و عِقاب. و فی الحدیث: لأَجْعلنک عِظه.» (ابن منظور، ۷/۴۶۶)
«وعظ، عظه و موعظه عبارت است از نصیحت و یادآوری عواقب. ابن سیده گفته است وعظ عبارت است از یادآوری ثواب و عقاب به انسان که دلش را نرم سازد و در حدیث آمده است: تو را مایه یادآوری قرار می‌دهم.»
مجمع البحرین می‌گوید:
«و الوعظ: النصح و التذکیر بالعواقب.» (طریحی،۴/۲۹۳) «وعظ عبارت است از نصیحت و یاد آوری عواقب.»
صاحب التحقیق فی کلمات القرآن در یک استنتاج نهایی می‌گوید:
«أنّ الأصل الواحد فی المادّه: هو إرشاد الى حقّ بتذکّرات مفیده و تنبیهات نافعه مناسبه. و أمّا مفاهیم التخویف و تلیین القلب و النصح و الأمر بالطاعه و التوصیه: فمن آثار الأصل بحسب اختلاف الموارد.» (مصطفوی، ۱۳/۱۴۹)
«معنای اصلی در این ریشه عبارت است از ارشاد به سوی حق با تذکرات سودمند و مناسب. و اما مفاهیمی چون ترساندن، نرم ساختن دل، نصیحت، دستور به طاعت و سفارش از آثار آن معنای اصلی است که در موارد مختلف مطرح می‌شود.»
همان‌گونه که مشاهده می‌شود، در مفهوم واژه «وعظ»، تذکر با هدف نرم کردن دل و ایجاد رقت قلب نهفته است. این یعنی اینکه اصل و اساس در تربیت، انتخاب و گزینش مخاطب است و نه پذیرش تعبدی و تقلیدی و بر اساس اعتماد به گفته‌ها یا سفارش‌های مربی و گوینده سخن.
در نمونه‌هایی هم که قرآن از وعظ و تربیت لقمان می‌آورد، این حقیقت کاملاً آشکار است. قرآن می‌گوید:
«(به خاطر بیاور) هنگامى را که لقمان به فرزندش- در حالى که او را موعظه مى‏کرد- گفت: پسرم! چیزى را همتاى خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگى است. پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمان‌ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد. خداوند دقیق و آگاه است! پسرم! نماز را بر پا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن و در برابر مصائبى که به تو مى‏رسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است. (پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد. (پسرم!) در راه‏ رفتن اعتدال را رعایت کن. از صداى خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت‏ترین صداها صداى خران است!» (لقمان/۱۹-۱۳)
روح و حقیقت این دستورات سفارش‌های همراه با بیان عواقب کار است که باعث تنبّه و تذکر مخاطب می‌شود.
شبیه همین سفارش‌های تربیتی در وصیت امام علی۷به فرزندش امام حسن۷‌که در نامه ۳۱ نهج البلاغه آمده است نیز به چشم می‌خورد. در این نامه تربیتی، امام یک سلسله حقایق و حکمت‌های زندگی را به فرزندش گوشزد می‌کند و از وی می‌خواهد با تفکر و تدبر، راه درست زیستن و رستگاری را بیابد.
در این سفارش‌ها نیز بنیاد و مبنای تربیت، تفکر و انتخاب متربی است و نه صرفاً پذیرش و تسلیم، از همین رو هر سفارشی همراه با فلسفه و حکمت آن مطرح می‌شود تا مجالی برای تفکر و انتخاب بیشتر فراهم شود و اساساً بخشی از این تربیت‌نامه، توضیح و تبیین حقایق است و نه سفارش.
۲- در برخی از آیات سخن از واکنش مثبت جوانان در برابر حق و حقیقت که یکی از محورهای مهم تربیتی است به میان آمده است؛ مانند گرایش اصحاب کهف به توحید و یکتاپرستی و بیزاری از شرک و کفر. قرآن کریم این واکنش و نیز اعلام شجاعانه آن و برائت از باورها و محیط کفر آنان را به صورت ستایش‌آمیزی گزارش می‌کند. از سوی دیگر این ستایش و تقدیر بدون تردید تنها ناشی از اصل رویکرد آنان نیست، بلکه از آن رو که این رویکرد با آگاهی و اراده و استقلال صورت گرفته است می‌باشد. سخنانی که قرآن از آنان گزارش می‌کند، سرشار از آگاهی و بصیرت و انتخاب است؛
«و دل‌هایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. هرگز غیر او معبودى را نمى‏خوانیم که اگر چنین کنیم، سخنى به گزاف گفته‏ایم. این قوم ما هستند که معبودهایى جز خدا انتخاب کرده‏اند، چرا دلیل آشکارى (بر این کار) نمى‏آورند؟! و چه کسى ظالم‌تر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!» (کهف/۱۵-۱۴)
در داستان ایمان حضرت ابراهیم۷و مبارزه شجاعانه وی علیه محیط کفر و باورهای شرک زمان خودش نیز چنین واکنشی را شاهدیم. قرآن کریم از رفتار ابراهیم به عنوان رفتار یک انسان رشد یافته که همراه با بصیرت و انتخاب تصمیم می‌گیرد یاد می‌کند؛
(وَلَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَکُنَّا بِهِ عَالِمِینَ*إِذْ قَالَ لأبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَهَا عَاکِفُونَ*قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِینَ*قَالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ*قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللاعِبِینَ*قَالَ بَل رَبُّکُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ الَّذِی فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِکُمْ مِنَ الشَّاهِدِینَ*وَتَاللَّهِ لأکِیدَنَّ أَصْنَامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ*فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلا کَبِیرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ ... قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا یَنْفَعُکُمْ شَیْئًا وَلا یَضُرُّکُمْ*أُفٍّ لَکُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلا تَعْقِلُونَ)(انبیاء/۵۱-۵۸ و۶۶-۶۷)
«ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم و از (شایستگى) او آگاه بودیم. آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «این مجسمه‏هاى بى‏روح چیست که شما همواره آنها را پرستش مى‏کنید؟!» گفتند: «ما پدران خود را دیدیم که آنها را عبادت مى‏کنند.» گفت: «مسلّماً هم شما و هم پدرانتان در گمراهى آشکارى بوده‏اید!» گفتند: «آیا مطلب حقّى براى ما آورده‏اى یا شوخى مى‏کنى؟!» گفت: «(کاملاً حقّ آورده‏ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است که آنها را ایجاد کرده و من بر این امر، از گواهانم! و به خدا سوگند، در غیاب شما، نقشه‏اى براى نابودى بت‌هایتان مى‏کشم!» سرانجام (با استفاده از یک فرصت مناسب)، همه آنها- جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه کرد، شاید سراغ او بیایند (و او حقایق را بازگو کند)! ... (ابراهیم) گفت: «آیا جز خدا چیزى را مى‏پرستید که نه کمترین سودى براى شما دارد و نه زیانى به شما مى‏رساند؟! (نه امیدى به سودشان دارید، و نه ترسى از زیانشان!) اف بر شما و بر آنچه جز خدا مى‏پرستید! آیا اندیشه نمى‏کنید (و عقل ندارید)؟!»
اگر ایمان به حق و حقیقت را یک رکن از ارکان تربیت به معنای تزکیه بدانیم که چنین است، در این صورت داستان ابراهیم نمایانگر صحنه روشنی از روش تربیت متربی محور قرآن است که در آن بیش و پیش از آنکه بر تلقین و تقلید و تعبد و تسلیم تأکید شده باشد، بر آگاهی و آزادی و انتخاب و بصیرت تأکید شده است و این امور همان معیارهای متربی محوری است که قبلاً از آنها یاد شد.
۳- همان‌گونه که اشاره کردیم، تربیت معنوی انسان در قرآن کریم به عنوان تزکیه یاد شده است و به عنوان دو رکن مهم رسالت پیامبر اسلام مطرح گردیده است؛ «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه». از سوی دیگر قرآن کریم از رسالت پیامبر به عنوان انذار و تبشیر یاد می‌کند؛ (قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنْذِر)(ص/٦٥)،(إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا)(فاطر/٢٤). گو اینکه تزکیه نبوی در قالب انذار و تبشیر صورت می‌گیرد. و از جهت سوم قرآن به عنوان «تزکیه نامه» پیامبر، تحت عنوان موعظه و هدایت معرفی شده است؛ (یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ)(یونس/٥٧).
چه فلسفه رسالت (تعلیم و تزکیه) و چه قالب انجام رسالت (انذار و تبشیر) و چه عنوان رسالت نامه (موعظه و هدایت)، همه بر نوع خاصی از روش تربیت دلالت دارد که عبارت است از تربیت بر مدار آگاهی و انتخاب. چه اینکه در همه فرایندهای یاد شده، عنصر اساسی اقناع و انتخاب مخاطب، جان‌مایه شیوه انجام رسالت تربیتی است.
البته این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد که نتیجه این دلیل اثبات روش خاص تربیتی برای مقطع سنی جوان نیست، بلکه برای همه مکلفان در همه دوران تربیت روش متربی محور را اثبات می‌کند. اما این نکته چالشی در برابر نظریه نیست، زیرا اثبات یک روش برای عموم، متضمن آن روش برای مقطع خاص نیز هست. از سوی دیگر این نظریه در صدد نفی این روش در مقاطع دیگر نیست تا مشکلی در برابر آن به وجود بیاید.
۴- یکی از دلایلی که نظریه متربی محوری در تربیت را تأیید می‌کند، نمونه‌هایی از انسان‌های تربیت شده در محیط فاسد است. قرآن کریم دو پیامبر را نام می‌برد که در محیط غیر مساعد به صورت شایسته تربیت شده‌اند: یکی حضرت یوسف۷ و دیگری حضرت موسی۷است. این دو پیامبر بزرگوار در دوران نوجوانی در دربار عزیز مصر و فرعون رشد می‌کنند و بر خلاف محیط و شرایط موجود آن، به صورت شایسته و صالح تربیت می‌شوند.
گذشته از این دو، خود پیامبر اسلام نمونه عالی از افراد تربیت شده در محیط فاسد است که به رغم محیط شرک و فساد، به عنوان انسان وارسته و با اخلاق نیک «خلق عظیم» تربیت می‌شود.
نمونه‌هایی از این دست بیانگر آن است که تحول وجودی این‌چنینی اگر در محیط نامساعد و بدون مربی و تنها بر مبنای تفکر و انتخاب شخص پدید می‌آید، در محیط مساعد و با حضور مربی نیز اگر پدید آید، باز بر اساس تفکر و انتخاب شکل می‌گیرد و محور اصلی خود متربی است و محیط و مربی تنها زمینه‌ساز هستند.
۵- یکی از روش‌های تربیت که قرآن نیز آن را پذیرفته است، تربیت بر مبنای تجربه یا به تعبیر دیگر تجربه‌گرایی در تربیت است. در این شیوه متربی با تجربه و آزمون و خطا، به یک سلسله تغییرات روحی و اخلاقی دست می‌یابد. قرآن از این روش برای تربیت جامعه اسلامی استفاده کرده است. شکست مسلمانان در جنگ احد و حُنَین و آیاتی که پس از آن برای تبیین شکست‌ها نازل گشت، بر اساس برداشت مفسران، متضمن تربیت جامعه اسلامی است. (نک: الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ۲/۷۱۳؛ المنار، ۴/۴۶؛ التحریر و التنویر، ‏۳/۲۳۳؛ من وحی القرآن، ۶/۲۸۳؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ‏۶/۱۴)
از سوی دیگر تردیدی نیست که این شیوه تربیت اختصاص به جامعه ندارد، بلکه فرد را نیز در بر می‌گیرد، چه اینکه در ملاک شیوه یعنی تجربه اندوختن و تصحیح مسیر بر اساس آن، فرقی میان جامعه و فرد نیست، همان‌گونه که تفاوتی میان افراد رشد یافته و به بلوغ رسیده نیز نیست؛ هر انسانی که توان تجربه و تصحیح آگاهانه مسیر را داشته باشد، مشمول این روش است. بنابراین می‌توان گفت روش تربیت از نگاه قرآن در خصوص جوانان نیز متربی محور است، زیرا توان تجربه و تصحیح را دارند.
۶- آخرین موردی که می‌توان برای تأیید شیوه متربی محوری از نگاه قرآن از آن یاد کرد، روش عمومی دعوت پیامبر اسلام است. یکی از دو هدف مهم رسالت پیامبر اسلام تزکیه است؛ «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه». از سوی دیگر خدای متعال برای رسیدن به این هدف، پیامبر را مأمور به اتخاذ شیوه خاص می‌کند؛ (ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ)(نحل/١٢٥). نقطه مشترک هر سه فرایند، یعنی حکمت، موعظه و جدال احسن، تأکید بر فهم و درک و قناعت مخاطب است. این بدان معناست که آن تزکیه‌ای که قرار است پیامبر صورت دهد، باید بر دریافت و تصمیم مخاطب (متربی) تکیه داشته باشد.

نتیجه بحث

به رغم نقش مهمی که مربی در تربیت و تزکیه روحی و روانی انسان دارد، اما به نظر می‌رسد این نقش در فرایند تربیت، از زمینه‌سازی و فراهم ساختن شرایط تصمیم‌گیری و فعالیت درونی متربی فراتر نمی‌رود. همان‌گونه که در تعلیم، نظریه برتر آن است که معلم به جای افزایش معلومات متعلم، به رشد قوه فاهمه وی کمک کند تا خود با تجزیه و تحلیل به شناخت مناسب برسد، در تربیت نیز مربی باید تلاش کند با آموزه‌ها، روش‌ها و رفتارهایش به جای تحمیل و تقلید پروری، قوه اراده و انتخاب متربی را تقویت و به سمت خوبی‌ها و ارزش‌ها سوق دهد و حق و توان متربی را در یافتن مسیر و ایجاد تحول روحی به رسمیت بشناسد.
اگر این نتیجه‌گیری درست باشد، پیامد مستقیم آن گذشته از تغیر دغدغه‌ها و مسئولیت‌های تصمیم‌سازان و برنامه‌ریزان، تحول شیوه‌ها در تربیت نسل جوان است. روش‌های تربیتی در مورد جوانان نباید بر مبانی تقلید و تعبد استوار باشد و مربی نباید بر تلقین و اطاعت تأکید کند، بلکه بر عکس باید تفکر و توان انتخاب متربی را به کمک فرا خوانَد و عصیانگری‌های ناشی از انتخاب وی را بپذیرد، همان‌گونه که در اصل ایمان آوردن و دینداری این حقیقت مورد تأکید است

منابع و مآخذ

۱.    ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر والتنویر، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
۲.    ابن منظور، محمد بن مکرم‏؛ لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
۳.    راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم، ۱۴۱۲ق.
۴.    روسو، ژان ژاک؛ امیل، ترجمه: غلامحسین زیرک زاده، تهران، انتشارات ناهید، ۱۳۸۰ش.
۵.    صادقی تهرانی، محمد؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵ش.
۶.    طباطبایی، سید محمد حسین؛ المیزان، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۴۱۷ق.
۷.    طریحی، فخر الدین؛ مجمع البحرین، تهران، کتاب فروشی مرتضوی، ۱۳۷۵ش.
۸.    فضل الله، سید محمد حسین؛ من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک، ۱۴۱۹ق.
۹.    کوی، لوتان؛ آموزش وپرورش: فرهنگ‌ها و جوامع، ترجمه: دکتر محمد یمنی دوزی سخابی، تهران، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۸ش.
۱۰.    مایر، فردریک؛ تاریخ اندیشه‌های تربیتی، ترجمه: علی اصغر فیاض، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، ۱۳۷۴ش.
۱۱.    مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
۱۲.    مطهری، مرتضی؛ فطرت، تهران، انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده عمران، ۱۳۶۲ش.
۱۳.    مکارم شیرازی، ناصر؛ الامثل فی تفسیرکتاب المنزل، قم، مدرسه امام علی بن ابی طالب۷، ۱۴۲۱ق.

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان , این جمله , چاشنی مناسب , روش های , مهارت , نتیجه , چاشنی , تجربه , نوجوان , مطالب , داشته , زمان، , آشنایی , روانشناسی , احکام، اخلاق , گروههای تربیتی , ایفای نقش , دانش آموز , گروه تربیتی , تربیتی , متربی , گروههای , احکام، , اخلاق , لوازم , مرحله , مراحل , منتقل , اعتقادات , زمینه , ایفای , موانع ايجاد محبت , عوامل ايجاد محبت , بين مربي , محبت بين , ايجاد محبت , عوامل ايجاد , دوست داشتن , تربيت انسان , پيدا نمي‌كند , موانع ايجاد , اين فصل , رشد اجتم , روش متربی محور , شیوه متربی محور , متربی محور است، , مهم رسالت پیامبر , مِنْ دُونِ اللَّهِ , رسالت پیامبر اسلام , تربیت جامعه اسلامی , سید محمد حسین؛ , تفس
زمان: 2018-05-16 21:45:10

تعلیم و تربیت کودکان

تعریف تربیت
تربیت یعنی آگاهی دادن - پرورش دادن - آموزش دادن
روش رفتاری و گفتاری آموزش دادن به غیر بطوری که این روش ملکه او (فراگیر یا متربی) شود.

تعریف کودک
طبق تعریف یونسکو انسان از بدو تولد تا 18 سالگی کودک نامیده می شود. تمام توانایی های ما را دارد اما به صورت بالقوه. تمام حق و حقوق را مثل انسان های دیگر داراست و تا 18 سالگی پاسخگوی جرم ها و پیگردها نیست.

منابع و کتب:
- رشد و شخصیت کودک /پاول هنری ماس/ مهشید یاسایی / نشر مرکز
- راهنمای کامل تربیت کودک / الیزابت پنسکی / اکرم قیطاسی / نشر صابرین
- به بچه گفتن و از بچه شنفتن / آدل فابر و دالین مازلین/ فاطمه عباسی فر / نشر سروش گستر
- چگونه سخن بگوییم که نوجوان ها به ما گوش دهند و چگونه گوش دهیم که آنها با ما سخن بگویند / آدل فابر و دالین مازلین / لیلا زارع و مهرنوش ده بزرگی
- چگونه به کودکان بگوییم تا بیاموزند / آدل فابر و دالین مازلین / حسنا اقبالی


انواع نظام های تربیتی
1 - تدریجی بودن (مرحله ای و تکراری)
2 - مستمر بودن (استمرار و پی در پی)
3 - مسئله نگر بودن (احتیاج و نیازی در آینده را برآورد کند)
4 - همه جانبه بودن
5 - در نظر گرفتن تفاوتهای فردی
6 - تفاوتهای فرهنگی
7 - رعایت هنجارها
8 - ارزیابی درست از نیازهای مادی و معنوی انسان
9 - آگاه ساختن و برانگیختن حس کرامت و عزت نفس
10- هشدار دهی و غفلت زدایی
11- کمک به کودک برای رسیدن به استقلال شخصیت و دوری از وابستگی
12- دادن آزادی، مسئولیت و تقویت منطقی مداری
13- اعتدال
14- تسهیل آسان گیری


شیوه های رایج تعلیم و تربیت در ایران :

1 - مستبدانه (سخت گیرانه)
اصل اول این شیوه احترام و اطاعت از والدین است. کنترل فرزندان با تعیین مرزهایی مشخص و جدی بدون حق اعتراض یا نظر خواهی از آنها اعمال می شود. در صورت اشتباه تنبیه و مجازات حتمی است. این شیوه در روستاها یا خانواده های سنتی بیشتر دیده می شود. فرزندان عموما مطیع و فرمان بردار بوده و از مقایسه و رقابت هراس دارند. در عین آرام بودن، پرخاشگرند. عدم استقلال و حس نا امنی از ویژگی بارز شخصیتی آنهاست. حس ابتکار و خلاقیت یا رهبری گروه در آنها دیده نمی شود.

2 - سهل انگارانه (آزاد منشانه)
شیوه تربیتی غلط آمیز بدین معنی که والدین به فرزندان خود اجازه می دهند هر کاری بکنند. هیچ فلسفه یا نظم تربیتی در کارنیست. تنبیه و بازخواستی هم وجود ندارد. کودکان از آموزش اجتماعی ضعیفی برخوردارند و می پندارند سایر امور والدین از آنها مهم ترند. این امر باعث می شود نوعی تزلزل روانی در آنها ایجاد شده، با وجود استقلال فکری و عملی، به سمت بی مسئولیتی یا بی بندوباری سوق پیدا می کنند.


3 - شیوه دموکراتیک و مقتدرانه (قانون مند)
در این شیوه تربیتی نقش ها تعریف شده است، همه افراد قابل احترامند، همه حق اظهار نظر دارند، حق و وظیفه بین همه افراد وجود دارد، والدین پذیرنده هستند، مقررات واضح، روشن و برای همه وجود دارد و همه در برابر تمام رفتار و گفتار خود مسئول بوده و باید توضیح منطقی بدهند.
همه افراد شیوه سوم را می پسندند اما اکثراً به صورت شیوه اول (مستبدانه و سخت گیرانه) تربیت شده اند. بنابر این ناخواسته شیوه اول را برای تربیت فرزندان بر می گزینیم. سعی مان برای تربیت نوع سوم است. در این حالت است که فرزندان دچار تناقض و سرگردانی تربیتی می شوند. در خانواده دموکرات برای کوچک ترین قضیه باید مشورت و توافق و قانون وضع شود. در خانواده سنتی از مصلحت حرف می زنند اما در خانواده دموکراتیک، از منطق می گویند.
در ادامه به بحث و گفتگو پرداخته شد.


روشهای رسیدن به خانواده دموکراتیک و مقتدرانه

1 - یاری دادن به کودکان با تکیه بر احساسات و عواطف آنها
الف) با دقت تمام گوش دهید
ب) احساسات آنها را با کلمه ای تصدیق کنید (نظیر آهان، خوب، هوم و ...)
ج) احساسات کودک را با عباراتی بیان کنید و جدی بگیرید (حس همدردی)
د) به طور خیالی آرزوهایش را برآورده کنید (مثال : وجود یک فرشته خیالی)



آگاهی ها و نکته ها:
1 - کودکان معمولا دوست ندارند عین جملاتشان را به آنها برگردانیم و اعتراض می کنند.
مثال = کودک می گوید: امید یکی از بچه های مهد کودک را دوست ندارم. مادر : خوب تو امید را دوست نداری. کودک می گوید این جمله را که خودم گفتم.
2 - دسته دوم کودکانی که ترجیح می دهند وقتی که آشفته هستند مطلقا با کسی حرف نزنند. در اینجا فقط حضور پدر و مادر تسلی بخش است.
3 - کودکانی هستند که با عواطف شدید احساسات خود را بروز می دهند. (گریه و هق هق شدید می کنند) و اگر کودک جواب سردی از پدر و مادر دریافت کند خشمگین می شود.
4 - کودکانی که در زمان بروز احساسات شدید، پاسخ احساسات شدیدتری از پدر و مادر دریافت می کنند. یادمان باشد که احساسات شدیدتری به کودک نشان دهیم.
5 - کودک را با صفت یا عنوانی که خودش را در حین عصبانیت نامیده صدا نکنید. مثلا کودک در مدرسه مورد تشویق قرار نمی گیرد یا نمره بدی می گیرد و می گوید من خنگم و چیزی نمی فهمم.

استفاده از همیاری و توان خود در جهت تربیت کودک
هر کدام از امر و نهی ها بر اساس کدامیک از عوامل ده گانه زیر است؟
1 - سرزنش کردن و اتهام زدن (چقدر دست و پا چلفتی هستی)
2 - بد و بی راه گفتن
3 - تهدید
4 - امری و فرمانی (زود باش - یالله)
5 - وعظ و خطابه (کودک چای را روی فرش ریخته، مادر شروع به نصیحت می کند)
6- اخطار (مواظب باش نیفتی - بار اول آگاهی، بار دوم به بعد تکرار می شود)
7 - عبارت شهید نمایانه (بذار من بمیرم، بی مادر بشی، بابات بره زن بگیره، بفهمی ...)
8 - مقایسه کردن (فلانی نمره خوب گرفت. تو چی؟)
9 - ریشخند زدن (شب امتحان، دفتر ریاضی تو دادی به دوستت، کشته مرده هوشتم)
10- پیشگویی (با این نمره 16 که گرفتی ها، حمال هم نمیشی)

خلاصه فصل دوم کتاب
استفاده از همیاری برای تربیت کودک

1 - مسائل را آنگونه که می بینید، خیلی کوتاه توصیف کنید - جمله به صورت اخباری و خنثی (حوله خیس روی تخت خوابه)
2 - اطلاعات بیشتر به او دهید . (حوله داره روتختی رو خیس میکنه)
3 - منظورتان را با یک کلمه بیان کنید (حوله)
4 - درباره احساستان صحبت کنید . (دوست ندارم رخت خوابم خیس بشه و توش بخوابم. دوست ندارم هر وقت از سرکار بر می گردم خونه ریخت و پاش باشه)
5 - از طرف اشیا برای کودک شکلک بکشید (در صورتی که سواد دارد برایش بنویسید)
    
فصل سوم
جانشین های تنبیه

1 - به جای تنبیه روشهای مفید اصلاح را پیشنهاد کنید: 
2 - به جای استفاده از کلمات تند، تقبیح شدید کنیم. (کسی دوست نداره اینجا بچه ای بدود)
2 - به او فرصت دهید و از جملات « یا » دار استفاده کنید. 
(به جای دویدن میتونی یا در خرید کمک کنی یا داخل سبد بنشینی)
3 - تصمیم فعالانه بگیرید و به او القا نکنید. (از چشمات معلومه انگار تصمیم گرفتی تو چرخ بشینی)
4 -  خیلی قاطعانه بگذارید از عواقب کارش مطلع شود. (تو را به خرید نمی بریم چون در هفته گذشته اذیت کردی. بعد که ناراحتی کرد از او بپرسید تو به من بگو چرا نمی برمت؟)


یک راهکار در زمانی که کودک حرف زشت می زند:

در این زمان ما دو راه داریم
اول اینکه : با او برخورد می کنیم و کتک و تنبیه و ... که به هیچ وجه توصیه نمی شود.

دوم اینکه : سکوت می کنیم و هیچ عکس العملی انجام نمی دهیم. که در این صورت به مرور زمان از زبانش خواهد افتاد.

دو سوال:
1- کودک شما حمام کردن را دوست ندارد. چه روشی را انتخاب میکنید تا علاقمند شود؟
2- کودک شما برای بار سوم مدادش را گم کرده است. شما چگونه به او آموزش میدهید تا دوباره این اتفاق را تجربه نکند؟


- به کودکان باید حریم های خصوصی را آموزش داد. برای این منظور میتوان گوشه ای از خانه را با یک زیر انداز برای کودک مشخص کرد و به او بیاموزیم که این محدوده برای بازی توست و ما هم به آن احترام بگذاریم.
- باید به کودک حس امانت داری و اعتماد را آموخت. پدر و مادر میتوانند این حس را با دادن پول تو جیبی و استفاده به موقع آن به کودک یاد دهند.
- در خریدهای روزانه بچه را به همراه خود ببریم و تبادل پول و کالا را به او بیاموزیم. او را در این کار سهیم کنیم . مثل دادن کرایه تاکسی به راننده.
- اگر کودک بیاموزد که ارزش پول چقدر است میتواند معنای پس انداز را نیز درک کند.
- زمانی که فرزندمان وسیله ای را در مدرسه جا گذاشت و یا گم کرده بود فردای آن روز برای جستجو و پیدا کردن آن تلاش کند.
- زمانی که ما بصورت ماهیانه به فرزندمان مبلغی را میدهیم میتواند بیاموزد که در آینده مدیریت بهتری بر زندگی خود و مخارجش داشته باشد.
- بچه ای که کوتاهی کرده و در نگهداری وسایل شخصی  و لوازم التحریرش بی سلیقه است را نباید با پول دادن و خرید دوباره همراهی کرد. میتوان در قبال کار و کمکی که در خانه می کند این کار را جبران کرد.
- مقدار ماهیانه ای که به فرزندان داده می شود بستگی به میزان درآمد خانواده ها دارد.

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان , این جمله , چاشنی مناسب , روش های , مهارت , نتیجه , چاشنی , تجربه , نوجوان , مطالب , داشته , زمان، , آشنایی , روانشناسی , احکام، اخلاق , گروههای تربیتی , ایفای نقش , دانش آموز , گروه تربیتی , تربیتی , متربی , گروههای , احکام، , اخلاق , لوازم , مرحله , مراحل , منتقل , اعتقادات , زمینه , ایفای , موانع ايجاد محبت , عوامل ايجاد محبت , بين مربي , محبت بين , ايجاد محبت , عوامل ايجاد , دوست داشتن , تربيت انسان , پيدا نمي‌كند , موانع ايجاد , اين فصل , رشد اجتم , روش متربی محور , شیوه متربی محور , متربی محور است، , مهم رسالت پیامبر , مِنْ دُونِ اللَّهِ , رسالت پیامبر اسلام , تربیت جامعه اسلامی , سید محمد حسین؛ , تفس , برای تربیت , همه افراد , این شیوه , دوست ندارم , تربیت کودک , دالین مازلین , آدل فابر , احساسات شدیدتری , برای کودک , این کار , کند زمانی , مادر دریافت , کودک شما , ش
زمان: 2018-05-16 21:45:11

اصول اساسی تربیت کودک

اصول اساسي تربيت كودك چيست؟ منابعي را معرفي كنيد.

با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامي از اينكه با ما سخن مي گوئيد خرسنديم و اميدواريم كه ارتباط شما با اين مركز تداوم داشته باشد. براي پاسخ به سوال شما در ابتدا به بررسي مفاهيم اساسي در سوال شما ني پردازيم و سپس مطالبي را متذكر مي شويم.

اصل چيست؟
واژه اصل در زبان فارسي معادل واژه انگليسي Principle است. «گاه مقصود از اصل، بيخ، بن و ريشه است و براي بحث درباره هر امري بايد به ريشه و اساس واقعي آن توجه كرد. در اين معنا اصل در مقابل فرع قرار دارد. گاه نيز اصل به معناي عيني و متحصّل در خارج است و از اين لحاظ مي ‏توان از واژه اصيل در مقابل اعتباري سخن گفت ‏وگاه نيز اصل به معناي حقيقت (در برابر باطل) است و در اين استعمال اصيل در مقابل بدلي يا ناخالص به ‏كار مي‏ رود.
اصل در علوم چنين تعريف شده است: «اصيل عبارت از مجموعه تعميم هايي است مبتني بر مشاهدات كه در محدوده خطاهاي حسي، قطعي تلقي شده و دانشمندان اغلب آنان را معادل حقايق در نظر مي ‏گيرند.» همچنين به رابطه بين مفاهيم كه به‏ واسطه تعميم هايي توصيف مي ‏شود، اصول علمي اطلاق مي ‏شود.

اصل تربيتي چيست؟
با دو تعريف، آن را تبيين مي نماييم.
ريشه و بنياني است كه در جريان تربيت، اجتناب‏ ناپذير است و به عنوان دستورالعملي كلي، تمام جريان تربيت را تحت سيطره و نفوذ خويش دارد و در صورت تخطي از آن، رسيدن به هدف آرماني تربيت، دستخوش مخاطره مي ‏شود.
سلسله قواعد و معيارهاي كلي (بايدها) كه متناسب با ظرفيت‏هاي انسان انتخاب و به منظور تعيين روش‏هاي تربيتي براي دستيابي به اهداف، مورد توجه قرار مي ‏گيرند.

ويژگي ‏هاي حاكم بر اصول تربيتي
ويژگي ‏هاي حاكم بر اصول تربيتي را مي ‏توان به شرح زير برشمرد:
الف) اصل امري ابداعي و اختراعي نيست، بلكه با توجه به مباني خود قابل دستيابي است و يا از رهگذرِ دريافتِ عنصر مشتركِ روش‏هاي مختلف قابل احراز و كشف است.
ب) اصل مفهومي كلي است و ملاك و معيار واقع مي ‏شود؛ بنابراين نمي ‏تواند امري جزئي و داراي يك مصداق معين باشد.
ج) اصل صرفا يك پديده مفهومي است. تفاوت ماهوي اصل با ديگر عناصر نظام تربيتي، يعني مبنا، هدف و روش، در بعد مفهومي آن است؛ به اين معنا كه، اصل از ارتباط ميان ديگر مفاهيم زاييده مي ‏شود، در حالي كه مفاهيم مبنا، هدف و روش داراي منشأ انتزاع عيني هستند.
د) اصل ماهيتي هنجاري (ارزشي) دارد. نظر به اين‏كه اصل، قاعده و معيارِ عمل و ناظر بر آن‏است، نمي ‏تواند رويكردي توصيفي ‏نسبت به واقعيات تحت عنوان خود داشته باشد، بلكه، برخلاف مبنا كه جنبه ‏ي توصيفي از واقعيات دارد، درصدد ارائه ‏ي واقعيتي مطابقِ مدلول خود و هنجاري متناسب با خاستگاه خود است. به طور كلّي، اصول تربيت متضمن ارزش‏گذاري متناسب با مبناي پذيرفته شده در تربيت و اهداف مورد نظر آن است.
ه ) اصل بر روش حاكميت است و ضابطه مفهومي و رابطه ‏اي براي استفاده از روش ‏هاست؛ بدين معنا كه اصلْ راه‏نمايي نظري براي گزينش روش‏هاي خاص متناسب با اهداف و طرد ديگر روش‏هاست.

ارتباط اصول با ديگر عناصر نظام تربيتي
ارتباط اصل با هدف ارتباطي دوسويه است؛ يعني همان‏طور كه اصل دخالت كاملي در نحوه ‏ي وصول به هدف دارد و بدون تمسّك به آن دست‏يابي به هدف ميّسر نيست، هر هدفي نيز مي‏ تواند براي تحقق خود اصولي را تجويز نمايد. مسلما با توجه به ماهيّت اهداف درمي ‏يابيم كه هر هدفي متناسب با موضوع تربيت، يعني انسان در نظر گرفته مي ‏شود؛ از اين رو، اصولي كه با توجه به اهداف استخراج مي شوند، بدون عنايت به مباني انسان ‏شناسي مورد ارزيابي قرار نمي ‏گيرند. بدين لحاظ مي‏ توان چنين نتيجه گرفت كه اصول، با توجه به پيش‏ فرض‏هاي انسان ‏شناسي و در نظر گرفتن توانايي‏ها و ويژگيهاي انسان، او را براي دستيابي به اهداف كمك مي‏ كنند.
ارتباط اصل با روش در قالب حاكميت اصل بر آنها توجيه مي ‏شود. اين ارتباط صرفا از لحاظ كارآيي و سودمنديِ روش، جهت نيل به هدف موردنظر است؛ از اين‏رو اين‏كه گفته مي‏ شود روش‏ها از اصول اخذ مي ‏گردند، به معناي اين نيست كه روش‏ها معلول اصول‏ند، بلكه اصول صرفا تبيين ‏كننده‏ ي نحوه ‏ي استفاده از آنها هستند.

اكنون به بررسي اصول تربيت كودك مي پردازيم:

1. اصل تكريم شخصيت كودك
كودك چون كودك است، نبايد تحقير شود و احساس بي ارزشي و يا كم ارزشي كند؛ هرچند كودك بيشتر محتاج محبت است؛ ولي اين بدان معني نيست كه شخصيت كودك نبايد محترم شمرده شود كودكي كه با ارزش قلمداد مي شود و شخصيت او محترم شمرده مي شود به احساس خود ارزشمندي دست مي يابد و كسي كه براي خود ارزش قائل باشد خود را به زشتي ها آلوده نمي سازد؛ چرا كه «من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصيه»؛« كسي كه براي خودش ارزش قائل است خود را به واسطه گناه خوار نمي سازد.» مستدرك الوسائل، پيشين،ج11، ص339.
كرامت نفس محور و اساس اخلاق و تربيت اسلامي است و مهم ترين راه آن تكريم انسان در دوران كودكي است. يكي از مهم ترين نكات تربيتي كه در تكريم شخصيت كودك بايد مورد توجه قرار گيرد، جدي گرفتن احساسات كودك در هفت سال نخست زندگي است. http://www.pajoohe.com))

2. انتظارات واقع بينانه اي از كودكانمان و خودمان داشته باشيم :

وقتي والدين توقعات زياد و يا زودتر از زمان لازم از كودك خود داشته باشند و يا انتظار كامل بودن را از فرزندان خود داشته باشند، در آن صورت مشكلاتي بروز پيدا خواهد كرد. مثلاً والديني كه انتظار دارند كودكشان هميشه مودب و شاد بوده و با آنان همكاري كند خود را در معرض ياس و مشكل با فرزند خود قرار مي دهند. از كودك خود انتظار نداشته باشيد كامل باشد. همه كودكان اشتباه مي كنند اما بيشتر اشتباهات عمدي نيستند، پس انتظار نداشته باشد كه فرزندي بدون ايراد داشته باشيد، بلكه توقعات خود را بر اساس توانايي كودك خود تنظيم كنيد تا در تربيت او دچار مشكل نشويد. ( http://noorportal.net)

3. پدرها و مادرها از خودتان مراقبت كنيد
گاهي پدرها يا مادر ها در روند مراقبت از كودكشان نيازها و خواسته هاي اساسي خود را فراموش مي كنند. وقتي نيازهاي شخصي شما از نظر داشتن ارتباط با دوستان، تفريح، مطالعه و نياز به تنها بودن در زمانهاي خاص برآورده شود پدر يا مادر بودن آسان تر مي گردد. والد خوب بودن بدين معني نيست كه كودك بر زندگي شما تسلط داشته باشد. اگر نيازهاي شخصي شما به عنوان يك بزرگسال برآورده شود صبور بودن، ثبات داشتن و در دسترس كودك بودن براي شما آسان تر مي شود .( http://noorportal.net)

4. آماده كردن يك محيط امن و مورد علاقه
فراهم كردن محيطي امن براي كودكان كم سن موجب آرامش بيشتر شما در زمينه تربيت فرزندتان و جلوگيري از حوادث ناگوار خانگي مي شود. با تغيير و جابجايي وسايل منزل به ويژه، وسايلي كه مي توانند به كودك صدمه بزنند، اين امكان را به كودك مي دهيد، در طول روز با امنيت بيشتري سرگرم باشد و شما آسوده تر باشيد. كودكان نيازمند يك محيط جذاب هستند كه فرصت هاي لازم را براي جست و جو، كشف، تجربه و رشد مهارتهاي آنها فراهم مي آورد. خانه اي كه پر از اشيا جالب توجه مي باشد، كنجكاوي كودك، رشد زبان و توانايي هاي هوشي او را تحريك خواهد كرد. همچنين مي تواند كودك را سرگرم و فعال نگاه داشته و احتمال بدرفتاري او را كاهش دهد.
كودكان به نظارت مناسب نياز دارند، نظارت مناسب بدين معني است كه بدانيد كودك كجاست و چه كاري انجام مي دهد.(همان)

5. تدريجي بودن: تغيير رفتار در كودك به صورت تدريجي صورت مي گيرد، بنابراين توقع نداشته باشيد يك شبه رفتاري كه مد نظر شما ست در فرزندتان ايجاد گردد، بلكه اين كار نياز به برنامه ريزي، صبر و حوصله و به كار گيري روش هاي مختلف دارد.

6. شناخت ويژگي هاي كودك:
برخي از بزرگتر ها گمان مي كنند كه كودك موجودي است با ويژگي هاي انسان بزرگسال كه منتهي در اندازه هاي كوچك تر، به همين دليل هيچ تفاوتي بين كودك و انسان بزگسال قائل نيستند. شناخت ويژگي هاي رواني كودك از اصول انكار ناپذير تربيت كودك مي باشد و تا زماني كه از ويژگي هاي كودك به صورت كامل اطلاع كامل وجود نداشته باشد نمي توان در تربيت او گام اساسي برداشت. در اين زمينه مطالعه كتابهاي روان شناسي رشد توصيه مي شود.

7. همه جانبه بودن. انسان كامل، انسان جامع الاطراف است، انساني كه در ابعاد گوناگون عقلاني ، اجتماعي ، عاطفي ، جسماني و معنوي تربيت شده باشد. در تربيت كودك، بايد افق ديد خود را وسعت بخشيم و تك بعدي و گلخانه اي فكر نكنيم، چرا كه در خارج از گلخانه پژمرده مي شويم و از بين مي رويم، بنابراين بايد برنامه تربيتي خود را به گونه اي تنظيم كنيم كه كودك در تمام زمينه ها به رشد كافي دست پيدا كند.

8. درنظر گرفتن تفاوت هاي فردي: تفاوت هاي فردي و اختلاف و استعدادها و گوناگوني انسان ها از مسائل اساسي در تربيت است كه بدون توجه به آن تربيت صحيح محقق نمي شود. اين اصل مي گويد وقتي ظرفيت ها، استعداد ها، قابليت هاي افراد متفاوت است ديگر نمي توان نسخه اي واحد براي همه صادر كرد و از همه انتظار يكسان داشت بلكه بايد به خاطر ظرفيت و استعداد هر فرد از او تكليف خواست .كودكان از نظر وراثت ، نوع خانواده، نوع ارتباطات، وضع اقتصادي، توانايي ها و تجربيات ، متفاوت از يكديگرند، بنابراين مقايسه دو كودك با هم از اشتباهات بزرگي است كه والدين مي توانند انجام دهند

9. اصل محبت و استفاده از عواطف متربي
محبت نقش اساسي در طرز رفتار و سلوك انسان در زندگي دارد و آثار آن در يادآوري و تداعي انديشه ها، بروز تمايلات و اعتقادات و همچنين در قلب و زبان و اندامهاي ديگر ظاهر مي گردد و مي توان از صورت ابزاري نسبت به شيء مورد نظر جابجا شده و به هدف عالي تر يا پست تر منتقل گرديد. نقش و اهميت عواطف و انفعالات به حدي است كه امام صادق در روايتي ايمان را منحصر در حب و بغض نموده است. طبق اين اصل در جريان تربيت گاهي براي جلوگيري از اعمال ناشايست و يا انجام اعمال نيك بايد از قدرت محبت به صورت بذل محبت يا حرمان محبت كمك گرفت و تغيير و تحولي كه در نتيجه پيروي از اين اصل در انسان به وجود مي آيد بسيار ژرف و بنيادي است.( http://www.bsharat.com)

10. اصل عزت
مقصود از اصل عزت آن است كه بايد كودك را عزيز دانست و مايه هاي عزت نفس را فراهم آورد. يكي از صفات خداوند «رب العزه» است اين صفت نشانگر آن است كه خداوند هم مالك و صاحب عزت و هم تدبير گر عزت است. در اسلام شرافت و كرامت از حيثيات ذاتي انسان و از حقوق طبيعي او است كه چون حق حيات در همه حال با او است و نبايد از وي سلب شود اما همه انسانها عزتمند نيستند از ميان آنان تنها كساني كه در پرتوي عقل به تقوا و ايمان راه مي يابند از عزت بهره برده اند. چنانچه مربي بتواند با راهكارهاي عملي غزت نفس متربي را افزايش دهد، خود متربي به صورت خودكار به سمت كارها و اعمال پسنديده سوق پيدا مي كند.(همان)

11. اصل حريت
از آنجايي كه انسان اراده و اختيار دارد در انتخاب امور گوناگون آزاد است در تربيت نيز بايد به اين اصل توجه داشت و نميتوان فرد را با اجبار و اكراه تربيت كرد. اساساً تربيت با ميل و خواست متربي است نه با زور و تهديد. بنابراين بايد خود فرد بخواهد و ميل همراهي در تربيت در او ايجاد شود، كه اگر همه عوامل فراهم شود مادامي كه فرد رغبت و انگيزه نداشته باشد و با تربيت همگام نشود، تربيت در او محقق نخواهد شد.(همان) البته در برخي موارد در تربيت كودك استفاده از اجبار لازم است اما به هيچ عنوان مجبور ساختن كودك روشي هميشگي محسوب نمي شود و مربي بايد برنامه تربيتي خود را به گونه اي تنظيم كند كه رفته رفته از ميزان اجبار كاسته شود و خود كودك با خواست و اراده خود اهداف تربيتي را انجام دهد.

براي مطالعه بيشتر به اين دو كتاب مراجعه فرماييد.
1. كتاب نظام تربيتي اسلام نوشته حاجي ده آبادي از انتشارات مركز جهاني
2. كتاب روش هاي تربيتي اسلام نوشته دكتر محمد داوودي از انتشارات پژوهشكده حوزه و دانشگاه

برچسب ها: عادت دهید , آموزش دهید , بدون ضرورت , داشته باشید , شما باید , طرز مناسبی , برحذر دارید , کتاب های , تشویق کنید , عادت دهید، , توصیه کنید , آموزش , کودکی , فرزند , خوان , برنامه ریزی , استرس شدیدی , هیجان های , راه هایی , شما هجوم , برای مثال , منحرف کردن , هیجان زده , هیجان , کنکور , برنامه , تواند , هیجانی , کنترل , کنید؛ , تاخیر , تنظیم , ت , ارتباط باید توأم , برقراری ارتباط دوستانه , این امر , خوب شنیدن , تولد آنها , دهیم، این , مرحله جذب , ارتباط دوستانه , ارتباط باید , باید توأم , برقراری ارتباط , فرصت کافي دارند , تقاضاي محبت بيشتر , مهارت هاي , فرصت کافي , مسئوليت هاي , کمک کنيد , اين است , انجام دهد , اگر فرزند , کافي دارند , جدول مصور , تهيه کنيد , سال هاي , كيمياى سعادت، , انگيزه پدر , تربيت كودك , اين باره , انجام دادن , سخت نيايد , اعضاى خانواده , اين خانواده , تشكيل داده , تدبير منزل، , بيان كرده , خانواده , فرزند , کودکان بزرگتر , کنید برای , درون کمد , تحسین کنید , تربیت کودک , اسباب بازی , رفتارهای غلط , کودکان , تحسین , رفتارهای , رفتار , اسباب , کلمات , معمولا , تشویق , استفاد , زمینه های , های مختلف , اطلاع رسانی , حوزه های , کار گرفته , عصر حاضر , رسانه های , دارای سرعت , رسانه , اجتماعی , دارای , تعلیم , زمینه , اطلاع , وسایل , ارتباط , تربیت , پی , مضامین متنوع ارائه , شده توسط رسانه‌ها، , آنکه کودکان بتوانند , برای آنکه کودکان , آینده پرورش دهند , های نامناسب ماهواره , برای آینده پرورش , های ماهوا , آمد جادو می‏گویید؟ , رسول گرامی اسلام , حال آنکه جادوگران , آنکه جادوگران پیروز , ناصر مکارم شیرازی , أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ , یقین شخصی می‌داند , امام سجاد علیه , سجاد علیه السلام , امام علیه السلام , حضرت امام سجاد , اهداف تربیتی صحیفه , تربیتی صحیفه سجادیه , نظام تربیتی صحیفه , خصوص ارتباط انسان , امام عليه السلام , صلّى اللّه عليه , اكرم صلّى اللّه , پيغمبر صلّى الله , صلّى الله عليه , حضرت امام بردم , فضل الله نورى , عليه السلام فرمود , خدمت حضرت ام , صلّي الله عليه , مسجد بيرون آمد، , مشغول بازي بودند , الله عليه , صلّي الله , فرزندان خود , بين فرزندان , شنيدن اين , تقي مجلسي , محمد باقر , حياط مسجد , اطرافيان , این جمله , چاشنی مناسب , روش های , مهارت , نتیجه , چاشنی , تجربه , نوجوان , مطالب , داشته , زمان، , آشنایی , روانشناسی , احکام، اخلاق , گروههای تربیتی , ایفای نقش , دانش آموز , گروه تربیتی , تربیتی , متربی , گروههای , احکام، , اخلاق , لوازم , مرحله , مراحل , منتقل , اعتقادات , زمینه , ایفای , موانع ايجاد محبت , عوامل ايجاد محبت , بين مربي , محبت بين , ايجاد محبت , عوامل ايجاد , دوست داشتن , تربيت انسان , پيدا نمي‌كند , موانع ايجاد , اين فصل , رشد اجتم , روش متربی محور , شیوه متربی محور , متربی محور است، , مهم رسالت پیامبر , مِنْ دُونِ اللَّهِ , رسالت پیامبر اسلام , تربیت جامعه اسلامی , سید محمد حسین؛ , تفس , برای تربیت , همه افراد , این شیوه , دوست ندارم , تربیت کودک , دالین مازلین , آدل فابر , احساسات شدیدتری , برای کودک , این کار , کند زمانی , مادر دریافت , کودک شما , ش , بايد برنامه تربيتي , تربيتي اسلام نوشته , تكريم شخصيت كودك , ديگر عناصر نظام , ويژگي ‏هاي حاكم , مورد توجه قرار , اين اصل , ويژگي هاي , تربيت كودك , خود داشت
زمان: 2018-05-16 21:45:13